قلمرو خدا؛ داستان کوتاهی از ویلیام فاکنر

دسته‌بندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۴ اسفند ۳, دوشنبه ساعت ۱۵:۱۵

نویسنده: ویلیام فاکنر (William Faulkner) مترجم: تقی‌زاده و صفریان ماشین به‌سر‌عت از خیابان «دکاتور» سرازیر شد و به کوچه که پیچید توقف کرد. دو مرد پیاده شدند اما سومی سر جایش باقی ماند. چهره‌ی مردی که در اتومبیل مانده بود، مات و گرفته بود و لب‌ها‌یش شل و افتاده و چشم‌هایش مثل گل‌گندم، روشن و […]

در جستجوی زمان از دست رفته؛ داستان کوتاهی از ماندانا خاتمیداستان کوتاه شعرها نوشتۀ پتر بیکسل با ترجمۀ فرانک آرتا