ناگفته های۱۱روزخانه نشینی احمدی نژاد(رئیس جمهور)
دوره دوم ریاست جمهوری آقای احمدینژاد یکسری حواشی داشت و شما از وزرایی بودید که انتقاد به انتخاب معاون اول داشتند. درست است؟
بختیاری:در دور دوم، دو سال اول خیلی مشکل نداشتیم و دو سال دوم ریاست جمهوری یکسری مشکلات ایجاد شد و بخشی به این برمیگشت که تصمیماتی گرفته میشد؛
مثلاً آقای رئیس جمهور تصمیم گرفتند که یک لایحه در دولت بیاید و تصویب شود و بعد به مجلس برود که سازمان زندانها و پزشکی قانونی، سازمان ثبت اسناد و دادسراها زیرمجموعه وزارت دادگستری بیاید؛ خب این خلاف قانون بود. لایحه که در دولت مطرح شد قاعدتاً اول به کمیسیون لوایح میآید و رئیس کمیسیون لوایح هم وزیر دادگستری بود و الان هم وزیر دادگستری است و از قبل هم همینطور بوده است. من آنجا ایراد گرفتم و گفتم آقای دکتر این لایحه خلاف قانون اساسی است و ثانیاً باید در کمیسیون لوایح میآمد و پخت و پز انجام میگرفت. ظاهراً در کمیسیون دیگری مطرح شده بود و پخت و پزها انجام شده بود بدون اینکه در کمیسیون لوایح بیاید. آنجا رایگیری کردند و من رای مخالف دادم ولی رای آورد. جلسه طول کشید و بحثهای مفصلی شد.
نامه محرمانه رئیس جمهوربه وزیردادگستری
بعد یک روز در دفترم نشسته بودم که گفتند از دفتر رئیسجمهور یک پاکت محرمانه آوردند. من گفتم بیایند و پاکت را باز کردم و دیدم لایحه باید با امضای وزیر به مجلس برود. هم وزیر و هم رئیسجمهور بود. رئیسجمهور محترم امضا کرده بودند و من به عنوان رئیس دادگستری باید امضا میکردم ولی امضا نکردم.
خلاف قانون اساسی بود. بعد من لایحه را در پاکت گذاشتم و گفتم برگردانید و من خودم با آقای دکتر صحبت میکنم. برگرداندند و روز بعد جلسه دولت بود. من در جلسه دولت بودم و دیدم یکی از عزیزان آمدند و گفتند آقای رئیسجمهور در اتاق خود منتظر هستند. در دولت ایشان شرکت نکردند.
احمدی نژادخطاب به بختیاری:چراامضانمی کنید!؟
من در اتاق ایشان رفتم و گفتند چرا لایحه را امضا نمیکنید؟ گفتم خلاف قانون است.
گفت اگر در دولت مصوبهای تصویب شود و تعدادی از وزرا مخالف باشند، ولی اکثریت رای بدهند و آن تصویب شد، آیا این لازمالاجرا هست یا خیر؟ گفتم بله. گفتند پس امضا کنید. اکثریت رای دادند.
گفتم آقای دکتر من چون قاضی هستم و سوگند خوردهام خلاف قانون عمل نکنم، امضا نمیکنم.
دردوران ۱۱ روزی که در خانه خود بودند«وزرا»تصیمیم به استعفای دستجمعی گرفتیم.
حتی در بحث دوران ۱۱ روزی که در خانه خود بودند ما در آن قسمت خیلی تلاش کردیم که به جاهای باریکی کشیده نشود. اکثر وزرا تصمیم گرفتیم اگر ایشان برنگشت همه استعفا بدهیم. اینطور نمیشود؛ اینکه تصمیمی مقام معظم رهبری گرفتند و رئیسجمهور بخواهد در برابر آن مقاومت کند، بالاخره ما به استناد قانون اساسی به این اعتقاد داریم ریاست جمهوری با تنفیذ رهبری حق دخل و تصرف دارد. عین قانون اساسی است. خیلی تلاش کردیم که …
به منزل احمدی نژاد رفتید؟
بله؛ دوستان مطرح کردند و حقیقتاً خیلی دلم شکسته بود. گفتم آقای دکتر اجازه ندهید بسیج سرافکنده شود، بسیج خیلی از شما حمایت کرد. نیروهای حزباللهی دل شکسته نشوند. در نهایت من سه بار ایشان را به حضرت زهرا (س) قسم دادم که اصلاً هم خودم گریهام گرفته بود و هم دوستانی که آنجا بودند برخی گریه کردند؛ نشد! بعد بیرون آمدیم
و دست به دامن آیتالله یزدی شدیم. آنجا هم باز نشد.
بعد یکی از دوستان به من گفت نزد« آیت الله محمودشاهرودی »بروید.
آیت الله شاهرودی بیایند وساطت کنند. من با دفتر ایشان در قم هماهنگ کردم و به قم رفتم. ایشان در قم بودند.
مفصل در آنجا صحبت شد و ایشان خیلی قوی گفتند این کار را میکنم و آمدند
و الحمدالله بعد اعلام کردند آقای رئیس جمهور قرار است سرکار بیایند.
