سیبیل نوشت های سری نود و هفتم
بغرنج است دیدن رنج دیگران. از طب کاری ساخته نیست برای تب عشق. خودش را ناکار کرد بیکار. با اهل قدم به پارک می روم. موج سواری می کند انگشتانم در موج گیسوانت. پوستم خشکید به دریا پناهنده شدم. طاق باز می خوابید بنای کهنه کار. آدم بی چیز، درد ناچیزی به همراه دارد. کسی را که از در دوستی وارد شده بود از پنجره بیرون انداختم. سران دولتی همسران خوبی نمی شوند. قافیه را باختم بعد از دیدن قیافه ام. با احتکار مشکل بیکاری ام را حل کردم. هم دست نمی شوم با کسی که دست بزن دارد.از طب کاری ساخته نیست برای تب عشق
دستهبندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آبان ۷, سهشنبه ساعت ۱۷:۱۴۰ رأیبدون امتیاز

سیبیل نوشت های سری نود و هفتم بغرنج است دیدن رنج دیگران. از طب کاری ساخته نیست برای تب عشق. خودش را ناکار کرد بیکار.... ادامه مطلب...\ نوشته از طب کاری ساخته نیست برای تب عشق اولین بار در پایگاه خبری شیرین طنز. پدیدار شد.\
این مطلب برای شما مفید بود؟
بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک میکند.
در حال بررسی رأی شما...