دختری که روزگارم را سیاه کرد!
دستهبندی: قتلتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ تیر ۹, یکشنبه ساعت ۲۱:۳۳
حوادث رکنا: خون جلوی چشمانم را گرفته بود! اسلحه وینچستر را از زیر پله ها بیرون کشیدم ، مادرم که چهره غضبناکم را دید فهمید که می خواهم خون و خونریزی راه بیندازم! او به اتفاق شوهر خواهرم به دست و پایم افتاد تا اسلحه را از من بگیرد ولی من چیزی نمی فهمیدم اسلحه را از دست مادرم رها کردم و برای گرفتن چاقو...