حتی در یک جلسه مشاور امور روحانیون ایشان در جلسه مطرح کرد که راجع به «آقای مشایی» مطالبی بود، در جلسه دولت بود. مطالبی مطرح شد
و آقای رئیسجمهور صحبت کردند و بعد آقای «صادق محصولی»(وزیررفاه ۱۶ماهه) مطالبی مطرح کردند.
من هم وقت گرفتم و در آنجا گفتم شخصیتهای بزرگی از حوزه از شما حمایت کردند(آیت الله مصباح یزدی) ولی الان نسبت به شما مسئلهدار شدند. اسم بردم. بعد ایشان در جمعبندی فرمودند که من حرفی ندارم،
با آیتالله مصباح یزدی هماهنگی کنید یا ایشان به تهران تشریف بیاورند یا آقای رحیم مشایی خدمت آیتالله مصباح یزدی بروند و عقاید خود را عرضه کنند.
قرار شد آن عزیزی که مشاور روحانیون بودند(حجت الاسلام ناصرسقای بی ریا) به آنجا بروند و این بررسیها را انجام دهند. دو هفته از این قضیه گذشت البته ایشان دیگر به دولت نیامد و از مشاوری هم استعفا داد. من ایشان را دیدم و گفتم چطور شد؟
گفت آیت الله مصباح یزدی فرمودند این صحنهسازی است و قبول نکردند. گفتند این واقعیت ندارد، اینها اگر بخواهند واقعاً از آن انحرافات دست بردارد – منظور آقای مشایی بود – مطالب زیادی است که خودش میداند و لذا قبول نکردند.
سید مرتضی بختیاری رئیس کمیته امداد امام خمینی ، برنامه دستخط۱ شهریور ۱۳۹۸
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اصلاحات اندکی(افزودن تصاویر واضافات دیگز)انجام گرفته است.
حجت الاسلام ناصر سقای بی ریا، مشاور رییس جمهور در امور روحانیت
حجت الاسلام امیری فر، مشاور رییس جمهور در امور روحانیت
***
آقای وزیر محترم اطلاعات (حجت الاسلام حیدرمصلحی)، یکی از معاونین خودش (حسین عبداللهی معاون ستاد وزارت اطلاعات) را کنار گذاشت و گفته بود من با ایشان نمیتوانم کار کنم. خوب آقای رئیسجمهور گفتند که چرا بدون موافقت من این را کنار گذاشتی و چون این کار را کردی شما باید استعفا کنی، یا مثلاً من کنارت خواهم گذاشت. ایشان هم گفت من استعفا نمیکنم.
طبعاً استعفا کرده بوده و آقا(رهبرانقلاب) هم گفته کارت را باید انجام بدهی، همینجوری هم که نمیتوانی کنار بروی، کارت را انجام بده.
خوب حالا این اطلاع وقتی به شخص رئیسجمهور رسیده بود در یک شرایطی خاص که بعد از جلسه هیئت دولت بوده و ظاهراً هم این مطلب در دولت گفته شده بود، در مرحله بعد
یک نامهای که شخص مقام معظم رهبری مینویسند و به اصطلاح برای اینکه پیک هم نداند که این نامه مضمونش چیست و چگونه هست و اینها، نامه راتوی یک پاکتی میگذارند و خودشان پشت پاکت را مینویسند و چسب میکنند، پشت پاکت را مینویسند.
سید وحید حقانیان معاون امور ویژه دفتر مقام معظم رهبری.
و نامه رامیدهند یک آقایی، آقای وحید نامی که در دفترشان هست و میگویند ببرید بدهید به دست آقای احمدی نژاد این نامه را. که میآورند، پایان یکی از جلسات دولت بوده که ایشان میگوید چیست؟ و آن پیک میگوید من نمیدانم، آقا دادند و گفتند این که خودم بدهم تحویل شما. همانجا باز میکند، وقتی باز میکند، میگوید این که دیگر گذشته است و این را ما اعلام کردیم و گذشته است و اینها. درحالی که این نامه بعد منتشر شد توی سایتها و رسانهها همه منتشر شد، همان نامهای که خطاب به آقای مصلحی شده که وزیر محترم اطلاعات در انسجام امور ایجاب میکند که چنین باشد و چنان باشد.
آیتالله یزدی شش سال قبل با انتقاد از رفتار احمدینژاد مبنی بر عدم تمکین از دستور رهبری درمورد وزیر اطلاعاتِ وقت، گفته بود: «خانهنشینی احمدینژاد طرحی است که با این ترتیب میخواهند جلو بروند و کاری بکنند که بتوانند رهبری را تضعیف کنند.»
روزنامه «جمهوری اسلامی» نوشته است: روز یکشنبه ۲۸ فروردین سال ۱۳۹۰، محمود احمدینژاد رئیسجمهور دوره دهم، حیدر مصلحی وزیر اطلاعات کابینه خود را در پوشش استعفا از کار برکنار و وی را به سمت مشاور اطلاعاتی خود منصوب کرد. خبرگزاریها همان روز از مخالفت رهبری نظام با برکناری وزیر اطلاعات و ابقای وی با حکم حکومتی خبر دادند، اما این حکم از جانب محمود احمدینژاد پذیرفته نشد و او با اصرار بر کنار گذاشتن وزیر و به منظور قبولاندن نظر خود اقدام به قهر و خانهنشینی کرد و پس از ۱۱ روز غیبت، در تاریخ یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ در جلسه هیأت دولت حاضر شد.
