موسیقی درمانی برای رشد گیاهان
آیا گیاهان احساسات دارند؟ آیا گیاهان میشنوند؟ تحقیقات ثابت کردهاند که موسیقی میتواند در روند رشد گیاهان تأثیرگذار باشد! آزمایشات نشان داده که گیاهانی که با شرایط یکسان نگهداری و آبیاری شدهاند، وقتی برای یکی از آنان موسیقی پخش شده رشد سریعتری داشته و از مورد دیگری که در شرایط عادی رشد یافته طراوت و شادابی بیشتری داشتهاند. موسیقی در صورت درست انتخاب شدن میتواند تأثیر قابل توجهی روی سرعت رشد گیاهان داشته باشد.
از زمانهاى بسیار قدیم، پزشکان به این حقیقت آشنا بودند که صداى موسیقى در شفاى پارهاى امراض بهخصوص بیمارىهاى روانى اعجاز مىکند. رشد گیاهان را سرعت مىبخشد و در حیوانات و انسانهائى که در معرض انواع صداها قرار مىگیرند و تغییرات و تحولات کاملاً محسوسى پدید مىآورد و اینک براساس دانش جدید، همهٔ این پدیدهها نشانگر آن است که امواج صدا حامل نوعى انرژى هستند که عمیقاً بر روى سلولها اثر مثبت یا منفی، باقى مىگذارند. در مصر قدیم، صدا بهعنوان یکى از ابزارهاى اصلى براى درمان پارهاى بیمارىهاى بهکار مىرفت. یونانیان، ایرانیان، هندىها، سرخپوستان آمریکا و بسیارى از قبایل بدوى از این سیستم معالجه سود مىگرفتند.
فیثاغورث حکیم یونانی، در آموزشهاى خود، از صدا بهعنوان یک نیروى خلاق نام مىبرد که ارتعاشات آن هم جنبهٔ مادى و فیزیکى و هم اثرات معنوى دارد. او مدعى بود که این علم را در انجمنهاى سرى مصر فرا گرفته است. بنابراین مقدمه، اگر در مصر قدیم به خواص و آثار مرتبط بر صدا تا این حد آشنائى داشتند کاملاً منطقى بهنظر مىرسد که جنبههاى آکوستیک معمارى (بخشى از علم فیزیک که به مطالعهٔ اصوات و امواج صوتى مىپردازد، امکانات یک مکان از نظر پخش امواج صوتى را آکوستیک مىگویند.) را در ساختمان هرم رعایت کرده باشند و حقایق مشهود نیز این گمان را تأیید مىنماید.
در تمدن و فرهنگ ملل قدیم بهخصوص در افسانههاى ملت چین، مکرر از نوعى ‘نداسنگ’ یاد مىشود. این سنگها از نوع یشم بوده و به هنگام برخورد دو قطعه از آنها، آوائى خوش شبیه به آهنگ موسیقى شنیده مىشود. چینىها این طنین را صدائى آسمانى و نداى بزرگ طبیعت مىنامیدند. همچنانکه صوفیان، لفظ ‘هو’ را که به معناى حق یا ‘الله’ بهکار مىبرند، کلمهاى پرطنین و مقدس مىشمارند.
یکى از جالبترین تجربیات در مورد تأیید صدا بهوسیلهٔ خانم ‘دوروتى رتالاک’ همسر یک موسیقیدان به عمل آمده است. وى به اتفاق ‘فرانسیس برومن’ استاد رشتهٔ زیستشناسى دانشگاه آمریکا، چند نمونه گیاه را براى انجام مطالعات خود انتخاب کردند.
یک نمونه از گیاهان در مقابل بلندگوئى که صدا تند موسیقى ‘راک’ از آن پخش مىشد و نمونههاى مشابه دیگر در مقابل موسیقى ملایم کلاسیک قرار داده شد و غرض این بود که رشد آن گیاهان، با نمونههاى مشابهى که در فضاى ساکت نگاهدارى مىشد مقایسه شود. نتیجهٔ آزمایش نشان داد که گیاهان دستهٔ اول سعى داشتند تا آنجا که ممکن است خود را از منبع صدا دور کنند تا آنجا که زاویهٔ انجراف و خمش گیاه تا ۸۰ درجه رسید، ساقهها باریک و شکننده شد و چندى بعد بعضى از آنها به کلى خشکید. در حالىکه در گیاهان دستهٔ دوم عکس این حالت مشاهده شد، ساقهها خود را به بلندگو نزدیک ساخته و به دور آن پیچیدند ریشهها قوت گرفت، شکوفهها زودتر از موعد شکفتند و گیاه درشت و استوار گردید.
