توهّم


توهّم

نه در رویا نه در بیداری و خوابم گرفتار زمان در مکانی پیش وجدانم هزاران لحظه ی بی تو اسارت رفته ام من این ظلم بزرگی که روا کردی به جان و روح و قلبم بر نمی‌تابم تو رفتی با آنکه می‌دانستی آرزوی...


نه در رویا
نه در بیداری و خوابم
گرفتار زمان
در مکانی پیش وجدانم
هزاران لحظه ی بی تو
اسارت رفته ام
من این ظلم بزرگی
که روا کردی
به جان و روح و قلبم
بر نمی‌تابم

تو رفتی
با آنکه می‌دانستی
آرزوی آرزوهایم بودی
و تمام هستی ام
با نبودت
بر وجودم
زخم کاری زدی
مرا نیست کردی در مستی ام

تو رفتی
و پوچ شد
دنیای من از رفتنت
منم تنها ماندم
و آن آرزوهای محال
غم‌های بی‌پایان
و نام و نشانی ماند
فقط از بودنت..



hichyek
هیچیک

حتما بخوانید: سایر مطالب گروه شعرنو

برای مشاهده فوری اخبار و مطالب در کانال تلگرام ما عضو شوید!


منتخب امروز

بیشترین بازدید یک ساعت گذشته


عکس‌ | تصویر عاشقانه و دونفره جدید بهاره رهنما با نامزد سومش!