

شفقنا – روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با عنوان«حفاظت از پشتوانه مردمی نظام
؛فرصتی برای بازگشت به خط امام – ۲» این گونه آورده است:
ریشهکن ساختن رژیم شاهنشاهی، کاری بود که امام خمینی به کمک مردم انجام داد. اگر پشتوانه مردمی نبود، امام نمیتوانست حتی یک قدم در جهت اهداف انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی به پیش برود.
همین نکته بسیار مهم را در جهت عکس باید در مورد محمدرضاشاه و پدرش در نظر بگیریم و بدانیم که محرومیت آنها از پشتوانه مردمی عامل مهمی بود که به سقوط رژیم پهلوی و نهایتاً رژیم شاهنشاهی منجر شد. رضاشاه در اصل به قدرت رسیدن فاقد پشتوانه مردمی بود و چون در دوران حکومتش نیز از مردم فاصله داشت و حتی با دشمنیهایش علیه اعتقادات مردم و ضربه زدن به دین، نفرت عمومی را برای خود خرید. به همین دلیل بود که وقتی مأموران دولت انگلیس او را از ایران اخراج و به جزیره موریس و سپس به ژوهانسبورگ تبعید کردند، در ایران حتی یکنفر از مردم هم به حمایت از او برنخاست و همه خدا را شکر کردند که از شر یک دژخیم ضدمردم و ضددین خلاص شدهاند. محمدرضا شاه هم با گرفتار شدن در چنگ بیماری مردمگریزی و مردمستیزی، به سرنوشت پدرش مبتلا شد و هنگامی که با گریه از ایران میرفت مردم در خیابانها جشن گرفتند و پایکوبی کردند. این عامل مهم را در زوال خاندان پهلوی و ریشهکن شدن رژیم شاهنشاهی نباید از یاد برد.
امام خمینی درباره نقش بیپشتوانه بودن رژیم پهلوی و منفور بودن شخص محمدرضاشاه نزد مردم در سقوط آن رژیم فرمودند:
«اگر پایگاه داشت این مرد (شاه) بین مردم، اگر نصف قدرتش را صرف کرده بود برای ارضای مردم، هرگز این قدرت بهم نمیخورد، هرگز مخالفت با او نمیشد. لکن معالأسف همهی قدرتش را روی هم گذاشت بر ضد مردم».
بیماری مردمگریزی از شاه به صاحبمنصبان نزدیک به او هم سرایت کرده بود بطوری که تمام امکانات کشور در اختیار سران رژیم بود و اقشار مختلف مردم بهیچوجه حتی از حقوق قانونی و طبیعی خود بهرهمند نبودند. مهمتر اینکه علاوه بر محرومیتها، مردم شاهد حقکشیها، اهانت به دین، بیحرمتی نسبت به مقدسات و تلاش برای حذف دین از زندگی مردم هم بودند. اینها عواملی بودند که مردم را از حکمرانان ظالم و خودخواه و مستبد دور کردند و در نتیجه، دعوت امام خمینی به قیام علیه رژیم فاسد پهلوی با لبیک عمومی مواجه شد و سرانجام انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
نظام جمهوری اسلامی با بهرهمندی از پشتوانه مردمی، توانست در مقابل شورشهای داخلی به وجود آمده توسط قدرتهای خارجی به آمریکا بایستد، در جنگ تحمیلی ۸ ساله که آنهم با اراده آمریکا بر ملت ایران تحمیل شد در برابر حزب بعث عراق و صدام جنایتکار بایستد، در برابر فشارهای سیاسی و تبلیغاتی غرب و تحریمهای همهجانبه مقاومت کند و تنومند و قدرتمند به چهل و دو سالگی برسد.
امروز هم انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن فقط به پشتوانه مردم است که به حیات خود ادامه میدهد و میتواند پیام آزادیخواهی را به ملتها برساند. این پشتوانه را مسئولان نظام باید حفظ و تقویت کنند. حفاظت از پشتوانه مردمی به شعار دادن و از ضرورت حل مشکلات معیشتی مردم حرف زدن نیست، به عمل کردن است. مسئولان نظام جمهوری اسلامی همواره با استفاده از کلمه «باید» از ضرورت ایجاد رفاه برای مردم سخن میگویند ولی هر روز وضعیت زندگی خودشان بهتر و زندگی مردم بدتر و سختتر میشود. این دوگانگی میان حرف و عمل، اختصاص به این جناح و آن جناح ندارد، هردو جناح گرفتار این بیماری هستند و مردم نیز از هر دوی آنها ناامید شدهاند. خانههای بزرگ و گرانقیمت بالای شهر و حقوقهای کلان حضرات، به آنها اجازه نمیدهد شرایط دشوار زندگی مردم که میلیونها نفر از آنها زیر خط فقر قرار دارند، را بفهمند. کسانی که شرایط مردم را نمیفهمند، چگونه میتوانند مشکلات مردم را حل کنند؟ اگر کلمه «باید» از ادبیات حضرات حذف نشود، فاصلههائی که با مردم دارند از بین نرود و فساد اقتصادی همچنان تار و پود جامعه را تهدید کند، فاصله با خط امام، افزایش خواهد یافت. حفاظت از پشتوانه مردمی نظام را از طریق بازگشت به خط امام میتوان تأمین کرد.
