داستان کوتاه باباجانم چگونه وارد مشاغل سیاسی شد اثر ارسکین کالدول

دسته‌بندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آذر ۳۰, شنبه ساعت ۷:۱۴
داستان کوتاه باباجانم چگونه وارد مشاغل سیاسی شد اثر ارسکین کالدول

وقتی “بن سیمونز”- کلانتر محل- از کوچه بالا آمد و وارد حیاط شد، تازه شام‌مان را خورده روی ایوان جلو خانه نشسته بودیم. بابام آن شب همچه کیفور نبود و تقریبا در تمام مدت یک کلمه حرف نزده بود، جز این که گاهی زیر لب با خودش چیزی می‌گفت و غری می‌زد. در حقیقت بابا […]

داستان یک خاله بیچاره نوشته‌ هاروکی موراکامیداستان کوتاه گربه زیر باران اثر ارنست همینگوی