بعدها ‘دکتر دیل کوچمن’ استاد علوم باغبانى و گیاهشناسى ایستگاه کشاورزى تجربی، تجربیات خانم ‘دوروتى رتالاک’ را با نمونهها و امکانات بیشترى که در اختیار داشت دنبال نمود و نتایج خود را به قرار زیر بیان نمود:
۱. در صورتىکه گیاه با موسیقى مطبوع خود تغذیه شود، در یک سوم زمان طبیعى لازم، شکفته مىشود و به ثمر مىرسد.
۲. چنانچه شدت و ارتفاع صوت و یا زمان ‘تغذیهٔ صوتى گیاه’ بیش از حد لازم باشد، در اینصورت واکنش منفى نشان مىدهد و نتیجه معکوس مىشود.
۳. انواع آلات موسیقى بر روى گیاهان تأثیرهاى متفاوت دارند، نوع موسیقى و زمان تغذیهٔ صوتى هر گیاه باید بر حسب تجربه مشخص شود.
۴. هر گیاه آهنگ و موسیقى خاص خود را دوست دارد و در مقابل آن بیشترین حساسیت را نشان مىدهد. بسیارى از گیاهان ظاهراً به نواى ‘فلوت’ یا ‘ویلون’ بیش از سازهاى دیگر عکسالعمل نشان مىدهند.
براساس تحقیقات دکتر ‘سینگ’ استاد دانشگاه هند، پس از سالها تجربه در زمینهٔ آثار صدا، این نتایج حاصل شده است:
۱. موسیقى موجب مىشود که گیاه به مقدار ۶۰% الى ۱۰۰% درصد اکسیژن بیشتر از حد متعارف آزاد کند و چون مقدار اکسیژن آزاد شده دقیقاً متناسب با مقدار کربن جذب شده از گازکربنیک موجود در هوا است، در نتیجه گیاه مقدار بیشترى رشد مىکند و مقدار فراوانترى گل یا میوه مىدهد.
۲. تحریکات مکرر موسیقى موجب ایجاد تغییرات مثبت در کروموزمهاى سلولى پارهاى از گیاهان مىگردد و به دگرگونى ماهیت و اصل آن منتهى مىشود (کروموزم: رشتههاى موجود در سلولهاى جنسى که عامل انتقال صفات وراثتى هستند).
۳. تأثیر صدا در متابولیسم گیاهان نه یک افسانهٔ موهوم، بلکه یک پدیدهٔ فیزیکى مشخص و قابل اندازهگیرى است که همانند نور و حرارت، از عوامل مؤثر و قطعى به شمار مىرود.
ادارهٔ کشاورزى هندوستان، با استفاده از تجربیات ‘دکتر سینگ’ در سال ۱۹۵۸ به کمک موسیقى از ۲۸ تا ۶۱ درصد میزان محصول برنج و نیشکر را بالا برد.
‘جرج اسمیت’ دانشمند و محقق آمریکا با کشت ذرت و لوبیاى روغنى در مزرعهٔ شخصى خود و بهرهگیرى از موسیقى ملایم و شاد که مرتباً از بلندگو پخش مىشد نیز به همان نتیجه رسید. به اعتقاد این دانشمند در جهان اطراف ما طیف وسیعى از انرژىهاى گوناگون وجود دارد که فقط معدودى از آنها شناخته شده و صدا نیز یکى از انواع آن است.
انرژى گرفتن از گیاهان
انرژى گرفتن از گیاهان باعث پژمرده شدن گیاهان مىشود (مخصوصاً گلها). اگر شما دردهاى جسمى و روحى داشته باشید انرژى گیاهان روى بدن شما تأثیر مثبت مىگذارد و باعث شفاى شما مىشود ولى متأسفانه احتمال خیلى زیادى دارد که گلها پژمرده شوند.
