داستان کوتاه شعرها نوشتۀ پتر بیکسل با ترجمۀ فرانک آرتا

دسته‌بندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۴ اسفند ۳, دوشنبه ساعت ۱۱:۳۵

پدربزرگ هم دوست داشت رام کننده‌ی حیوانات وحشی شود تا همه‌ی آنهایی که به او اعتماد نداشتند واذیتش کردند، عصبانی کند.هرگز در این باره صحبت نکرد. پدربزرگ در یک برکه‌ی کوچک مرغابی نگهداری می‌‌کرد. حالا مرده از بس که در نوشیدن زیاده‌روی کرد. به یک باره درزندگی‌اش فهمید که رام‌کننده‌ی حیوانات نیست، از آن ...

قلمرو خدا؛ داستان کوتاهی از ویلیام فاکنردگرگونی دنیا؛ داستان کوتاهی از ارنست همینگوی