گُمگشته


گُمگشته

نا خدا گمگشته دارم پارو بی قایق می خوام چکار سربه سجاده نهادم توفان آورده ای حسرت گل های سرخ بی مهر کرده دلم خواب بی رویا ،آزار می دهد عاشق زخم خورده را آتش داغ نفس ها ،خوابگاهم را از...

نا خدا گمگشته دارم
پارو بی قایق می خوام چکار
سربه سجاده نهادم توفان آورده ای
حسرت گل های سرخ بی مهر کرده دلم
خواب بی رویا ،آزار می دهد عاشق زخم خورده را
آتش داغ نفس ها ،خوابگاهم را از سینه سوخت
باد بی مروت ، سینه سوخته را می کشاند تا پُشت کوه
دست بی مهری مده ،آتش زیرخاکسترجاندارست هنوز
دودمان درکشتی و دوست خواهان یک سربراه
قلب گرمم چون پلنگان بی تاب است هنوز
وای زین دردعشق ومعشوق عشق
حوریان نیمه شب ازداغ عشقم گریه زارن هنوز
منوچهر فتیان پور(راد)


تبليغ
تبليغ

بيشترين بازديد امروز در گروه شعرنو


کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location