حالا اگر مىخواهید هم انرژى بگیرید و هم اینکه باعث پژمرده شدن گلهاى شما نشوید مىتوانید از آهنگهاى ملایم و شاد استفاده نمائید. زیرا موسیقى ملایم و شاد ‘کلاسیک’ باعث سرشارى روح و روان خود و برگرداندن انرژى از دست رفتهٔ گیاهان مىگردد. در این صورت هم شما از گیاهان انرژى مثبت مىگیرید (انرژى منفى شما را گیاه جذب مىکند) و هم اینکه با موسیقى و مهر و محبت نسبت به گیاه، انرژى از دست رفتهٔ گیاهان را بر مىگردانید.باتوجه به این موضوع، شما مىتوانید استفادهٔ درستى از این علم ببرید.
تبدیل الگوهاى کارى سلولهاى زندهٔ گیاهان به نت موسیقى
دى ماه ۱۳۶۶، با محاسبات و معادلات ریاضى یک ژن شناس ژاپنى به نام ‘زوسومواونو’ روبهرو هستیم. او تصمیم گرفت که الگوهاى سلولهاى زنده را به نت موسیقى تبدیل کند. فکر کرد که شنیدن کد ژنتیک بهتر از نگاه کردن به آنها است و الگوها را آسانتر مىتوان یافت. اما او در این مرحله کشف کرد که نه تنها ژنها عامل حیات هستند، بلکه خود آنها آهنگ هم دارند. بخشى از ژنهاى موش را به آهنگ درآورد. صداى آن مثل یک ‘والس’ زنده بسیار شبیه به آهنگهاى ‘ شوپن’ بود. نتهاى حاصل از ژنها اتفاقى نیست، بلکه بسیار شبیه کار آهنگسازان معروف است.
جالب است که آهنگ حاصل از سلولهاى سرطانی، افسرده است، در حالىکه ژنى که شفافیت به چشم مىدهد، با آواز نشاطانگیزى که با روح و روشن است همراه مىباشد.
آقاى ‘اونو’ گفت: فکر مىکنم آنچه در اینحا حکمفرما است، تحت اصولى است که بر خیلى از چیزهاى دیگر حاکم است. بر ژن، بر آواز پرنده و بر آهنگ موسیقى.
من این نوشته را جالب دیدم، زیرا خودم هنگام شفابخشى موسیقىهاى خارج از این جهان را مىشنوم (موسیقىهاى کیهانی). ارتعاشات در ریشهٔ زندگى قرار دارند و ارتعاشات خود را به الگوها شکل مىدهند که به نوبهٔ خود صدا را که موسیقى است بهوجود مىآورند.
طبیعت تنها شامل موسیقى نمىشود. همه چیز در خلقت موزون است. فقط انسان است که سعى دارد آن نظم را به هم بریزد. من تمام چیزهائى را که براى گوشهایم موسیقى بود نام بردم. شما چرا نامى نمىبرید؟ باید در صدد تشخیص صداهاى شگفتآورى باشید که روى شما اثر مىگذارند، روى امواج ذهنى شما و شما آنها را قبلاً سرسرى گرفتهاید و اغلب آنها رایگان هستند، آزمایش و تحقیق کنید.
آزمایشهای انجام شده در سال 1940 به کمک موسیقی ممتد و متناوب و آزمایشهای Droty Retalluak در سال 1973 که شامل 8 ساعت تیمار گیاهان در هر شبانه روز با تنی یکنواخت و 30 ساعت تیمار گیاهان در هر شبانه روز در گیاهان کنترل بود نشان داد که گیاهان به تحریک صدای خارجی واکنش نشان میدهند و همچنین بعدا آزمایشهای زیادی نیز روی گیاهان انجام شد که همه اینها نشان داد که به طور کلی موسیقی بر پدیدههای متفاوت جوانهزنی، رشد و نمو، تکوین گیاهان، پدیدههای فیزیولوژیکی مثل فتوسنتز و نیز زمان و میزان گلدهی و عملکرد گیاهان موثر است و موسیقی روی شاخص و پدیدههای متفاوت زیستی گیاهان نوع و شدت اثر متفاوت دارد؛ البته اثر موسیقی به گونه گیاهان و به نوع موسیقی نیز بستگی دارد.
