کاریکلماتور : با همه ی فامیل اش چشم تو چشم می شد،چشم پزشک

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ آبان ۲۴, پنجشنبه ساعت ۱۴:۱۱۰ رأیبدون امتیاز

سری هشتاد و سوم از سیبیل نوشت ها کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی _راه به جایی نبردم در کهکشان راه شیری. _آرایشگر باعث شد مشتریانش برای مردم قیافه بگیرند. _به قدری گندکارش را در آوردند که چاه فاضلاب پر شد. _دوره ی طلایی کارم پر از زرگر سرشناس بود. _از آب گل آلود گربه ی مرده …

سری هشتاد و سوم از سیبیل نوشت ها

کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی

_راه به جایی نبردم در کهکشان راه شیری.

_آرایشگر باعث شد مشتریانش برای مردم قیافه بگیرند.

_به قدری گندکارش را در آوردند که چاه فاضلاب پر شد.

_دوره ی طلایی کارم پر از زرگر سرشناس بود.

_از آب گل آلود گربه ی مرده گرفت،آدم بدشانس.

_رخت نظام را که از تن درآورد،بی نظم شد تنبل.

_با همه ی فامیل اش چشم تو چشم می شد،چشم پزشک.

_روحیه ی فداکاری نداشتم اما بیکاری چرا.

_هد بند می بستم تا کسی پیشانی نوشتم را نخواند.

_تیغ آفتاب،صورتم را خط خطی کرد.

_خشکسالی باعث شد شناگر،تن به سراب بسپارد.

_برای اینکه زنم پاسوزم نشود،پایش را عایق نسوز کردم.

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...