کودک گرسنه ، سرِ یخچال توسری خورد!

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ خرداد ۳, جمعه ساعت ۱۵:۳۶۰ رأیبدون امتیاز

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : 1-ازکارفارغ نمی شد، سزارین کرد! 2- پایم را لای درگذاشتم، تا درِ شوخی را باز کرد! 3- کودک گرسنه، سرِ یخچال توسری خورد! 4- ازتشنگی له له می زدند، باهم نان ونمک خورده بودند! 5- من به تنهائی رضایت داده ام، امّا خیالت رضایت نمی دهد! 6- در”ماهور”های”اصفهان“، “شور”میزد در”...

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو :

۱-ازکارفارغ نمی شد، سزارین کرد!

۲- پایم را لای درگذاشتم، تا درِ شوخی را باز کرد!

۳- کودک گرسنه، سرِ یخچال توسری خورد!

۴- ازتشنگی له له می زدند، باهم نان ونمک خورده بودند!

۵- من به تنهائی رضایت داده ام، امّا خیالت رضایت نمی دهد!

۶- در”ماهور”های”اصفهان“، “شور”میزد در”سه گاه”!

۷- جگرنداشت درمناقصه شرکت کند، دماغ سوخته می خرید!

۸- وقتی ازچشمم افتادی که دستمال راغلاف کرده بودم!

۹- مسئولِ”بارانداز”، “فتیله پیچ”شد!

۱۰- تا خط تولید “خوابید”، کارگران سکوت کردند!

۱۱- “مادر زن ام را دوست دارم”، ماضی بعید است!

۱۲- تا آهن”زنگ”زد، شماره اش افتاد!

۱۳- “دیوان”اشعارم، همه شیشۀ عمر دارند!

۱۴- وقتی حسابم”می خواند”، بستانکاران”می رقصیدند”!

۱۵- با بُز آوردن، گلّه دار شده بود!

۱۶- تا از”حال”می روم، به”گذشته”ام سَرَک می کشم!

۱۷- پس از پیاده روی، سگ دو می زنم!

۱۸- تا فکر بکر”به سرم نزند، “بی پرده”نمی نویسم!

۱۹- تا می آئی، شکل آغوشم می شوی!

۲۰- “ساغر”بود و “مینا”، و من مستِ تو”ایران”!

۲۱- همه روزه بابیدار شدن، دارِفانی را شارژ می کنم!

۲۲- بدون آدرس، در آغوشم گم شد!

۲۳- پیش از خوردن حقّ ام، پیاز خورد!

۲۴- چون لال بود، درِ گفتگو را بسته بود!

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...