تاثیر موسیقی بر گیاهان انواع آلات موسیقی بر روی گیاهان تاثیرهای متفاوت دارند نوع موسیقی و زمان تغذیه صوتی هر گیاه باید بر حسب تجربه مشخص شود . – هر گیاه آهنگ و موسیقی خاص خود را دوست دارد و در مقابل آن بیشترین حساسیت را نشان می دهد.بر اساس تحقیقات دکتر سینگ استاد دانشگاه هند، پس از سالها تجربه در زمینه آثار صدا ، این نتایج حاصل شده است:
1- موسیقی موجب می شود که گیاه به مقدار 60? الی 100? اکسیژن بیشتر از حد متعارف آزاد کند و چون مقدار اکسیژن آزاد شده دقیقا متناسب با مقدار کربن جذب شده از گازکربنیک موجود در هوا است، در نتیجه گیاه مقدار بیشتری رشد می کند و مقدار فراوانتری گل یا میوه می دهد.
2- تحریکات مکرر موسیقی موجب ایجاد تغییرات مثبت در کروموزومهای سلولی پاره ای از گیاهان می گردد و به دگرگونی ماهیت و اصل آن منتهی می شود ( کروموزوم:رشته های موجود در سلولهای جنسی که عامل انتقال صفات وراثتی هستند)
3- تاثیر صدا در متابولیسم گیاهان به یک افسانه موهوم ، بلکه یک پدیده فیزیکی مشخص و قابل اندازه گیری است که همانند نور و حرارت، از عوامل موثر و قطعی به شمار می رود. بر طبق تحقیقات مشابه، موسیقی ممکن است تاثیر منفی نیز داشته باشد. بر حسب اینکه موسیقی خوب یا بد گوش بدهیم، می تواند مانند زهر در بدن عمل کند. مطالعاتی که در زمینه تاثیر موسیقی بر رشد گیاهان انجام شده، نشان داده که برای مثال، موسیقی راک، رشد گیاه را متوقف می کند و برعکس، موسیقی کلاسیک، باعث تسریع رشد گیاه می شود.
نتایج تحقیقات مختلف نشان میدهد که موسیقی بر پدیدههای متفاوت جوانه زدن، رشد، نمو و تکوین گیاهان و پدیدههای فیزیولوژیک مثل فتوسنتز و نیز زمان و میزان گل دهی و عملکرد گیاهان موثر است. دکتر احمد مجد، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم و در سمیناری با عنوان «اثرات موسیقی بر گیاهان» که در دانشگاه تربیت معلم برگزار شد به بررسی نتایج تحقیقات محققان مختلف روی تاثیر موسیقی بر گیاهان پرداخت و گفت: ابتدا تصور بر این بود که هیچ احساس درک و حافظهای در گیاهان وجود ندارد ولی آزمایش های مختلف خلاف این مساله را ثابت کرده است. یکی از این آزمایش ها، آزمایش دکتر فوگل و ویلیام رس بود که با استفاده از ثبت امواج به وسیله لرزه نگاری الکترونیکی و تاثیر آب داغ بر ریشه گیاهان و آبیاری توام با نوازش اثر انرژی روی را روی گیاهان آزمایش کردند.
تأثیر مستقیم موسیقی بر روی گیاهان:
وقتی که صوتی چند ساعت پیاپی شنیده شود، برخی از گلهای بسیار حساس در جهتی که عکس جهت موسیقی است، خم می شوند. گلهایی که در اطراف صفحه ای چیده شده اند و نوازندگانی در آنجا، ساز می زنند، به میزان تعجب آوری تحت تأثیر قرار می گیرند، پس از دو سه ساعت دیده می شود که گلها سرشان را از سویی که صدای موسیقی می آید، برتافته اند، تردید نمی توان کرد که همه انواع گلها در مقابل ارتعاش هایی که موسیقی به بار می آورد، تحت تأثیر قرار می گیرند.
