پنداشتیم تهی دستیم و بی‎چیز؛ آنا آخماتووا

دسته‌بندی: فرهنگی و هنریتاریخ انتشار: ۱۳۹۶ خرداد ۱۶, سه‌شنبه ساعت ۵:۵۶

پنداشتیم تهی دستیم و بی‎چیز، اما زمانی که آغاز شد از دست دادن همه چیزی، هر روز برایمان خاطره‎ای شد، آنگاه شعر سرودیم برای همه‎ی آن چه داشتیم، برای سخاوت پروردگار. 1915 ترجمۀ احمد پوری

دیوان میرسعید محمد کروخیاولین گناه من؛ شعری از آنیسا معظمی