دو دست مرد مهریه زن
هم صدا:چندی قبل مرد جوانی به دادگاه خانواده تهران رفت و دادخواست طلاق داد. وی به قاضی محکمه گفت: حدود شش سال قبل «راضیه» را با مهریه 100 سکه طلا به عقد خود درآوردم. اما افسوس که زندگی سرد و بیروحی داشته و هر دو از این ازدواج، سرخورده و پشیمان بودیم.
با اینکه هیچ تفاهمی نداشتیم فقط به خاطر حفظ آبروی خود و خانوادههایمان زندگی مصلحتآمیز را تحمل کرده و لب به گله باز نمیکردیم. حتی هیچگاه بر سر بچهدار شدن با هم حرفی نمیزدیم و زندگی در سکوت و تنهایی سپری میشد.
تا اینکه چند ماه قبل در محل کارم دستانم زیر دستگاه پرس ماند و هر دو دستم از مچ قطع شد. پس از این حادثه و در اوج ناامیدی و افسردگی مطمئن شدم رابطه ام با «راضیه» رو به تاریکی نهاده و اختلافمان عمیقتر و ریشهدارتر خواهد شد و البته پیشبینیهایم درست از آب درآمد.
همسرم که هیچ علاقهای به من نداشت، با زخم زبان و کنایه از من پرستاری میکرد و مدام به بخت سیاه و سرنوشتش لعنت میفرستاد. زندگیمان دیگر یک برزخ پردرد و انتظار بود. هر یک منتظر حادثهای برای رهایی بودیم تا این که به دنبال پیگیری پرونده پس از شکایت از کارفرمایم دریافتم دیه دستهایم حدود 45 میلیون تومان میشود.
بنابراین تصمیم گرفتم دیه هر دو دستم را به جای مهریه به همسرم بدهم تا از هم جدا شویم. چرا که پس از این حادثه تلخ دیگر طاقت بیمحبتی و زخم زبانهایش را ندارم و نمیخواهم «راضیه» هم در اوج جوانی تمام زندگیاش را به پای مردی بیمار و ناقص بریزد که ذرهای هم دوستش ندارد. در حال حاضر نقص عضوم را پذیرفتهام و سعی دارم زندگیام را به جریان عادی بازگردانم. پس تصمیم گرفتهام همسرم را بیش از این عذاب ندهم تا هم او و هم خودم به آرامش نسبی برسیم. قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات تأسفانگیز مرد جوان، دستور احضار همسرش را صادر کرد.
اما «راضیه» پس از اطلاع از خواسته شوهرش با تقاضای طلاقشان مخالفت کرد و حاضر به جدایی نشد. با این وجود به خاطر اصرار و پافشاری مرد، پس از محاسبه مهریه، اجرتالمثل و نفقه دوران عده، حکم طلاق زن و مرد جوان صادر شد. اما با اعتراض زن پرونده برای رسیدگی به شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران فرستاده شد. «راضیه» در لایحه اعتراض نوشت: با همسرم اختلاف دیرینه داشتیم اما باور کنید زنی کینهتوز نیستم و نمیخواهم در این شرایط سخت، از همسرم انتقام بگیرم.
از سوی دیگر هنوز خواهران دمبخت در خانه دارم و اگر شوهر بیمار و افسردهام را رها کنم و جدا شوم، زندگی آنها نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. چرا که هیچکس حاضر نمیشود با دخترهای خانواده ما ازدواج کند و همه تصور میکنند ما زنهای بیوفایی هستیم که در شرایط حساس زندگی، همسرمان را تنها میگذاریم.
با این وجود قاضی «محمدرضا اصلانی» – رئیس – و حجتالاسلام «قربانعلی احمدی» – مستشار دادگاه پس از بررسی نهایی پرونده حق طلاق را از آن مرد دانستند و به او اجازه دادند پس از پرداخت همه حق و حقوق همسرش حکم طلاق را اجرا کند.