داستان کوتاه نامه به همسایهی دانشمند اثر آنتوان چحوف
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۴ اسفند ۱۶, یکشنبه ساعت ۱۹:۴۷
مترجم: حمیدرضا آتشبرآب قصبهی نانهای جویده شده همسایهی عزیز ماکسیم… (آه فراموش کردم پدر روحانی شما را چه مینامید، بزرگوارانه مرا ببخشید!) ببخشید وعفو کنید این مردک پیر و روحیهی یاوه بافش را، که جسارت کرده و آرامشتان را با سخنان نامربوط و ناچیز خود در این نامه به هم زده است. دیگر یک سال […]

