شهید رمضان؛ نگاهی به زندگی علامه شهید سید قیام‌الدین غازی بنیان‌گذار نهضت اسلامی تاجیکستان


شهید رمضان؛ نگاهی به زندگی علامه شهید سید قیام‌الدین غازی بنیان‌گذار نهضت اسلامی تاجیکستان

آیت الله شهید سیدقیام الدین غازی که نهضت اسلامی تاجیکستان و ازبکستان حدود نیم قرن پیش با مجاهدت‌های ایشان پایه‌گذاری شد، در رمضان المبارک سال 1442 هجری قمری (1398 هجری شمسی) در زندان به شهادت رسید.

گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم- علامه شهید، سید قیام الدین غازی، در 1952/3/21 ( 1331/1/1 شمسی) در ناحیه حصار شومان کشور تاجیکستان در خانواده ای روحانی معروف به اصالت، نجابت و طهارت والدین و خاندان و از سادات تقوی به دنیا آمده اند.

پدر ایشان، سید امام الدین غازی(ره) فقیه، پیر و مرشد، شاعر، و عالم مبارز زمان شوروی بوده و از ایشان چند اثر به میراث مانده است. پدر بزرگ اشان حضرت سید غازی(ره) عالم ربانی، عارف حقیقی، مرشد مردم، مجاهد و از مبارزان علیه حکومت کمونیستی بودند. جد اعلای ایشان حضرت سید شاگَرد علی ختلانی(ره) دانشمند برجسته، فقیه زبده، پیر و قطب عرفانی آن سرزمین، پیشوا و مبارز ظلم ستیز که در اواخر قرن نوزدهم در سال 1888 میلادی در ولایت ختلان تاجیکستان، جنبش عدالتخواهی مردمی و دینی، علیه حاکمان ظالم و مستبد امارت بخارا را رهبری نموده اند. از فرماندهان میدانی این حرکت، شخصی به نام «واسع» از مریدان و پیروان ایشان بودند که این جنبش به «قیام واسع» شهرت یافته است و در تاریخ سیاسی و مبارزاتی تاجیکستان نقطه عطف و جایگاه ویژه ای دارد.

اجداد ایشان همگی از عالمان، عارفان و مروجان دین جدشان، و از مجاهدان و مبارزان روزگار خویش بودند.

سیدقیام الدین غازی مقدمات علوم اسلامی را نزد پدر بزرگوارشان فراگرفتند و سپس برای ادامه تحصیل به شهر های مختلف سفر کرده و نزد برجسته ترین علما و ملاهای آن زمان تلمذ نمودند. بطوری که هوش و همت عالی، تلاش و پشتکار مثال زدنی ایشان باعث می شود که در اوایل جوانی، خود در زمره بهترین و شناخته ترین عالمان وقت در علوم مختلف دینی - صرف، نحو، قرآن، تفسیر، حدیث، فقه، ادبیات عرب، ادبیات فارس و ... - قرار بگیرند و خود نیز به تدریس و تربیت شاگردان بپردازند.

آیت الله شهید سیدقیام الدین غازی، از استاد ارجمندشان ملا مراد ایرانی در دروس مختلف و مخصوصا در زمینه بیداری سیاسی بهره های فراوانی برده اند. به گونه ای که این تعلیمات شاکله شخصیت آینده سیاسی اشان را شکل می دهد. ملا مراد از اهالی بخارا و از مادر اصفهانی بوده، لذا به همین سبب به ملا مراد ایرانی مشهور بودند.

ملا مراد در اوان جوانی، عضو فعال و از قلم بدستان جنبش «جدیدیه» جوانان انقلابی بخارا بوده اند. جنبش «جدیدیه» در دهه دوم قرن بیستم، نقش بسیار اثرگذار در روند تحولات سیاسی و بیداری اجتماعی در منطقه آسیای مرکزی داشته است. ملا مراد به کشورهای زیادی سفر و سالهای طولانی در سرزمین های مختلف اقامت نموده و با شخصیت ها، حرکت ها و جنبش های اسلامی و انقلاب های جهانی، آشنا و به آموزش و مطالعه دقیق آن ها می پردازد. ایشان فعالیت های سیاسی و فرهنگی گسترده ای داشته اند. نهایتا در اواخر حیات پربار و سرشار از توشه، تجربیات عمر گرانبارشان را به قیام الدین جوان منتقل و به ایشان آموزش می دهند.

تحصیلات آکادمیک علامه شهید، سیدقیام الدین غازی عبارتند از لیسانس سیاست و حقوق از دانشکاه کابل در سال 1996 و دکتری ادبیات فارس از دانشگاه علامه اقبال لاهوری اسلام آباد در سال 2000. همچنین ایشان سابقه عضویت در شورای علمای افغانستان در دهه نود میلادی را در کارنامه علمی فرهنگی خود دارند.

آیت الله سیدقیام الدین غازی به کشورهای زیادی سفر کرده و در بعضی از کشورها از محضر علمای اسلامی استفاده نموده اند. همچنین چندین سال در شهر مقدس قم اقامت داشته اند. در این سال ها در جلسات درس بزرگان و آیات عظام این دیار شرکت و کسب فیض نموده اند.

