
به گزارش ایکنا؛ در این شماره نشریه علمی ـ پژوهشی «جاویدان خرد»، مقالاتی با عناوین «بررسی مسئله باید و هست در دیدگاه علامه طباطبایی(ره)» نوشته حسین احمدی و محمد کریمی؛ «شرح و نقد دیدگاه صدرالمتالهین درباره آموزه وحیانی رجعت» تألیف علی افضلی؛ «ادراک خیال به مثابه رابطه ای دوسویه میان نفس و عالم خیال از دید سهروردی» به قلم منیره پلنگی و زینب محمدنژاد؛ «تشکیک وجود و ماهیت در نظام فلسفی شیخ اشراق» تألیف میثم زنجیرزن حسینی؛ «تقریری از وجود مطلق و مقید از دیدگاه ملاصدرا» تالیف حسام الدین شریفی»، «انسان قدیم در شاهنامه» نوشته مریم اسدیان و بابک عالیخانی؛ «کمیت قیاس شرطی نزد شمس الدین سمرقندی» تالیف اسدالله فلاحی و «بررسی مهبانک از منظر فلسفه اسلامی» به قلم حسین ثقفیهیر و مهدی گلشنی منتشر شده است.
همچنین مقالات «مارتین لینگز و هنر نمایش: به سوی بوطیقای نمایش عرفانی» نوشته سید رحمان مرتضوی باباحیدری؛ «مفهوم شناسی «فطرت» و نفی ادرکات فطری در اندیشه سینوی» تالیف مصطفی مؤمنی؛ «معانی تمثیلی آب در تعلیم دائویی: نظرگاه طریقت اسلامی (انگلیسی)» به قلم اسماعیل رادپور؛«تلقی ابن عربی از زمان در کتاب الفتوحات المکیه» نوشته حمید رضا هاشمی؛ «عوامل موثر بر ارتباط و نشانه شناسی در معماری ـ مطالعه موردی مسجد کبود تبریز» تالیف احد نژادابراهیمی، مینو قرهبگلو و سیدمسعود وفائی نیز از دیگر مقالات منتشر شده در این شماره هستند.
بررسی مسئله باید و هست در دیدگاه علامه طباطبایی(ره)
در چکیده مقاله «بررسی مسئله باید و هست در دیدگاه علامه طباطبایی(ره)» آمده است «فرااخلاق به مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق میپردازد. یکی از موضوعات فرااخلاقی، مباحث منطقی است که به استنتاج مفاهیم و گرازههای اخلاقی میپردازد؛ بنابراین، رابطه باید و هست در دیدگاه علامه طباطبایی در زمره مباحث منطقی فرااخلاق است که نوشتهای به روش این مقاله به آن نپرداخته است. نویسنده در این مقاله درصدد است تا دیدگاه علامه طباطبایی درباره ارتباط جملههای اخلاقی را در تمام جوانب تبیین و بررسی کند. ایشان جملههای اخلاقی را اعتباری، اخباری و استنتاجپذیر و آن استنتاج را جدل میداند. اما به نظر میرسد بیانی برهانی از جملههای اخلاقی بر طبق نظریه علامه امکان داشته باشد و اشکالهای طرح شده در بیان علامه طباطبایی بر برهانپذیری جملههای اخلاقی قابلیت پاسخ را دارند. به هر حال ایشان جدل در جملهای اخلاقی را قبول دارد و جملههای اخلاقی را بر پایه واقعیت نامتغیر استوار میداند؛ بنابراین ایشان نسبیگرایی اخلاقی را نمیپذیرد و با شکاف باید و هست مخالفت میکند».
شرح و نقد دیدگاه صدرالمتالهین درباره آموزه وحیانی رجعت
در طلیعه مقاله «شرح و نقد دیدگاه صدرالمتالهین درباره آموزه وحیانی رجعت» میخوانیم «از مسلمات تعالیم اسلامی، و به ویژه شیعی، اعتقاد به رجعت، به معنای عام آن است، یعنی زنده شدن برخی مردگان و بازگشت آنان به حیات دنیوی. از سوی دیگر، مبانی فیلسوفان مسلمان، و به ویژه مرحوم صدرالمتالهین، در باب موضوعاتی همچون نفس، تعریف و مراتب تجرد، معیار نقص و کمال که به مادیت و تجرد باز میگردد نحوه وقوع مرگ طبیعی و... لوازمی به دنبال دارد که به نظر میرسد با برخی آموزههای دینی تعارض داشته باشد. یکی از این آموزهها رجعت است. مقاله حاضر به این موضوع میپردازد که اولاً دیدگاه ملاصدرا درباره رجعت چیست؟ آیا آن را در مورد همه انسان ها میپذیرد، یا یکسره آن را انکار میکند و یا قائل به تفکیک میشود و آن را در مورد برخی انسانها ممکن و در مورد برخی دیگر محال میداند و در چنین صورتی معیار این تفکیک چیست؟ ثانیا نظریات صدرالمتالهین در این مباحث چه قدر با هم سازگار است؟ و ثالثاً این نظریات از سویی تا چه اندازه مطابق با موازین عقلی است و از سوی دیگر آیا با ظواهر و نصوص صریح قرآن و حدیث همخوانی دارد یا خیر».