در ایامی که احمدینژاد خانهنشینی را اختیار کرده بود، شخصیتها و افراد مختلفی از علما و سیاسیون با هدف نصیحت و پایان بخشیدن به خانهنشینی و قهر او به دیدار وی رفتند که خبرهای این دیدارها کمابیش در میان اخبار رسانهها و سایتهای خبری منتشر شد. از جمله کسانی که در آن ایام به دیدار احمدینژاد رفتند، آیتالله شیخ محمد یزدی رئیس اسبق قوه قضائیه و عضو شورای نگهبان بود که چند روز پس از این دیدار، در جلسهای نتایج دیدار و گفتوگوی خود با احمدینژاد را به صورت گزارش مشروح برای آن جلسه بیان کرد.
خبر این گزارش به همراه فایل صوتی آن در همان ایام توسط برخی رسانهها منعکس شد، اما مشروح آن هرگز منتشر نشد. آنچه مطالعه میفرمائید، متن کامل سخنان آیتالله شیخ محمد یزدی در آن جلسه است که به وضوح نشاندهنده عدم تمکین احمدینژاد در برابر نظر رهبری و عدم پایبندی وی به ولایت فقیه است؛ واقعیتی که این روزها با ثبتنام وی برای انتخابات ریاست جمهوری با وجود نظر منفی رهبری و توصیه صریح و علنی به وی برای خودداری از ورود به این صحنه بار دیگر آشکار شد.
بسمالله الرحمن الرحیم
عرض کنم که این روزها متأسفانه مسائلی در جریان است و میگذرد که بالاخره ماها به نوبه خود نگران هستیم. عرض شود که در درجه اول باید بگویم که دستور مستقیم و صریح ولی امر در این شرایط فعلی این است که از ایجاد هر نوع تشنج و درگیری و اختلاف و شعار و اجتماع و کذا و کذا خودداری شود. یعنی احساسات را باید کنترل کرد و در حقیقت دست به یک کارهای احساسی و حساب نشده نزنیم که هم در داخل و هم در خارج از آن سوءاستفاده بکنند. خوب حالا مسأله در صورت حاضر؛ من اول گزارش کوتاهی خدمت شما میگویم از واقعیتهای این دو یا سه روزه و چند روزه و تحلیلی هم خودم دارم که ممکن است به آن اشاره بکنم. جریان را همه شما میدانید، از طریق روزنامهها و رسانهها و شایعات فیالجمله میدانید که خوب آقای وزیر محترم اطلاعات یکی از معاونین خودش را که حالا اسمش را من اینجا نمیآورم، یکی از معاونین خودش را کنار گذاشت و گفت من با ایشان نمیتوانم کار کنم. خوب آقای رئیسجمهور گفتند که چرا بدون موافقت من این را کنار گذاشتی و چون این کار را کردی شما باید استعفا کنی، یا مثلاً من کنارت خواهم گذاشت. ایشان هم گفت من استعفا نمیکنم. طبعاً استعفا کرده بوده و آقا هم گفته کارت را باید انجام بدهی، همینجوری هم که نمیتوانی کنار بروی، کارت را انجام بده. خوب حالا این اطلاع وقتی به شخص رئیسجمهور رسیده بود در یک شرایطی خاص که بعد از جلسه هیئت دولت بوده و ظاهراً هم این مطلب در دولت گفته شده بود، در مرحله بعد یک نامهای که شخص مقام معظم رهبری مینویسند و به اصطلاح برای اینکه پیک هم نداند که این نامه مضمونش چیست و چگونه هست و اینها، توی یک پاکتی میگذارند و خودشان پشت پاکت را مینویسند و چسب میکنند، پشت پاکت را مینویسند و میدهند یک آقایی، آقای وحید نامی که در دفترشان هست و میگویند ببرید بدهید به دست آقای احمدی نژاد این نامه را. که میآورند، پایان یکی از جلسات دولت بوده که ایشان میگوید چیست؟ و آن پیک میگوید من نمیدانم، آقا دادند و گفتند این که خودم بدهم تحویل شما. همانجا باز میکند، وقتی باز میکند، میگوید این که دیگر گذشته است و این را ما اعلام کردیم و گذشته است و اینها. درحالی که این نامه بعد منتشر شد توی سایتها و رسانهها همه منتشر شد، همان نامهای که خطاب به آقای مصلحی شده که وزیر محترم اطلاعات در انسجام امور ایجاب میکند که چنین باشد و چنان باشد. یک نامه نسبتاً مفصلی که توی رسانهها منتشر شد و همه شما هم خواندید. خوب این یک نوع برداشت ظاهری و یک نوع برابری مقابله و یا مثلاً عدم رعایت مقام رهبری تلقی میشود و تلقی شده. یک مقداری بگومگوها زیادتر میشود، به هر حال آقای مصلحی هم که با آقا مشورت میکنند، آقا میگویند که شما کار خودت را انجام بده. من دارم فعلاً گزارش میکنم حالا تحلیل را در کنارش عرض میکنم بعدش.
