
شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -در ماجرای زندگی حضرت نوح علیه السلام آمده است که پسر ایشان، ارشادهای حضرت نوح را نپذیرفت ودر اخر هم دچار عذاب الهی گشت. حال سوال پیش می آید که آیا
پیامبرانی که در هدایت فرزندان و نزدیکانشان موفق نبودند، آیا میتوانند در هدایت دیگران موفق باشند؟! سایت اسلام کوئست در پاسخ به این پرسش آورده است:
پیامبرانی که در هدایت فرزندان و نزدیکانشان موفق نبودند، آیا میتوانند در هدایت دیگران موفق باشند؟! سایت اسلام کوئست در پاسخ به این پرسش آورده است:
پرسش
پیامبر معصومی که نمیتواند اولاد و بهترینهای خود را هدایت کند، چطور میتواند اولاد و بهترینهای مردم را هدایت کند؟
پاسخ اجمالی
پیامبران(ع) منادی توحید و یکتاپرستی بودند. آنان ارائه طریق میکردند؛ یعنی موظف بودند تا راه هدایت و سعادت را به مردم نشان دهند. این وظیفۀ بندگان است تا راهی را که به آنها نشان داده میشود، پیش گرفته و به مقصود اصلی برسند. اگر انسان خود راه هدایت را در پیش نگرفت و از جاده منحرف شد، مسئولیت آن تنها بر خود او است. خداوند در قرآن میفرماید: «…وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ»؛[۱] پیامبر جز پیام رسانى آشکار نیست.
در جایی دیگر میفرماید: « إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُورا»؛[۲] یعنی ما راه (حق و باطل) را به انسان نمودیم، حال خواهد هدایت پذیرد و شکر این نعمت گوید و خواه آن نعمت را کفران کند.
بنابر این، پیامبران مأمور ابلاغ بودند نه مجبور نمودن به ایمان. انتخاب راه خوب یا بد در اختیار خود بشر است و این حقیقت را وجدان هر انسانی قبول دارد؛ از اینرو فرزندان پیامبران(ع) نیز مانند دیگر مردم بودند؛ یعنی صاحب اختیار و اراده. آنان نیز مانند دیگر انسانها مورد دعوت قرار گرفتند و بسیاری از آنان، با اختیار خود دعوت حق را پذیرفتند و هدایت شدند. البته برخی از آنها نیز از این اختیار سوء استفاده کرده، و دعوت شیطان و هوای نفس را اجابت کرده در نتیجه گمراه شدند. و این هیچ لطمهای به رسالت پیامبران نمیزند؛ زیرا این پیشوایان از هر فردی که در مسیر حق نبود، برائت و بیزاری میجستند، حتی اگر آن فرد از فرزندان و نزدیکانشان بود و دیگر مخاطبان نیز با توجه به همین واقعیت، نمیتوانستند بیایمانی بستگان پیامبری را به حساب خود او بنویسند؛ و به همین دلیل بود که بسیاری از انسانهایی که به ندای فطرت خود پاسخ مثبت دادند – بدون توجه به انحراف بستگان پیامبران – در زمره افراد باایمان قرار گرفتند.
در جایی دیگر میفرماید: « إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُورا»؛[۲] یعنی ما راه (حق و باطل) را به انسان نمودیم، حال خواهد هدایت پذیرد و شکر این نعمت گوید و خواه آن نعمت را کفران کند.
بنابر این، پیامبران مأمور ابلاغ بودند نه مجبور نمودن به ایمان. انتخاب راه خوب یا بد در اختیار خود بشر است و این حقیقت را وجدان هر انسانی قبول دارد؛ از اینرو فرزندان پیامبران(ع) نیز مانند دیگر مردم بودند؛ یعنی صاحب اختیار و اراده. آنان نیز مانند دیگر انسانها مورد دعوت قرار گرفتند و بسیاری از آنان، با اختیار خود دعوت حق را پذیرفتند و هدایت شدند. البته برخی از آنها نیز از این اختیار سوء استفاده کرده، و دعوت شیطان و هوای نفس را اجابت کرده در نتیجه گمراه شدند. و این هیچ لطمهای به رسالت پیامبران نمیزند؛ زیرا این پیشوایان از هر فردی که در مسیر حق نبود، برائت و بیزاری میجستند، حتی اگر آن فرد از فرزندان و نزدیکانشان بود و دیگر مخاطبان نیز با توجه به همین واقعیت، نمیتوانستند بیایمانی بستگان پیامبری را به حساب خود او بنویسند؛ و به همین دلیل بود که بسیاری از انسانهایی که به ندای فطرت خود پاسخ مثبت دادند – بدون توجه به انحراف بستگان پیامبران – در زمره افراد باایمان قرار گرفتند.