تاسیس نهضت اسلامی تاجیکستان

سیدقیام الدین جوان با چنین زمینه و پیشینه خانوادگی که اجدادشان همه از علمای مجاهد و مبارز بودند و همچنین سال ها آموزش، همنشینی و صحبت های روشنگر و انگیزنده استاد انقلابی اشان ملا مراد ایرانی، آن گونه تربیت یافتند که نمی توانستند در مقابل حکومت مستبد و ضددینی کمونیستی شوروی ساکت بمانند.

بنابر این، در سال 1972 با وجود جو فوق خفقان شوروی، بعد از مدت ها کلنجار رفتن و آزمودن، به یکی از دوستان و هم سبقانشان به نام ملا عبدالله (بعدها عبدالله نوری) ایده تشکیل یک انجمن و یک سازمانی را مطرح می کنند تا بتوانند از طریق آن آموزش معارف دینی به جوانان، و فعالیتهای روشنگری، بیداری و آزادیخواهی مردم علیه حکومت کمونیستی را بهتر سازماندهی کنند. این حرکت در نهایت به تاسیس دو حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و ازبکستان منجر می گردد. شاخه ازبکستانی توسط علامه رحمت الله رهبری می شد که ایشان در همان سالهای اول به شهادت رسیده اند.

در سال 1986 در پی دستگیری و زندانی شدن ملا عبدالله (عبدالله نوری)، علامه شهید همراه تنی چند از دوستانشان اولین و بزرگترین تظاهرات اعتراضی آزادیخواهی دینی را علیه دولت ضد دینی کمونیستی راه اندازی کرده اند.

علامه شهید، سیدقیام الدین غازی بین سالهای 1989 تا 1992 خطیب مسجد جامع ناحیه خراسان و همچنین استاد مدرسه عالی (دانشگاه) امام ترمذی شهر دوشنبه بودند.

در طول دوران فعالیت های سیاسی و تبلیغی بار ها و بارها توسط حکومت دستگیر و شکنجه شده اند. اولین دستگیری در 1979 در جریان حمله شوروی به افغانستان اتفاق می افتد. در آن دوران، در دفاع از مردم مظلوم و مسلمان افغانستان، علیه حکومت مهاجم و اشغالگر شوروی به روشنگری و سخنرانی های گسترده ای در میان مردم تاجیکستان و ازبکستان می پردازند که در نهایت دستگیر و شکنجه می شوند.

در دوران مبارزات و تظاهرات های استقلال خواهی مردم تاجیکستان، در سال 1992، علامه سیدقیام الدین غازی از رهبران و میدان داران اصلی و پرشورترین و نامدارترین سخنوران، و معروف ترین روحانی مبارز در سطح کشور، در آن عرصه بودند. از سال 1992 تا 1997 بین مردم آزادی خواه و استقلال طلب از یک طرف، و طرفداران سلطه شوروی از طرف دیگر، نزاع فزاینده ای رخ داد و با دخالت چند کشور همسایه، حاکمان امروز که از کمونیستان آن روز و مخالف استقلالیت و آزادی کشور بودند، به سر قدرت آورده شدند که این اتفاق منجر به فاجعه و جنگ خونینی گشت که در نتیجه به خسارات فراوان و کشته شدن بیش از 200 هزار از مردم عادی گردید. صدها هزار نفر هم آواره و مهاجر شدند. در طول پنج سال مهاجرت (1992-1997) آیت الله سیدقیام الدین غازی با مسولیتهای مختلف از جبهه نهضت اسلامی در خدمت مهاجرین بوده و برای جمع آوری و دریافت کمک ها برای مهاجرین به کشورهای زیادی سفر نموده اند.

در نهایت، در سال 1997 با کمک و میانجیگری جمهوری اسلامی ایران، دولت اسلامی افغانستان و سازمان ملل، بین مخالفان و دولت تاجیکستان توافقنامه صلحی به امضا رسید. ‌

علامه سیدقیام الدین غازی عضو ارشد کمیسیون صلح بوده و تا پایان کار دوره توافق شده در «کمیسیون آشتی ملی» مشغول فعالیت می شوند. به پاس خدماتش در تطبیق مفاد توافقنامه صلح، از طرف دولت تاجیکستان با مدال «شرف» تقدیر شده اند.

ایشان از سال 2006 به بعد بیشتر به تدریس، تبلیغ، نشر معارف اسلامی و تربیت شاگردان مشغول شده و چند سال آخر عمرشان را در خارج از تاجیکستان زندگی کرده‌اند.

ربایش و زندان

سیدقیام الدین غازی در شب 20 نوامبر سال 2017 هنگام بازگشت از استانبول ترکیه به سن پترزبورگ روسیه، در فرودگاه «پولکاوا» توسط نیروهای امنیتی روسیه ربوده شده و به مقامات تاجیکستان استرداد می گردند. در حالی که هیچ گونه پرونده ای در روسیه نداشته و در لیست تحت تعقیب نیز نبودند. برعکس، سالها با ویزا و اقامت قانونی و رسمی در روسیه زندگی و کار می کردند.

