کاریکلماتور : تا نظر”جمع”را پذیرفت، “منها” شد!

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ آبان ۱۷, پنجشنبه ساعت ۱۶:۱۲۰ رأیبدون امتیاز

 کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو 1-تا نظر”جمع”را پذیرفت، “منها”شد! 2- برای پیوند، دلِ”سوخته”ام را به معتاد تریاکی اهدا کردم! 3- “قرار”ام نبود، همه بدنبالش گشتیم! 4- چون بر”عکس”می رقصید، “عکس”پاره شد! 5- انفجار عقدۀ کوه سکوت، درّۀ فریاد را پُر می کند! 6- تا از پا در آوردم اش، آویزانش کردم! 7- جنسِ مخ...

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو

۱-تا نظر”جمع”را پذیرفت، “منها”شد!

۲- برای پیوند، دلِ”سوخته”ام را به معتاد تریاکی اهدا کردم!

۳- “قرار”ام نبود، همه بدنبالش گشتیم!

۴- چون بر”عکس”می رقصید، “عکس”پاره شد!

۵- انفجار عقدۀ کوه سکوت، درّۀ فریاد را پُر می کند!

۶- تا از پا در آوردم اش، آویزانش کردم!

۷- جنسِ مخالف ام، مکمّلِ من است!

۸- چون یک”ریز”سوال می کرد، یک”درشت”جوابش دادم!

۹- تا از زمان پیش می افتم، به دوپینگ متّهم می شوم!

۱۰- در”شبِ وصال”، داماد شعرش را د رحضور شاعر خواند!

۱۱- عاقبت فرار از مدرسه، از”کوره در رفتن”ام است!

۱۲- پیامبر من شده ای، با معجزۀ آغوشت!

۱۳- پدربزرگم، ماست سفید را با پول سیاه می خرید!

۱۴- ستارۀ”سُهیل”، ژیلاست!

۱۵- آدم یک”دنده”، کلاچ ندارد!

۱۶- برای اینکه”داغ”ام را نبیند، همیشه خودم را”خنک”می کنم!

۱۷- با اختیار”تام”، “دنبال”جری”می کرد!

۱۸- تنها بودند، دو نفره!

۱۹- برای رفتنِ جگرش، آشِ پشت پا پخت!

۲۰- از وقتی گوشهایم”سنگین”شده، عمیق تر می خوابم!

۲۱- برای نمایندگی مردم چند”فاکتور”کم داشت، برایش صادر کردم!

۲۲- تا دلم را بُرد، خودم را باختم!

۲۳- می دوید، تا از خودش عقب نیفتد!

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...