همواره عشق بی خبر از راه می رسد؛ شعری از حسین منزوی

دسته‌بندی: شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آذر ۴, دوشنبه ساعت ۲۲:۱۴۰ رأیبدون امتیاز
همواره عشق بی خبر از راه می رسد؛ شعری از حسین منزوی

همواره عشق بی خبر از راه می‌رسد چونان مسافری که به ناگاه می‌رسد وا می‌نهم به اشک و به مژگان تدارکش چون وقت آب و جاروی این راه می‌رسد اینت زهی شکوه که نزدت سلام من با موکب نسیم سحرگاه می‌رسد با دیگران نمی‌نهدت دل به دامنت چونان‌که دست خواهش کوتاه می‌رسد میلی کمین گرفته […]

همواره عشق بی خبر از راه می رسد؛ شعری از حسین منزوی

همواره عشق بی خبر از راه می‌رسد
چونان مسافری که به ناگاه می‌رسد

وا می‌نهم به اشک و به مژگان تدارکش
چون وقت آب و جاروی این راه می‌رسد

اینت زهی شکوه که نزدت سلام من
با موکب نسیم سحرگاه می‌رسد

با دیگران نمی‌نهدت دل به دامنت
چونان‌که دست خواهش کوتاه می‌رسد

میلی کمین گرفته پلنگانه در دلم
تا آهوی تو کی به کمینگاه می‌رسد!

هنگام وصل ماست به باغ بزرگ شهر
وقتی که سیب نقره ای ماه می‌رسد

شاعر! دلت به راه بیاویز و از غزل
طاقی بزن خجسته که دلخواه می‌رسد

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...