نتایج تحقیقات مختلف نشان میدهد که موسیقی بر پدیدههای متفاوت جوانه زدن، رشد، نمو و تکوین گیاهان و پدیدههای فیزیولوژیک مثل فتوسنتز و نیز زمان و میزان گل دهی و عملکرد گیاهان موثر است. دکتر احمد مجد، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم و در سمیناری با عنوان «اثرات موسیقی بر گیاهان» که در دانشگاه تربیت معلم برگزار شد به بررسی نتایج تحقیقات محققان مختلف روی تاثیر موسیقی بر گیاهان پرداخت و گفت: ابتدا تصور بر این بود که هیچ احساس درک و حافظهای در گیاهان وجود ندارد ولی آزمایش های مختلف خلاف این مساله را ثابت کرده است. یکی از این آزمایش ها، آزمایش دکتر فوگل و ویلیام رس بود که با استفاده از ثبت امواج به وسیله لرزه نگاری الکترونیکی و تاثیر آب داغ بر ریشه گیاهان و آبیاری توام با نوازش اثر انرژی روی را روی گیاهان آزمایش کردند.
نکته جالب این موضوع اینجاست که لزوماً هر نوع موسیقی در روند رشد گیاه ها تأثیر مثبت ایفا نمیکند و برخی از ژانرهای موسیقیایی این تأثیر را دارند، در برخی از موارد حتی انتخاب موسیقی نامناسب برای گیهان میتواند تأثیر مخربی بر رشد گیاه بگذارد. در آزمایش دیگری که گیاه شناسان انجام داده بودند، به این نتیجه رسیدند که موسیقی کلاسیک بر رشد گیاه تأثیر چشمگیری میگذارد. موسیقی جاز هم میتواند تأثیر به سزایی در سرعت رشد گیاهان داشته باشد. اما موسیقی راک تأثیر مخربی بر رشد گیاه از خود نشان داده و در برخی موارد حتی به خشک شدن گیاه منجر شده است. برای نمونه در یکی از آزمایشها از دو گیاهی که با شرایط همسان مورد این آزمایش قرار گرفته بودند، گیاهی که با موسیقی راک رشد یافته بود خشک شد در حالی که گلدان دیگر با وضعیت مشابه با موسیقیهای جاز یا کلاسیک گل داده بودند.
اثر مثبت موسیقی بر رشد گیاهان در سال 1973، خانم دوروتی ریتالاک کتاب کوچکی به نام « آوای موسیقی و گیاهان » منتشر کرد. این کتاب جزئیات آزمایشاتی را که او در کالج زنان کلرادو در دنور و با استفاده از سه اتاق کنترل شده دانشگاه، انجام داده بود شرح میداد. خانم ریتالاک گیاهان را در اتاقهایی قرار داد که در هر کدام از آنها سبک خاصی از موسیقی توسط بلندگو پخش میشد. او گیاهان را تحت نظر قرار داد و رشد روزانه آنها را یادداشت کرد. نتیجه کار او را متعجب کرد. برای مطالعه به ادامه متن رجوع کنید. اولین آزمایش او پخش یک آهنگ یکنواخت بود. در اولین اتاق او یک آهنگ یکنواخت را به مدت هشت ساعت و به صورت متوالی پخش کرد. در اتاق دوم او یک آهنگ یکنواخت را بصورت متناوب و به مدت سه ساعت پخش کرد و در سومین اتاق هیچ آهنگی پخش نکرد. گیاهان اتاق اول که در معرض موسیقی متوالی قرار داشتند، ظرف چهل روز از بین رفتند. گیاهان اتاق دوم به سرعت رشد کردند و حتی از گیاهان اتاق سوم سالمتر بودند. این نتیجه شگفتانگیزی بود که بسیار شبیه نتایجی بود که از آزمایشاتی که بوسیله موسسه موزاک در اوایل سال 1940 به منظور مشخص کردن تاثیر « موسیقی » بر کارکنان کارخانه انجام گشته، بدست آمدهبود. وقتی که موسیقی به صورت متوالی پخش میشد، کارگران خستهتر و کم کارتر میشدند.