تا یک دیداری انجام میگیرد که معمولاً دوشنبهها این دیدار را آقای رئیسجمهور با آقا داشته در دوشنبه گذشته در آن دیدار گفته شد که قبلش جلسه سران سه قوه بوده و هرسه بودند و یک سری مسائل کلی کشور به اصطلاح مطرح بوده. بعدش هم که نوبت ایشان بوده و طبق روال هر هفته ایشان خصوصی صحبت میکردند درمورد مسائل به اصطلاح قوه مجریه با رهبری. بحث منتهی میشود به همین مسأله آقای وزیر اطلاعات.
«آقا میگویند که ایشان باید باشد و مثلاً چرا شما قبول نکردی و باید باشد».
«رئیسجمهور(احمدی نژاد) به رهبرانقلاب میگوید که من با ایشان نمیتوانم کار کنم»
یا اطلاعات، من یک سری در اطلاعات خبر دارم که خودم باید کنترل بکنم و باید تسلط داشته باشم که ایشان نمیتواند با من کار کند و باید یکی دیگر باشد
و یک مقداری راجع به این که چه کسی باشد صحبت میکنند و گویا بحث به اینجا منتهی میشود که چند تا پیشنهادی شروع میکند و آقا هم موافقت نمیکند.
احمدی نژاد میگوید خوب حالا تا وقتی یک کسی پیدا بشود که مورد موافقت هر دو ما باشد طبق روال قانونی سرپرستی را من داشته باشم.
آقا(رهبرانقلاب) میگویند که سرپرستی کسی که میخواهد در وزارت اطلاعات تسلط داشته باشد باید شرط اجتهاد داشته باشد در متن قانون آمده شما که اجتهاد ندارید؟ چطور میخواهید سرپرستی داشته باشید؟ این نمیشود و به اصطلاح موافقت نمیکنند.
اینجا احمدی نژاد مطرح میکنند که اجازه بدهید یا پس میروم در خانه مینشینم.
آقا هم میگویند، این کار به ضرر خود شما و به ضرر نظام خواهد بود.
دیگر این تمام میشود. ولی ظاهراً بحث هم فعلاً همین مسأله آقای وزیر اطلاعات هست و جایگزینی و نظر آقا این است که همین ایشان باشد، آقای رئیسجمهور هم میگوید که ایشان نباشد!
احمدی نژاد میرود سفر(ازقبل برنامه ریزی شده) و از سفر که بر میگردد دیگر خانهنشینی را انتخاب میکند.
ما صبح چهارشنبه که رفتیم تهران طبق معمول در جلسه شورای نگهبان حاج آقا جنتی یک گزارش مفصلی دادند از دیداری که ایشان با حاج آقای جنتی داشته، به تفصیل ایشان برای اعضای شورای نگهبان توضیح دادند که در جلسه اینجوری بود و اینجوری و ایشان اینجوری میگوید .
گلایه احمدی نژاداز رئیس مجلس واعضای دفتررهبری ئ+رهبری
در کل یک سری گلایه از رئیس قوه قضائیه ومقننه( رئیس مجلس) و مدیران و «دفتر آقا» و مثلاً یکی دو تا جزئی هم از حضرت آقا که مثلاً حمایت نمیکنند.
هر وقت بحث حمایت میشود از مجلس حمایت میکنند از قوه قضاییه حمایت میکنند و از من حمایت نمیکنند!
از این حرفها. درحالی که ما شنیدیم در آن گفتوگو هم حتی صحبتش شده،
آقا فرمودند او گفته که نظام اگر نتواند من را تحمل بکند! آقا هم گفتند:
«اگر نظام مسئولش من هستم که من تحمل کردم و شما را این دو – سه ساله تحمل کردم!»
چطور میگوید که تحمل نمیکنند؟
به هرحال احمدی نژاد در خانه که مینشیند ،در جلسه دولت شرکت نمیکند و دولت هم طبق روال معمول به وسیله معاون اول انجام میگیرد
و ظاهراً آقای وزیر محترم اطلاعات(مصلحی) شرکت میکند توی جلسه دولت.
خوب کسانی در این فاصله میروند دیدار با ایشان و ملاقات انجام میدهند و هر کسی هم با زبان خودش، رفته یک نصیحتی، موعظهای، راهنمایی و یک چیزی به ایشان و گفتوگویی با ایشان داشته، به خصوص تعداد زیادی از نمایندگان محترم مجلس که حالا توی این نمایندگان هم مثلاً یک جمع سه نفره بودند، یک جمع چند نفره بودند، چند تا از نمایندگان بودند، بعضیها را موافقت کرده و بعضیها را موافقت نکرده، به هر حال، بعضیها هم به تفصیل مثلاً طولانیتر و کمتر بالاخره یک بحثهایی گذشته، ولی اکثراً مطالب یکی بوده و
غالباً احمدی نژادگله و گلهگذاری و از این که «هیچ دولتی به اندازه دولت من تحت فشار قرار نگرفته» بوده است و مظلوم نماییهایی که متعارف هست!
