دیدگاه فروید در خصوص ذهن و شخصیت.

دسته‌بندی: روانشناسی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ شهریور ۱۱, شنبه ساعت ۱۱:۵۶۰ رأیبدون امتیاز

ایده‌ی بزرگی که فروید وارد روانکاوی کرد، ایده وجود ناخودآگاه بود. وقتی یک نفر به جای کتاب تصادفا می‌گه کباب، علتش می‌تونه این باشه که گرسنه است و این ناخودآگاهشه که بر زبانش مسلط شده. اگر کسی رو دوست داری، لزوما به دلایلی نیست که تو فکر می‌کنی، شاید این آدم پدر تو رو به یادت می‌آره و یا شخصی که قبلا...

ایده‌ی بزرگی که فروید وارد روانکاوی کرد، ایده وجود ناخودآگاه بود. وقتی یک نفر به جای کتاب تصادفا می‌گه کباب، علتش می‌تونه این باشه که گرسنه است و این ناخودآگاه است که بر زبانش مسلط شده. اگر کسی رو دوست داری، لزوما به دلایلی نیست که تو فکر می‌کنی، شاید این آدم پدر تو رو به یادت می‌آره و یا شخصی که قبلا به یک دلیل دیگه دوست‌داشتی بود.پدیده‌هایی که هرچند در لحظه از آنها آگاه نیستیم اما می‌تونیم هر وقت بخوایم آنها را رو به خودآگاه بیاوریم. بنابراین در روانکاری فرویدی باید بین خودآگاه و نیمه آگاه و ناخودآگاه تفکیک قایل شد. فروید بیش‌تر از هرچیزی ناخودآگاه رو محل جمع شدن امیال سرکوب شده میدانست. یک جور زباله‌دان برای خودآگاه.

فروید عمده شخصیت انسان را در کنترل ضمیر ناهشیار میداند و ذهن انسان را به یک کوه یخ تشبیه میکند که بخش عمده آن در زیر آب است و بخش کمتر آن بیرون از آب.بنابر این ریشه بسیاری از رفتارهای ما خصوصا رفتارهای مرضی و بیمار گونه در زیر ناخود آگاهی قرار دارد.

برای درمان هم این باور وجود دارد که باید خاطرات را که به وقایع در گذشته فرد مربوط است و در ضمیر ناهشیار قرار دارد مورد بررسی قرار داد و از ناخود آگاه به بخش آگاه ذهن منتقل کرد.لذا در این نظریه بینش در خصوص مشکلات باعث درمان خواهد شد.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...