در مقابل وقتی که موسیقی فقط برای ساعاتی و به صورت متناوب پخش میشد، کارگران پرکارتر، هوشیارتر و دقیقتر از زمانی بودند که موسیقی پخش نمیشد. در آزمایش بعدی، خانم ریتالاک از دو اتاق با گیاهان تازه استفاده کرد. او در هر دو اتاق رادیویی قرار داد. در یک اتاق رادیویی روی یک ایستگاه محلی راک تنظیم شده بود و در اتاق دیگری رادیو روی ایستگاهی که موسیقی آرام بخشیرا پخش میکرد تنظیم شده بود.
در هر اتاق فقط سه ساعت موسیقی پخش میشد. در روز پنجم، او متوجه تغییرات شگرفی شد. در اتاقی که موسیقی ملایم نواخته میشد گیاهان به خوبی رشد میکردند و ساقههای آنها به سمت رادیو متمایل شده بود، در حالی که در اتاقی که موسیقی راک پخش میشد، نیمی از گیاهان برگهای کوچکی داشتند و رشد طولی داشتند، در حالیکه بقیه به اندازه کافی رشد نکرده بودند. بعد از گذشت دو هفته، گیاهانی که در مجاورت موسیقی ملایم قرار داشتند. به یک اندازه کافی رشد کرده بودند و به یک اندازه شاداب و سرسبز بودند و در حدود 15 تا 20 درجه به سمت رادیو متمایل شده بودند. گیاهانی که در مجاورت موسیقی راک قرار داشتند، بلند شده و در حال پژمرده شدن بودند، گلها پلاسیده شده و ساقههای گیاهان از رادیو دور شده بود. در روز شانزدهم، همه گیاهان به جز تعداد معدودی در حال مرگ بودند و ایـن درحـــالی بود که گیاهـان اتـاق دیـگر شاداب و زیبا بودند و به سرعت رشد میکردند.
آزمایــش بعــدی خــانم ریتالاک با نوارهای موسیقی راک « جیمی هندریکس» ، « ونیلا فوج » و « لد زپلین » انجام شد. او فکر میکرد که ممکن است ضرب موجود در موسیقی راک باعث دور شدن گیاهان از بلندگوها شود، پس یک آهنگ راک را که با طبلهای فلزی نواخته میشد، امتحان کرد. در این آزمایش، گیاهان، کمی از بلندگوها دور شدند ولی نه به اندازهای که در آزمایشات قبلی دور شده بودند. وقتی او این آزمایش را با همین آهنگ که توسط سازهای زهی نواخته شده بود، تکرار کرد، گیاهان به سمت بلندگوها متمایل شدند. در مرحله بعد خانم ریتالاک آزمایش دیگری انجام داد که بازهم از سه اتاق استفاده شده بود. در اتاق اول او موسیقی کلاسیک آمریکای شمالی که با سهتار و تابلا نواخته میشد، پخش کرد. در اتاق دوم موسیقی ارگ باخ پخش میشد و در اتاق سوم هیچ موزیکی پخش نمیشد. گیاهان، موسیقی کلاسیک آمریکای شمالی را ترجیح میدادند. در هر دو اتاق که موسیقی باخ و سهتار پخش میشد، گیاهان به سمت بلندگوها متمایل شدند، ولی گیاهان اتاق موسیقی محلی آمریکایی به سمت بلندگوها متمایل شدند. او آزمایش خود را با نوع دیگری از موسیقی ادامه داد. درست مانند گیاهانی که در اتاق ساکت قرار داشتند، گیاهان هیچ واکنشی نسبت به موسیقی محلی و غربی از خود نشان ندادند. با این وجود گیاهان جازی را که برایشان پخش میشد دوست داشتند. او آزمایشی را با استفاده از موسیقی راک در یک اتاق و موسیقی مدرن کلاسیک « خارج از قاعده » از دو آهنگساز که آهنگهای منفی مینواختند، آرنولد شونبرگ و آنتوان وبرن، در اهاق دیگر انجام داد.