حالا من ناچار هستم که خدمت شما این را بگویم، البته برای نقل در بیرون هم باید مصالح را رعایت کرد، که اول، اصل اولیه که من الآن گفتم که آقا نظر شریفشان این هست که کارهای احساسی نباید انجام بگیرد، آن را درحال حاضر باید نگه داشت تا خود آقا بینیم نظرشان چه میشود. من بعد از شنیدن گزارش آقای جنتی به ایشان گفتم که قرار بود یک جلسه سه نفره هم داشته باشیم، چطور شد؟ شما بپرس از ایشان که جلسه را مثلاً قبول دارد یا قبول ندارد؟ بعد از این شرایط جدید. من احساس کردم که خودم هم یک ملاقاتی با ایشان داشته باشم. بالاخره قرار گذاشتیم و ایشان هم قبول کرد. اول گفتند که دکتر پهلوی ایشان است و ناراحتی قلبی دارد و چنین و چنان و همینطور هم بوده، دکتر پهلوی ایشان بوده و گفته تا ۲۴ ساعت دیگر هم ملاقات نداشته باش و از این حرفهایی که خوب طبیعی است که با این فشارهایی که هست ممکن است درست هم بوده. در هر صورت ملاقات گذاشته شد و بالاخره من رفتم و وقتی گذاشته شد و من رفتم آنجا و دو نفری بودیم. در فضای خیلی آزاد و راحت.
من گزارش حرفهای خودم را میگویم اجمالاً. شاید اشکالی هم نداشته باشد. بسیار هم واضح و روشن هست.
گفتم اولاً آقای دکتر(احمدی نژاد)، من اولاً از طرف کسی نیامدهام نه شخص حقیقی و نه شخص حقوقی، یعنی طرف مثلاً شورای عالی نیستم، از طرف هیچ جایی نیستم، از طرف خودم هستم و آمدم. و خودم بعد از شنیدن حرفهایی که شما و آقای جنتی داشتید احساس کردم که بیایم و با هم یک مقداری صحبت کنیم.
این اولاً، ثانیاً میخواهم یک خاطرهای برای شما نقل بکنم و بگویم که اختلاف بین رهبر و رئیسجمهور یک امر طبیعی است که گاهی پیش میآید منتها برخورد تفاوت میکند.
ازاختلاف امام بارئیس جمهور(آیت الله خامنه ای)گفتم
و برای ایشان نقل کردم که در زمان حیات حضرت امام خمینی در مرحله دوم نخست وزیری، امام معتقد بودند که آقای موسوی نخستوزیر باشد و آقای خامنهای هم قبول نداشتند.
آقای خامنهای رئیسجمهور بودند و امام هم رهبر بودند.
در مسأله نخست وزیری آقای موسوی اختلاف داشتند.
بنده(محمدیزدی) هم آن موقع توی مجلس بودم و نایب رئیس بودم و اداره قوانین زیر نظر من بود و باید مسائل را هماهنگ میکردم.
به هر حال این اختلاف رسید به نقطهای که خوب توی به اصطلاح مسئولان که مطرح شد
ما سه نفر(یزدی،جنتی وناطق نوری) رفتیم خدمت امام.
عرض کنم که آقای ناطق نوری بودند که آن موقع وزیر کشور بودند. من هم به عنوان نایب رئیس مجلس بودم، ظاهراً آقای جنتی هم بودند و سه نفر بودیم رفتیم خدمت امام…
و برای ایشان نقل کردم. من این گزارش را ظاهراً در خاطرات خودم هم گفتم و باید چاپ شده باشد.
گفتم وقتی رفتیم خدمت امام هر کدام بالاخره مقداری صحبت کردیم که ببینیم میتوانیم این اختلاف را حل کنیم یا نه؟
یزدی:به امام خمینی گفتم«این حق رئیس جمهوراست که کابینه اش(نخست وزیر)راخودش انتخاب کند،شمادرنفی واثبات چیزی نفرمایید!
شاید من بیشتر از همه در آن آخر اصرار کردم به امام که این حق طبیعی رئیسجمهور هست که بخواهد مطابق قانون اساسی آن موقع – هنوز قانون اساسی اصلاح نشده بود – این حق طبیعی رئیسجمهور هست که بخواهد کسی را معرفی کند و شما اگر این حق را به خودش واگذار کنید و بگذارید خودشان انتخاب بکنند، اثبات نفی شما نفرمایید.
امام در جواب این جمله که در آخر من درخواست کردم که حقشان را به خودشان واگذار کنید، فرمودند:
«در شرایط کنونی من فکر میکنم که اگر من سکوت کنم به امت اسلامی خیانت کرده باشم.»
دیگر ما هیچ کدام حرف نزدیم. گفتیم که معلوم است که نظر امام قطعی است و غیرممکن است برگردند، یعنی با این حرفهای ما و اینها، تصوری دارند ایشان که لازم میدانند.
وقتی آمدیم بیرون،
گفتم چهجوری برویم این مطلب را با آقای رئیسجمهور(آیت الله خامنه ای) مطرح کنیم؟
ممکن است که مثلاً حالا بالاخره یک تعبیری و اینها…
رفتیم خانه آقای رسولی محلاتی، آقای سید هاشم رسولی نشستیم و بحث کردیم و به خیال خودمان که برای آقای خامنهای خیلی سنگین است و باید یک خورده تلطیف بکنیم و اینها.