ادراک خیال به مثابه رابطه ای دوسویه میان نفس و عالم خیال از دید سهروردی
نویسنده مقاله «ادراک خیال به مثابه رابطه ای دوسویه میان نفس و عالم خیال از دید سهروردی» در چکیده نوشتار خود آورده است «سهروردی ادراک خیالی را اضافه اشراقی بیواسطه نور اسپهبد نفس با صور معلقه عالم خیال مستقل از نفس میداند و در این فرآیند برای هیچ امری حتی صور ادراکی، حیثیت وساطت قائل نیست. بنابراین با حذف مدخلیت صور ذهنی در ادراک خیالی، بحث مطابقت صور ذهنی با متعلق خارجی جای طرح نمی یابد. از نظر سهروردی آنچه در ادراک خیالی به عنوان امر جدیدی برای انسان حادث می شود، اضافه اشراقی خاصی است که پیش از این ادراک خاص، فاقد آن بود. در اضافه اشراقی نفس با عالم خیال، حضور بی واسطه صور معلقه در مشهد نفس را میتوان جنبه انفعالی نفس و توجه نفس به این حضور را میتوان جنبه فعال بودن نفس به شمار آورد و ادراک خیالی از دید سهروردی را آمیزهای از فعل و انفعال نفس دانست. از نظر سهروردی خیال انسان با عالم خیال رابطهای دوسویه دارد. از یک سو ادراک خیالی در ارتباط نفس با عالم خیال محقق میشود و از سوی دیگر نفس میتواند صور معلقه خیالی، در عالم خیال مستقل از خود بیافریند. صور خیالی ذهنی با اینکه از دید سهروردی مدخلیتی در ادراک خیالی ندارند، میتوانند ابزار نفس برای خلق صور معلقه خیالی و تصرف در عالم خیال که متعلق ادراک خیالی همه نفوس است، باشند. رابطه دو سویه نفس با عالم خیال مبین مسائل فکری بسیاری از آفرینش هنری تا حشر جسمانی است».
تشکیک وجود و ماهیت در نظام فلسفی شیخ اشراق
در چکیده مقاله «تشکیک وجود و ماهیت در نظام فلسفی شیخ اشراق» میخوانیم «بحث تشکیک یکی از مهمترین مسائل فلسفی است که در نظامات فلسفی بدان پرداخته شده است. صدرالمتالهین قائل به تشکیک در وجود بوده و با تفتیش در نظام مشایین، ایشان را نیز قائل به تشکیک خاصی میداند. ولیکن قرائت صدرا و اتباع ایشان از تشکیک در نظام اشراقی، تشکیک ماهوی است. زیرا صدرا، اعتباریت وجود را در نظام فلسفی شیخ اشراق به معنای معقول ثانی منطقی پنداشته، فلذا شیخ اشراق را اصالت ماهوی دانسته و مباحث تشکیکی ایشان را در ساحت ماهیت معنا کرده است. نگارنده قائل است که اولا: اعتباریت وجود در نظام اشراقی به معنای معقول ثانی منطقی نیست تا اینکه شیخ اشراق را اصالت ماهوی بدانیم بلکه وی قائل به عینیت وجود است و اعتباریت به معنای معقول ثانی فلسفی است. و ثانیا: شیخ اشراق فقط مباحث تشکیک را در ماهیت مطرح ننموده بلکه تمایز تشکیکی را در ساحت وجود نیز طرح نموده است. و ثالثا: اگر ایشان قائل به تشکیک ماهوی است به جهت این است که وجود و ماهیت را در عالم خارج منحاز از یکدیگر نمیداند فلذا تشکیک وجود منجر به تشکیک ماهیت خارجیه نیز میشود».