گیاهان اتاق راک بین 30 تا 70 درجه و گیاهان اتاق موسیقی کلاسیک مدرن بین 10 تا 15 درجه از بلندگوها دور شدند. در این آزمایشات هرچند که به طور کامل اساسی و علمی نبودند، تاثیر موسیقی بر رشد گیاهان را می بینیم. چه چیزی باعث میشود که گیاهان بیشتر رشد کنند یا از بین بروند، به سمت منبعی از صدا متمایل شوند و از منبع دیگر دور شوند.
در سال 1973، خانم دوروتی ریتالاک کتاب کوچکی به نام « آوای موسیقی و گیاهان » منتشر کرد. این کتاب جزئیات آزمایشاتی را که او در کالج زنان کلرادو در دنور و با استفاده از سه اتاق کنترل شده دانشگاه، انجام داده بود شرح میداد. خانم ریتالاک گیاهان را در اتاقهایی قرار داد که در هر کدام از آنها سبک خاصی از موسیقی توسط بلندگو پخش میشد. او گیاهان را تحت نظر قرار داد و رشد روزانه آنها را یادداشت کرد. نتیجه کار او را متعجب کرد.
اولین آزمایش او پخش یک آهنگ یکنواخت بود. در اولین اتاق او یک آهنگ یکنواخت را به مدت هشت ساعت و به صورت متوالی پخش کرد. در اتاق دوم او یک آهنگ یکنواخت را بصورت متناوب و به مدت سه ساعت پخش کرد و در سومین اتاق هیچ آهنگی پخش نکرد. گیاهان اتاق اول که در معرض موسیقی متوالی قرار داشتند، ظرف چهل روز از بین رفتند.
گیاهان اتاق دوم به سرعت رشد کردند و حتی از گیاهان اتاق سوم سالمتر بودند. این نتیجه شگفتانگیزی بود که بسیار شبیه نتایجی بود که از آزمایشاتی که بوسیله موسسه موزاک در اوایل سال 1940 به منظور مشخص کردن تاثیر « موسیقی » بر کارکنان کارخانه انجام گشته، بدست آمدهبود. وقتی که موسیقی به صورت متوالی پخش میشد، کارگران خستهتر و کم کارتر میشدند. در مقابل وقتی که موسیقی فقط برای ساعاتی و به صورت متناوب پخش میشد، کارگران پرکارتر، هوشیارتر و دقیقتر از زمانی بودند که موسیقی پخش نمیشد.
در آزمایش بعدی، خانم ریتالاک از دو اتاق با گیاهان تازه استفاده کرد. او در هر دو اتاق رادیویی قرار داد. در یک اتاق رادیویی روی یک ایستگاه محلی راک تنظیم شده بود و در اتاق دیگری رادیو روی ایستگاهی که موسیقی آرام بخشیرا پخش میکرد تنظیم شده بود. در هر اتاق فقط سه ساعت موسیقی پخش میشد. در روز پنجم، او متوجه تغییرات شگرفی شد. در اتاقی که موسیقی ملایم نواخته میشد گیاهان به خوبی رشد میکردند و ساقههای آنها به سمت رادیو متمایل شده بود، در حالی که در اتاقی که موسیقی راک پخش میشد، نیمی از گیاهان برگهای کوچکی داشتند و رشد طولی داشتند، در حالیکه بقیه به اندازه کافی رشد نکرده بودند. بعد از گذشت دو هفته، گیاهانی که در مجاورت موسیقی ملایم قرار داشتند.
به یک اندازه کافی رشد کرده بودند و به یک اندازه شاداب و سرسبز بودند و در حدود 15 تا 20 درجه به سمت رادیو متمایل شده بودند. گیاهانی که در مجاورت موسیقی راک قرار داشتند، بلند شده و در حال پژمرده شدن بودند، گلها پلاسیده شده و ساقههای گیاهان از رادیو دور شده بود. در روز شانزدهم، همه گیاهان به جز تعداد معدودی در حال مرگ بودند و ایـن درحـــالی بود که گیاهـان اتـاق دیـگر شاداب و زیبا بودند و به سرعت رشد میکردند.