یک خورده صحبت کردیم و گفتیم که میرویم دفتر آقای رئیسجمهور که ببینیم چه جور باید منتقل بکنیم؟
آمدیم خدمت ایشان(آیت الله خامنه ای) در دفترشان که توی همین ریاست جمهوری، ساختمان ریاست جمهوری وقت بود،
حالا من گاهی هم به خاطر جریانی میرفتم و میآمدم وقتی موضوع را مطرح کردیم خیلی راحت،
این را برای آقای احمدینژاد نقل کردم
گفتم که ما وقتی نقل کردیم که امام یک چنین نظری داشتند و میگفتند که نه من نظر خودم این هست، وقتی برای رئیسجمهور وقت( آیتالله خامنهای) نقل کردیم، ایشان خیلی راحت گفتند که امام هست و رهبری و ما بحث نداریم و حرفی نداریم، چه اشکالی دارد و مانعی ندارد.
اصلاً چرا این حق من را به خود من نمیدهند؟ اصلاً این بحث و اشاراتی نبود.
بعد گفتم که آقای دکتر!(احمدی نژاد) یکی دوبار گفتم آقای رئیسجمهور و یکی دوبار هم گفتم آقای دکتر، آقای دکتر! از این نمونهها زیاد دارم.
برای این که در هیئت سه نفره در جریان اختلاف بنی صدر و مرحوم رجایی، در آن هیئت سه نفره بودم، در برخوردهایی با خود بنی صدر، دو یا سه تا جلسه بودم. از این اختلافها و از این مسائل نمونههای بسیاری دارم. ولی دیگر وقت را نمیگیرم. شرایط فعلی کشور و اصولاً سیستم حکومت ولایت فقیه معنایش چیست؟ کمی هم توضیح دادم که سیستم ولایت فقیه، معنای آن این است که وقتی فقیه، ولی امر مطلبی را گفت باید قبول کرد و عمل کرد. حتی آیه شریفه را خواندم برایش گفتم در آیه شریفه که: «فلا وربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم» و آخر آیه این هست که «ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما». یک خورده هم توضیح دادم برایش قسمت آخر آیه را گفتم آخر آیه را ببین که میگوید چه؟
وقتی ولی امر حکمی کرد بعد از این که این حکم قطعی شد حتی در دلشان هم نباید ناراحتی احساس بکنند. باید همان نظر ولی امر را قبول بکنند.
خوب حالا با توجه به این مقدمات، آقای دکتر من واقعاً نگران هستم که شما در یک پرونده هشت سالهای که دارید دورههای آخر آن را میگذرانید و خدمات زیادی به این کشور داشتید و پرتلاش بودید و پرتلاش هستید، خدمات زیادی داشتی و داری، عرض کنم که نگرانم که ختم این پرونده با مقابله با رهبری ختم بشود و به درگیری و رو در رویی با رهبری ختم بشود.
این واقعاً شایسته نیست و حیف هست که یک چنین حالتی پیش بیاید. و این وضعیت فعلی در حقیقت دارد این حالت را نشان میدهد.
(به احمدی نژادگفتم)من واقعاً نگران هستم که شما میخواهید چه کار بکنید؟
آقای احمدی نژاد!نکندکثرت جمعیت رادرسفرهای استانی می بینید،امربرشمامشتبه شود!
همینجا هم که دیگر اضافه کردم که من احتمال میدهم شما در مسافرتها که میبینیم، مردم خیلی استقبال میکنند و اجتماع زیادی دارند و تجلیل میکنند و احترام میکنند، آقای رئیسجمهور مردم ما – این عین تعبیر را دارم میگویم – مردم ما مسلمان ایرانی هستند، نه ایرانی مسلمان. بعد هم توضیح دادم که یعنی قبل از اینکه ایرانی باشند مسلمان هستند و بعد ایرانی هستند. و وقتی مسلمان هستند اصول اسلامی را به هیچ قیمت و به راحتی از دست نمیدهند. شما تصور نکنید که این تجلیلها و احترامها به خاطر خدمات شما، به خاطر پرتلاش بودن شما باشد، به خاطر اسلام و قرآن و امام و ولایت فقیه هست.
حالا او (احمدی نژاد)دارد گوش میکند و من همینطوری صحبت میکردم
تا حدود نیم ساعت صحبت کردم، ۳۵ دقیقه صحبت کردم.
گفتم حالا شما این نگرانی ما را چگونه میخواهید رفع کنید و میخواهید چه کار بکنید؟ من چه کمکی از دستم برمیآید؟
و (ادامه دادم)بعد از این که حرفهای آقای جنتی و گلایههای شما را شنیدم، احساس کردم لازم هست که خدمت شما بیایم و با شما صحبتی داشته باشم. حالا چه میگویی شما؟ ببینم بفرمایید چه میگویید؟
پاسخ احمدی نژادبه آیت الله یزدی
عرض کنم که خوب خیلی با مقدمات و احترام و محبت و اینها دوباره شروع کرد:
که مجلس همیشه با من درگیری داشته است و درگیری دارد و به اصطلاح رعایت نمیکند.