اگرچه بستگان ایشان از این اتفاق تا حدودی مطلع و مصرانه پیگیر وضعیتشان بودند، اما دولت تاجیکستان به مدت یک ماه قاطعانه اظهار بی اطلاعی و هرگونه آدم دزدی و بازداشت را رد می کرد.

بالاخره پس از ماه ها بازداشت، بازجویی و شکنجه اعلام می کنند که ایشان متهم به تبلیغ مذهب شیعه، ارتباط با مقامات امنیتی ایران و اقدام علیه امنیت دولت هستند.

دادگاه ایشان خرداد ماه 1397 (ماه می 2018) در بازداشتگاه شماره یک شهر دوشنبه بدون اطلاع و حضور هیچ یک از بستگان و نزدیکان، و بدون معرفی وکیلی از طرف خود یا خانواده اشان و بدون حضور خبرنگاران، و پشت درهای بسته برگزار و به اتهام واهی تلاش برای براندازی نظام سیاسی و برانگیختن عداوت مذهبی به 25 سال زندان محکوم شدند.

علامه شهید سیدقیام الدین در طول مدت هفت ماه بازداشت و یک سال زندان، خود و فرزندانش مرتبا و بدون تنفس تحت شدیدترین تحقیرها، توهین ها ضرب و شتم ها، باجگیری های بسیار گسترده و شکنجه های روحی و جسمی غیر قابل تحمل قرار می گیرند. بطوریکه ایشان 3 بار زیر این شکنجه ها «می‌میرند» و جسدشان به سردخانه منتقل و به خانواده اعلام می شود که بیایند و جنازه را تحویل بگیرند. اما در کمال اعجاز، در دو دفعه از این کشته شدن ها کارمندان سردخانه، کنار مرده ها به صورت کاملا تصادفی متوجه می شوند که ایشان زنده است و دوباره به زندان بازگردانده می شود.

سرانجام، بار سوم، در غروب 14 ماه رمضان (2019/4/19) در زندان وحدت واقع در حومه شهر دوشنبه در یک آشوب برنامه ریزی شده و کاملا مشکوک با صدها سوال بی جواب، به شکل بسیار فجیع، ذبح و به شهادت می رسند. مقامات دولت تاجیکستان بدون ارائه هیچ سند و مدرکی مدعی اند که گویا این آشوب و این حادثه توسط افراد داعشی زندانی انجام گرفته است. تاکنون همچنان این حادثه سراسر در هاله ابهام با سوال های بی پاسخ، ناروشن باقی مانده است.

ایشان در یک جمله معروف گفته بودند که: «ما در صلب پدرانمان تا رسیدن به لحد، ان شاالله مجاهد، مبارز و نهضتی خواهیم ماند.» و سرانجام 29 اردیبهشت 1398 با خون خود این سخنشان را به تصدیق رسانده و بهشت شتافتند.

در حالی که از همان ساعات اول فاجعه، خبرهای ضد و نقیض و ناکامل در رسانه ها و در بین مردم منتشر شده بود، دولت تاجیکستان تا یک روز پس از حادثه حادثه، موضوع را به بستگان این شهید بزرگوار اطلاع ندادند. دولت تاجیکستان نه‌تنها پیکر شهید را به خانواده تحویل ندادند، بلکه اجازه نزدیک شدن و خداحافظی برای آخرین سفرشان را به زن و فرزندان و مادر پیر داغدیده ایشان ندادند.

حتی اجازه کفن، غسل، و نماز میت و هیچ گونه آداب و مراسمی که برای هر درگذشته مسلمان، بلکه هر انسانی از مسلمات است، داده نشد و در حالی که تمام اقوام و خویشان، شاگردان و مریدان، دوستداران و هزاران نفر از مردم عزادار آماده تشییع درخور ایشان بودند. حتی مادر پیرشان را برای آخرین وداع، نگذاشتند سر بریده پسر را ببیند.

نه تنها هیچ گونه اجازه ای داده نشد، بلکه در آن روز آه و ناله، غریو و فریاد، هوای داغ، زبان روزه، با تهدید و ارعاب، توهین و تحقیر، ضرب و شتم فرزندان و برادران، زنان و دخترانش، کربلایی برپا کردند. بطوریکه دو نفر از فرزندان و یکی از برادرانش بر اثر کتک و جراحات روانه بیمارستان و تعدادی از زنان و دختران خانواده با حال وخیم به خانه برگردانده شدند.

دولت تاجیکستان باز هم با این قساوت و بی رحمی قانع نشده، نیروهایی را با کلاشنیکف سر قبر گمارد و به مدت یک هفته، بصورت شبانه روز آنجا نگه داشتند تا از نزدیک شدن داغدیده ها و مصیبت زده ها به مزار شهید بزگوار جلوگیری کنند.

انتهای پیام/.



تبليغ


کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location