اشتها ندارد، تلفنی که زنگ نمی خورد!

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳, جمعه ساعت ۱۲:۳۵۰ رأیبدون امتیاز

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : 1-درهوای استخر، شنا می کنم درزورخانه! 2- چشم های”عسلی”فرهاد، نگاه”شیرین”صادر می کرد! 3- گاهی”نمی کشید”، خستگی در می کرد ترازویش! 4- برای نشستن، ایستادن را”خاک”می کنم! 5- درگوش “راست”ام، دروغ نمی نشیند! 6- برای یک لقمه موش، گربه، سگ می دوانید! 7- برای”خوابیدن”، کتابه...

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو :

۱-درهوای استخر، شنا می کنم درزورخانه!

۲- چشم های”عسلی”فرهاد، نگاه”شیرین”صادر می کرد!

۳- گاهی”نمی کشید”، خستگی در می کرد ترازویش!

۴- برای نشستن، ایستادن را”خاک”می کنم!

۵- درگوش “راست”ام، دروغ نمی نشیند!

۶- برای یک لقمه موش، گربه، سگ می دوانید!

۷- برای”خوابیدن”، کتابهائی که”بیدار”ام کرده بودند را آتش زدم!

۸- داورمی شد زبانِ کوچک اش، وقتی زبان”بازی”می کرد!

۹- برای مهمانی دعا می کنم که خبرش، پیش ازخودش برسد!

۱۰- در اندیشۀ”سیر”شدن، کتک”می خورد”!

۱۱- لگد به “مرده”، طلب ام را”زنده”کرد!

۱۲- زخم کهنه ام، دهان بازکرده به ناسزا!

۱۳- خسته بود، به دلم نشست!

۱۴- جوان مانده بود، “عکس”من!

۱۵- تاقوزک، درخودم فرورفتم!

۱۶- دکترِ نابینا، مریض نمی بیند!

۱۷- آدمِ بی کلّه، سرِ دار نمی رود!

۱۸- اشتها ندارد، تلفنی که زنگ”نمی خورد”!

۱۹- با دلم ، دست می دادم درکودکی!

۲۰- چون درهفت آسمان ستاره ای نداشت، خودم برایش چشمک می زدم!

۲۱- طرف دارِ، داورِ بی طرف هستم!

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...