گله احمدی نژاد ازمحاکمه معاونش(رحیمی)
قوه قضاییه چطور و حالا مثال که میخواست بزند مثلاً پرونده آقای رحیمی را یک قاضی را گذاشتند بعد آن قاضی گفته هیچی ندارد و قاضی را عوض کردند و یک قاضی دیگر را گذاشتند و او هم گفته هیچی ندارد عوض کردند و در عین حال هی میگویند آقای رحیمی پروندهاش فساد اقتصادی دارد، چطوره؟
او (محمدرضارحیمی)معاون اول من هست.
آن معاون اول قبلی من را (مشایی)که برداشتند و ما هیچی نگفتیم.
گفتم آقای دکتر، آقای مشایی را بگذار کنار، بحث آقای مشایی را اصلاً نداریم،
چون گفت آن معاون اول را که برداشته، میخواست همین را بگوید. گفتم اصلاً بگذارید کنار، اصلاً بحث آقای مشایی را نداریم.
من در یک مصاحبه رسمی هم گفتم که جناب آقای رئیسجمهور برای یکی از اطرافیانش بیش از اندازه هزینه میکند و این را گفتم و توی رسانهها هم آمده و دارم به خودت هم میگویم، آن بحث را بگذار کنار، من اصلاً کاری به بحث آقای مشایی ندارم.
بعد گفتم که گلایهها را شنیدم، شما آن راهحل به اصطلاح رفع نگرانی را بگو.
(احمدی نژاد)دوباره شروع کرد که کی و کی کنار هم نشسته، اسم سه نفر را آورد که دور هم نشستند. علیه من اینجور گفتند و اینجور گفتند،
آقای «علم الهدی در مشهد »چه میگوید، کسی در کجا چه میگوید، فلان امام جمعه چه میگوید، فلان مداح چنین میگوید!
گفتم این حرفها را یک بار که گفتم اینها را شنیدم، حالا بالاخره شما میخواهید چه کار بکنید در این شرایط فعلی؟
به هر حال دیدم باز همان گلهگذاری و گله گذاردن و واقعاً حالا خوشبختانه من حرفها را از آقای جنتی شنیده بودم، قبلش هم باز یک جلسهای داشتم که بعضی از دوستان که مثلاً آقای ابوترابی که نایب رئیس مجلس هستند و یکی دیگر از نمایندگان محترم و خدمتشون بودم یک سری از مسائل مجلس را مستقیم از خودشان شنیدم. و یک سری اطلاعات این شکلی داشتم. یکی دو بار گفتم من این حرفها را میدانم این بحثها را نمیخواهد دوباره تکرار کنید، عرض کنم که حالا بالاخره میگویی چه؟
یواش یواش هوا خیلی تاریک شد و تو حیاط نشسته بودیم و دو نفری هم بودیم و دیگر، چایی آورد و خیلی احترام کرد و خیلی محبت کرد و اینها،
وقتی میخواستم بلند شوم، گفتم که آقای احمدی نژاد در این وقت، خدا میداند که، خدا را شاهد میگیرم که فقط به منظور این که بالاخره یک مشکلی حل بشود و برای رضای خدا آمدم و دارم این حرفها را میزنم.خدایا تو شاهد هستی که من هیچ قصد و نظری و گلهای ندارم، دارم این حرفها را میزنم،
شما به من جواب بده من نگران این مسأله هستم، میخواهی چه کار کنی؟
واقعاً من دو یا سه بار این را تکرار کردم، میگویم که دو بار حداقلاً حرفش را قطع کردم و تکرار کردم، که همان حرفهایی که به دیگران گفته بود به من هم میگفت.
خلاصه آخرش ایشان به من گفت که:
شما نگران نباشید، من خودم با آقا صحبت میکنم و موضوع را حل میکنیم.
گفتم چه جوری حل میکنید؟ یعنی چه؟ یعنی چه جوری حل میکنید،
چون این خیلیها را اشاره میکردم. گفت حالا بالاخره منتهی میشود که ایشان استعفا بکند و یک نفر دیگر را معرفی میکند و یک جوری کنار میآیم با خود آقا حل میکنیم و کنار میآییم و شما نگران نباشید و…!
من دیگر واقعاً مایوس شدم از این حرفها و میدیدم که خیلی به جایی نمیرسد.
گفتم خیلی خوب، بلند شدم و خداحافظی کردم
احمدی نژاد خیلی احترام کرد و در ماشین آمد همراه من،
ولی بعد دیدیم که نه ظاهراً هیچ تغییری و هیچ احساس عوض شدنی ندیدم و همان روش ادامه پیدا کرد.
