داستان کوتاه اردیبهشت؛ نوشته نازنین هاتفی
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۵, جمعه ساعت ۲۱:۰۳
اردیبهشت که اولا این شکلی نبود؛ اردیبهشت عطر بهار نارنجای ته حیاط عزیزجونو داشت؛ اردیبهشت توو حیاط عزیز جون، یه تیکه از خود بهشت بود. وقتی پای صحبتاش مینشستی میگفت اون سالای دور که سیزده سالش بود و تازه داده بودنش به آسدرضا، بهونه ی خونه و عروسکاشو که میگرفت، آسدرضا میاوردش لب باغچه و […]