آزمایــش بعــدی خــانم ریتالاک با نوارهای موسیقی راک « جیمی هندریکس» ، « ونیلا فوج » و « لد زپلین » انجام شد. او فکر میکرد که ممکن است ضرب موجود در موسیقی راک باعث دور شدن گیاهان از بلندگوها شود، پس یک آهنگ راک را که با طبلهای فلزی نواخته میشد، امتحان کرد. در این آزمایش، گیاهان، کمی از بلندگوها دور شدند ولی نه به اندازهای که در آزمایشات قبلی دور شده بودند. وقتی او این آزمایش را با همین آهنگ که توسط سازهای زهی نواخته شده بود، تکرار کرد، گیاهان به سمت بلندگوها متمایل شدند.
در مرحله بعد خانم ریتالاک آزمایش دیگری انجام داد که بازهم از سه اتاق استفاده شده بود. در اتاق اول او موسیقی کلاسیک آمریکای شمالی که با سهتار و تابلا نواخته میشد، پخش کرد. در اتاق دوم موسیقی ارگ باخ پخش میشد و در اتاق سوم هیچ موزیکی پخش نمیشد. گیاهان، موسیقی کلاسیک آمریکای شمالی را ترجیح میدادند. در هر دو اتاق که موسیقی باخ و سهتار پخش میشد، گیاهان به سمت بلندگوها متمایل شدند، ولی گیاهان اتاق موسیقی محلی آمریکایی به سمت بلندگوها متمایل شدند.
او آزمایش خود را با نوع دیگری از موسیقی ادامه داد. درست مانند گیاهانی که در اتاق ساکت قرار داشتند، گیاهان هیچ واکنشی نسبت به موسیقی محلی و غربی از خود نشان ندادند. با این وجود گیاهان جازی را که برایشان پخش میشد دوست داشتند. او آزمایشی را با استفاده از موسیقی راک در یک اتاق و موسیقی مدرن کلاسیک « خارج از قاعده » از دو آهنگساز که آهنگهای منفی مینواختند، آرنولد شونبرگ و آنتوان وبرن، در اهاق دیگر انجام داد. گیاهان اتاق راک بین 30 تا 70 درجه و گیاهان اتاق موسیقی کلاسیک مدرن بین 10 تا 15 درجه از بلندگوها دور شدند.
در این آزمایشات هرچند که به طور کامل اساسی و علمی نبودند، تاثیر موسیقی بر رشد گیاهان را می بینیم. چه چیزی باعث میشود که گیاهان بیشتر رشد کنند یا از بین بروند، به سمت منبعی از صدا متمایل شوند و از منبع دیگر دور شوند.
یک کشاورز محصولات ارگانیک به نام ژان موریزر، ادعا می کند که از کود برای رشد گیاهانش استفاده نمی کند، و چیزی که باعث رشد گیاهانش می شود، موسیقی کلاسیک است. او حتی از موسیقی مخصوص رشد گیاهان استفاده می کند.
او می گوید: “اوایل همه فکر می کردند که من دیوانه شده ام اما من این مسئله را تجربه کرده بودم و مطمئن بودم.”
این کار موریز باعث مطرح شدن این سوال می شود “آیا گیاهان می شنوند؟”
دو دانشجوی آلمانی دست به تحقیقی زده اند که صحت این قضیه را بررسی کنند.
آن ها دو گیاه مشابه را در دو اتاق با شرایط مشابه قرار می دهند، تنها یک تفاوت در این اتاق ها وجود دارد. در یکی از آن ها موسیقی پخش می شود. دو ساعت در روز برای گیاهی که در این اتاق است، موسیقی پخش می شود. اما برای گیاه دیگر که در اتاق دوم است، موسیقی پخش نمی شود.
شرایط رسیدگی و مراقبت از این دو گیاه کاملا مشابه است به چز پخش موسیقی.
دانشجو ها رشد دو گیاه را هر رزو اندازه می گیرند. پنجاه روز بعد زمان مشاهده نتیجه فرا می رسد.
در نموداری که تهیه شده، ستون آبی، رشد گیاهی را نشان می دهد که در اتاق پخش موسیقی قرار دارد و ستون قرمز گیاهی که موسیقی گوش نکرده (در فیلم مشاهده کنید) می بینیم که گیاهی که به موسیقی گوش داده کمی بیشتر رشد کرده.
این آزمایش مبین این است که پخش موسیقی می تواند در رشد گیاهان تاثیر گذار باشد