تقریری از وجود مطلق و مقید از دیدگاه ملاصدرا
در چکیده مقاله «تقریری از وجود مطلق و مقید از دیدگاه ملاصدرا» آمده است «به اعتقاد ملاصدرا، حقیقت مطلق وجود، محض هستی و تحقق در خارج است. این حقیقت با وسعت و بساطتی که دارد، برای موجودات دیگر تحققی باقی نمیگذارد. در عین حال ملاصدرا، به وجودهایی که مقید هستند نیز قائل است. ملاصدرا، معتقد است حقیقت مطلق، میتواند خود را به صورت هستیهایی مقید و محدود تنزل دهد. با این تنزل موجودات دیگر محقق میشوند. نسبت این موجودات با هستی مطلق، نسبت مقسم با اقسام است. زیرا وجود مطلق با اطلاق مقسمی، تمام اقسام وجود را شامل میشود. از جمله وجودهای به شرط شیء که همان موجودات مقید هستند. ضمن آنکه موجودات مقید، دارای متن و وجودی مختص خود هستند؛ مستقل و جدای از وجود مطلق نیستند. وجود مطلق است که به صورت مقید جلوهگر شده است. هر وجود مقیدی به یک لحاظ همان واجبالوجود است که مقید شده است و به لحاظ آنکه مقداری از حقیقت وجود را متجلی میسازد دارای نقصان و فقدان و غیر از واجب الوجود است».
«انسان قدیم» در شاهنامه
در طلیعه نوشتار «انسان قدیم در شاهنامه» میخوانیم «در همه سنتهای معنوی که طریق رسیدن به کمال حقیقی انسان را نمودار میکنند، کموبیش از دو مقام سخن رفته است: مقام «کرامت» که مقام پاکی و ظهور نور فطرت آغازین است و مقام «کمال» که سوختن در آتش عشق است و رسیدن به خویشتن خویش. مقام نخست متعلق به «انسان قدیم» یا انسان راستین است و مقام دوم متعلق به «انسان کامل». در شاهنامه فردوسی این دو مقام را می توان به سیاوش و کیخسرو نسبت داد که اولی (پدر) نمونه انسان قدیم و دومی (پسر) نمونه انسان کامل است.در این مقاله، با رویکرد جاویدان خرد، از تعلیم سنتی دائویی در تحلیل بخشی از مقام معنوی سیاوش در شاهنامه بهره خواهیم برد. در تعلیم دائویی انسان قدیم دارای خصائصی همچون بی فعلی، بساطت و سادگی، صلح کل و... است که این ویژگیها در شخصیت معنوی سیاوش نیز به چشم میخورد. بر این اساس، با توجه به ارتباط سیاوش با رمز «ماه» و پیوند او با نور فطرت انسانی و نیز مقام «قلب» نشان خواهیم داد که او در میان مقامات سلوکی، صاحب مقام متوسط یعنی صاحب نور سکینه است و مظهر انسان قدیم به شمار میرود».
مفهوم شناسی «فطرت» و نفی ادرکات فطری در اندیشه سینوی
نویسنده مقاله «مفهوم شناسی «فطرت» و نفی ادرکات فطری در اندیشه سینوی» آمده است «مفهوم «فطرت» از مفاهیمی است که در زبان فلاسفه اسلامی و غربی بیان شده است. در منابع اسلامی نیز در خصوص رابطه انسان با دین در آیات قرآن و روایات نیز آمده است. پیرو کاربرد اخیر، نظریه فطرت در اندیشه متاخرین از جمله مطهری به نحوی مطرح و پرداخته شده که در اندیشه فلسفی مسبوق به سابقه نیست. در فلسفه غرب در قالب اندیشه «ادراکات فطری» بیان شده است. هر چند در اندیشه فلاسفه اسلامی از جمله ابن سینا مکرر «فطرت» به کار رفته است ولی بر هیچکدام از دو معنای فوق دلالت ندارد. این مقاله ضمن بیان معنا و کاربرد فطرت در تفکر سینوی به رد این انگاره که وی قائل به ادراکات فطری- اعم از تصوری و تصدیقی- است پرداخته است. فطرت در عبارات شیخ به معنای نوعی استعداد و نیز طبیعت هر قوه ادراکی که استعداد خاص خود را داشته و مشوب به هیچ مدرکی غیر خود نگشته است، اطلاق شده است؛ او از «فطرت عقل» و «فطرت وهم» نام میبرد. فطرت به معنایی که متاخرین، معطوف به گرایش دینی انسان، مطرح نمودند در ابن سینا و فلاسفه متقدم اسلامی مطرح نیست. در عبارات ابن سینا نیز شواهد و دلایل زیادی بر نفی هر گونه معرفت فطری، به معنی دکارتی آن، وجود دارد. علم انسان از معرفت حسی شروع میشود و هیچگونه ادراکی قبل از محسوسات در ذهن و لوح ضمیر انسان منقوش نیست».
یادآور میشود علاقهمندان برای دریافت اصل مقالات میتوانند به نشانی اینترنتی http://www.javidankherad.ir/ مراجعه کنند.
انتهای پیام
