

شفقنا-جزء شانزدهم قرآن از آیه ۷۷ سوره کهف آغاز و تا آیه ۱۳۵ سوره طه ادامه دارد.
به گزارش شفقنا ، سوره مریم مسائل مربوط به قیامت و سرنوشت مجرمان و پاداش نیکوکاران و قسمتی از سرگذشت زکریّا و مریم و عیسی بن مریم و یحیی و ابراهیم و اسماعیل و ادریس علیهم السلام تشکیل داده است.
وسوره طه ، اوّلین سوره ای است که ماجرای حضرت موسی علیه السلام را به تفصیل بیان نموده و حدود هشتاد آیه را بدان اختصاص داده است.بخشی از آن نیز در مورد عظمت قرآن و صفات خداوند و بخشی در ارتباط با سرگذشت آدم و حوّا و وسوسه شیطان است و در پایان اندرزهای بیدار کننده ای را بیان می دارد.
درادامه تفسیر برخی از آیات اینجء را میخوانیم:
بی اعتنایی و بی مهری مردم،در کار ما تأثیر منفی نگذارد
فَانْطَلَقا حَتّی إِذا أَتَیا أَهْلَ قَرْیَهٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما فَوَجَدا فِیها جِداراً یُرِیدُ أَنْ یَنْقَضَّ فَأَقامَهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْراً«۷۷»
پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا به اهل یک آبادی رسیدند،از اهل آنجا غذا خواستند،آنان از مهمان کردن آن دو سرباز زدند.پس آن دو در آنجا دیواری را یافتند که در حال ریزش بود.خضر،دیوار را برپا کرد.(موسی با تعجّب)گفت:اگر می خواستی برای این کار مزد می گرفتی!
نکته ها:
* مردم از دادن غذا به موسی و خضر امتناع کردند،ولی خضر به تنهایی دیوارِ خراب را مجّانی تعمیر کرد.
پیام ها:
۱-هر دوره ی آموزشی،نیاز به حرکت دارد و تنوّع در مکان برای آموزش های جدید،یک ارزش است. «فَانْطَلَقا»
۲-ملّتی که سقوط اخلاقی کند،از دادن نان به پیامبر اولواالعزم هم خودداری می کند. «فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما» (البتّه این در صورتی است که آنان را می شناختند.)
۳-آنان که از مهمانانی غریب پذیرایی نکنند،قابل نکوهش اند. فَأَبَوْا …
۴-بی اعتنایی و بی مهری مردم،در کار ما تأثیر منفی نگذارد. «فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما»
۵-انبیا گاهی در شدّت نیاز به سر می بردند. «اسْتَطْعَما»
۶-گرچه نیازمندان به حداقل قناعت کنند،ولی کرامت انسانی می گوید که در حدّ ضیافت پذیرایی کنید. اِسْتَطْعَما … یُضَیِّفُوهُما
۷-لازم نیست مهمان همیشه آشنا باشد،از مهمان غریب و ابن السبیل هم باید پذیرایی کرد. «فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما»
۸-باید نواقص را اصلاح و تعمیر کرد،نه آنکه هر چیز عیب دار را بی ارزش پنداشت و از آن دست کشید. فَوَجَدا فِیها جِداراً … فَأَقامَهُ
۹-اولیای الهی اهل کینه و انتقام نیستند.گرچه آنان را مهمان نکردند،ولی خضر به آنان خدمت کرد. «فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما – فَأَقامَهُ»
۱۰-پیامبران بر مال و جان مردم ولایت دارند که هرگونه تصرّف کنند و نیاز به کسب اجازه از مالک ندارند. «فَأَقامَهُ»
۱۱-همه جا منطقِ«اوّل معاش سپس کار»و«اوّل تأمین سپس تمکین»،درست نیست.پیامبرِ گرسنه،مجّانی کارگری می کند.ابوا… فَأَقامَهُ وقتی نیاز را دیدیم،دست به کار شویم و منتظر دعوت و بودجه و همکار و آیین نامه نباشیم. «جِداراً فَأَقامَهُ»
۱۲-کار کردن برای خدا بدون گرفتن مزد،عیب نیست. «فَأَقامَهُ»
۱۳-وقتی کاری را مفید و لازم تشخیص دادیم،به انتقاد این و آن کاری نداشته باشیم. «لاَتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْراً»
۱۴-کار کردن و مزد گرفتن و اجیر شدن ننگ نیست. «لاَتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْراً»
۱۵-اولیای خدا برای پول کار نمی کنند. «لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْراً»
_____________________
قالَ هذا فِراقُ بَیْنِی وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً«۷۸»
(خضر)گفت:این(بار)جدایی میان من و توست،بزودی تو را از تأویل و راز آنچه نتوانستی بر آن صبر کنی آگاه خواهم ساخت.