این گزارش کار، اما، یک تحلیل چند جملهای خدمت شما عرض کنم که: ساده اندیشی است که اگر شما مثلاً فکر کنید اتفاقا پیش آمد، این جورها نیست، عرض کنم که چه جور تعبیر بکنم که به قول امروزیها، این یک پروژه است، این یک برنامه هست، هدف اصلی از این برنامه مسأله انتخابات آینده کشور هست، عالیترین ابزاری که در دست اینها هست وزارت اطلاعات هست. با وزارت اطلاعات برای پرونده درست کردن در مورد موافقت و مخالفت، برای کسانی که نمونهها هم داریم که رفتند با اینها صحبت کردند، که اگر حاضر باشی با ما بیایی چنان و چنین، مثلاً کمک میکنم و چه میکنم، این قبیل حرفها هم با بعضیها قبلاً زدهاند و گفتند دنبال مسأله انتخابات آینده کشور هستند،
حقیقت این است که اینها میخواهند بعد از دور آینده در کشور در قدرت وجود داشته باشند و تفکری که خودشان دارند به نوعی این تفکر را پیاده کنند و از امروز شروع کردند
خوشبختانه مقام معظم رهبری به قول بعضیها نقطه اصلی را پیدا کردند و در آن نقطه اصلی دست گذاشتند.
علت اختلاف احمدی نژادبا مصلحی(وزیراطلاعات) ؟
حسین عبداللهی (معاون ستاد وزارت اطلاعات)بود
ابزارهای اصلی را آنها گرفتند چون معاونی که آقای وزیر اطلاعات کنارش گذاشت از دوستان مشایی بوده، آقای عبدالهی (حسین عبداللهی معاون ستاد وزارت اطلاعات)که شاید بعضیها شنیده باشند از دوستان مشایی بوده، علت ناراحتی آقای احمدینژاد بیشتر،
همین مسأله بوده که چرا مثلاً این آقا را برداشتی و میخواهند یک کسانی را در اختیار خودشان داشته باشند و اطلاعات در اختیار خودشان باشد و در اختیار باند و گروهشان باشد،
اینها خبر را بگیرند که تحلیلی هست که آدم به راحتی میتواند کسانی که در جریانهای جاری کشور باشند، میتوانند تشخیص بدهند که چرا این وضعیت دارد پیش میآید؟
عرض کنم که خوب رهبری هم واقعاً همانطور که تفسیر کردند و گفتند که تا موقعی که من زنده باشم نمیگذارم انحراف در این جریان پیش بیاید،
نقطه اصلی انحراف از این جا میخواهد شروع بشود. یعنی مجلس، بعد انتخابات ریاست جمهوری و بعدش هم حضور باند اینها در قدرت و خدای ناکرده دوباره گرفتار شدن با همان حرفهایی که حالا در دولت آقای خاتمی کم و بیش و دولت اینها بندرت از آنها اگر این باندها بیایند بدتر از آنها خواهند بود.
به دلیل حرفهایی که آدم از« مشایی و دیگران که در یک باند هستند» شنیدیم، بنابراین آن طرف قضیه در تحلیل اگر بخواهیم بحث بکنیم، آن طرف قضیه واقعاً یک پروژه هست و یک طرحی است که با این ترتیب میخواهند جلو بروند و کاری بکنند که بتوانند رهبری را تضعیف بکنند،
مقام معظم رهبری خوشبختانه ایستادند و به استحکام فرمودند که من کوتاه هم نمیآیم
و این را شنیدم که من در این مسأله کوتاه نمیآیم. ایستادهام و کوتاه نمیآیم.
بحث را ختم میکنم که خیلی که طول کشید، دیروز هم در جلسه جامعه همین بحثها انجام گرفت و به هر حال منتهی شد به این که کسانی هم میتوانند مطالب را به ایشان منتقل کنند،حالا لسان نصیحت، موعظه، تهدید، هرچه به نحوی که،
یک جمله هم من بگویم :
توی حرفهایی که به ایشان (احمدی نژاد)گفتم که آقای دکتر! من دلم نمیخواهد که این تعبیر را بگویم ولی دارم میگویم :
« این بازی، این بازی که شروع شده است خیلی خطرناک است و برنده ندارد».
و هم برای شما ضرر دارد و هم برای رهبری ضرر دارد و هم برای نظام ضرر دارد.،بازی خیلی خطرناک را شروع کردهاید.
که البته در میان صحبتهایش در جوابها (احمدی نژاد)گفت:
من برای خدا کار کردم و برای خدا کار میکنم .
یک حرفهایی که معلوم بود که میخواهد بعضی از حرفهای من را جواب بدهد،
حالا امیدواریم که انشاءالله این پروژه هم به قول امروزیها و برنامه هم که آنها هستند من نمیدانم، اگر این همان مصداق فتنه بزرگتر است، یک جوری حل بشود.
اگر مصداق آن فتنه هم نیست، یک جوری حل بشود که صلاح خیر و صلاح اسلام و مسلمین باشد.
احمدی نژادبه من گفت من با آقا حل میکنم و اینطوری میخواست که من را راضی کند که بالاخره من میآیم. تا دوشنبه ببینیم جریان اینها به کجا منتهی میشود.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مأخذاین گزارش(۲۶ فروردین ۱۳۹۶ایسنا)صحبتهای آیت الله یزدی بصورت محاوره ای بوده،که بعضاً فعل وفاعلش نامعلوم بوده که ویرایش های لازم انجام گرفته است واندک توضیحات دیگر.
نامه مقام معظم رهبری به وزیراطلاعات
بغدازبرکناری(عزل)توسط احمدی نژاد
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:برای اطلاعات بیشتربه این لینک مراجعه کنید:
“مخالفت” احمدی نژادباحکم رهبری درباره”مشایی”+ماجرای۱۱روزخانه نشینی