پیام ها:
۱-هر کس قدر وصال را نداند،گرفتار فراق خواهد شد. هذا فِراقُ …
۲-به کوچک ترین انتقادی یاران خود را از دست ندهیم.خضر بعد از چند مرحله فرمود: هذا فِراقُ …
۳-هر چه سریعتر ابهام ذهنی دیگران را بر طرف کنید. «سَأُنَبِّئُکَ»
۴-با تعلیم حکمت،ظرفیّت افراد را افزایش دهیم. سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ …
۵-حوادث ظاهری،گاهی جنبه ی باطنی هم دارد. «بِتَأْوِیلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً»
________________________________
رهبر ومبلّغ دینی باید با تاریخ و حوادث مهم آشنا باشد
وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً«۸۳»
و از تو درباره ذوالقرنین می پرسند.بگو:به زودی از او یادی بر شما خواهم کرد.
نکته ها:
* «قرن»،دو معنا دارد:یکی دوران طولانی و دیگری به معنای شاخ حیوان،و ذوالقرنین را از آن جهت بدین وصف نامیده اند که یا حکومت طولانی داشته و یا آنکه دو رشته موی خود را مثل دو شاخ می بافته و یا روی کلاه او دو شاخک قرار داشته است.همچنین ممکن است مراد از«قرنین»شرق و غرب جهان باشد،که چون او به تمام شرق و غرب عالم سلطه پیدا کرده بوده«ذوالقرنین»نامیده شده است.
امام باقر علیه السلام فرمودند:«ذوالقرنین»پیامبر نبود،لیکن مرد صالحی بود که خدا او را دوست می داشت و او قوم خود را به تقوا سفارش می کرد.مردم بر یک طرف سر او ضربه ای وارد کردند و او تا مدّتی ناپدید شد،پس از آن به سوی مردم بازگشت و دعوت خود را تکرار کرد، مردم به سمت دیگر سر او ضربه ای زدند.آنگاه امام فرمود:در میان شما نیز شخصی با این خصوصیات استبنابراین به خاطر این دو ضربه به ذوالقرنین معروف بوده است.
* تفسیر نمونه با توجّه به اظهارات چند مورّخ یونانی و چند فراز از تورات(کتاب اشعیا، فصل ۴۶،شماره ی ۲۸ و ۱۱)و کشف مجسمه ی کورش در قرن نوزدهم میلادی که تاجی با دو شاخ بر سر داشت،ذوالقرنین را با کورش بیشتر تطبیق می دهد،ولی مرحوم شعرانی،در حاشیه تفسیر ابوالفتوح،ذوالقرنین را همان اسکندر مقدونی می داند که از سیزده سالگی شاگرد ارسطو بوده است.و صاحب تفسیر المیزان او را همان کورش می داند.به هر حال در اینکه ذوالقرنین چه مدّت حکومت کرده و نام واقعی او چیست و چند سال عمر کرده وآیا بشر بوده یا فرشته،پیامبر یا عبد صالح؟اسکندر بوده یا کورش؟چرا
ذوالقرنین نام دارد؟امکاناتش چه بوده،محدوده ی حکومتش کجا بود؟طول و عرض و مشخصات سدی که ساخت چه بود؟چه زمانی بود؟آیا این سدّ همان دیوار چین است یا نه؟سخنان بسیاری بیان شده وبحث در جزئیّات آن چندان مفید نیست.باید دنبال هدف ها رفت،نه مسائل جزئی که در آنها هیچ رشدی نیست.
پیام ها:
۱-انبیا مرجع مردم وپاسخگوی سؤالات آنان بوده اند. «یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ»
۲-رهبر ومبلّغ دینی باید با تاریخ و حوادث مهم آشنا باشد. یَسْئَلُونَکَ …
آنکه پیشوای مردم شد،از او سؤالات مختلفی می کنند،چنانکه در آیات دیگر سؤال از روح مطرح است.
۳-سؤالات بجا و منطقی مردم را بی پاسخ نگذاریم. «سَأَتْلُوا»
۴-در پاسخ سؤال ها،شتابزده جواب ندهیم. «سَأَتْلُوا»
۵-تاریخ وبازگویی آن،به اندازه ای که در آن تذکّر و عبرت باشد ارزشمند است.
«سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً»
۶-پرسش های مردم،زمینه ی نزول بعضی از آیات بوده است. یَسْئَلُونَکَ … قُلْ …
_________________________
نیاز به امنیّت بیش از مسکن ولباس است
قالُوا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلی أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا«۹۴»
(آن مردم)گفتند:ای ذوالقرنین! همانا(قوم)یأجوج ومأجوج در این سرزمین فساد می کنند،آیا ما برای تو خرج و هزینه ای قرار دهیم تا میان ما وآنان سدّی ایجاد کنی(تا از شرّشان ایمن شویم)؟
نکته ها:
* «خراج»چیزی است که از زمین خارج می شود،و«خَرج»به آنچه از مال خارج می گردد گفته می شود.
* مفسّران و مورّخان،با استفاده از قرائن موجود می گویند:مراد از یأجوج و مأجوج همان قبایل مغول و تاتار می باشند.
* در روایتی از امیرمؤمنان علی علیه السلام می خوانیم:ذوالقرنین قومی را یافت که به او گفتند:قوم یأجوج و مأجوج پشت این کوه هستند و هنگام برداشت محصول و میوه ها هجوم آورده و همه را غارت یا نابود می کنند،آیا ما برای تو سالیانه هزینه ای را قرار دهیم تا برای ما سدّی بسازی.
پیام ها:
۱-هرجا مردم احساس نیاز کردند،سرمایه گذاری هم می کنند. «فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً» در آیه ی ۷۷ این سوره مردم قطعه نانی به دو پیامبر خدا ندادند،ولی در این آیه، حاضرند سرمایه گذاری کلان کنند.
۲-اولیای خدا بهترین کسانی اند که می توانند ایجاد امنیّت کنند و گره گشای مردم باشند. یا ذَا الْقَرْنَیْنِ … تَجْعَلَ بَیْنَنا … سَدًّا
۳-نیاز به امنیّت بیش از مسکن ولباس است. نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلی أَنْ تَجْعَلَ … سَدًّا (مردمی که در برابر خورشید،سایه بان ولباس نداشتند،از ذوالقرنین امنیّت خواستند،نه پوشش.)
۴-در جوامع انسانی،امنیّت وآسایش از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. «تَجْعَلَ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا» لذا سخت ترین کیفرها نیز برای برهم زنندگان امنیّت است.
۵-حبس و محدود کردن تبهکاران،جایز است. «سَدًّا»
_____________________
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً«۱۰۷»
یقیناً آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند،بهشت برین برایشان منزلگاه پذیرایی است.
خالِدِینَ فِیها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً«۱۰۸»
همواره در آن جاودانه اند ودرخواست دگرگونی وجابه جایی نمی کنند.
نکته ها:
* پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:بهشت صد درجه دارد که بهترین آنها «فردوس» است. هرگاه دعا می کنید،از خداوند فردوس بخواهید.
پیام ها:
۱-ایمان و عمل صالح،شرط دریافت نعمت های بهشتی است. آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ …
۲-در تربیت،هشدار در کنار بشارت و پاداش در مقابل عذاب لازم است.در چند آیه ی قبل،وسیله ی پذیرایی از کافران دوزخ بیان شد، «أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْکافِرِینَ نُزُلاً» و در اینجا فردوس وسیله ی پذیرایی از مؤمنان است. «کانَتْ لَهُمْ جَنّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً»
۳-انسان در هر جا به مدّت طولانی ساکن شود،خسته می شود واگر جای بهتری ببیند،آرزوی انتقال به آنجا را دارد،ولی با وجود جاودانگی بهشت،هرگز بهشتیان آرزوی انتقال از آن را ندارند. «لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً»
_____________________________________
سوره مریم نوزدهمین سوره ی قرآن،دارای نود و هشت آیه و در مکّه نازل شده است
محتوای سوره را همچون سایر سوره های مکّی،مسائل مربوط به قیامت و سرنوشت مجرمان و پاداش نیکوکاران و قسمتی از سرگذشت زکریّا و مریم و عیسی بن مریم و یحیی و ابراهیم و اسماعیل و ادریس علیهم السلام تشکیل داده است.
در تفسیر المیزان می خوانیم:خداوند در دو آیه ی آخر این سوره می فرماید:
هدف ما از نزول این سوره،بشارت و انذار است و این هدف در قالب زیبای داستان زندگی پیامبران آمده است.
نام مریم ۳۴ بار در قرآن آمده است و خداوند نام هیچ زنی را با اسم خاص در قرآن ذکر نکرده،جز مریم و تنها سوره ای که به نام یک زن در قرآن نامیده شده، همین سوره مریم است.
در فضیلت تلاوت این سوره آمده است که هر کس مداومت به خواندن این سوره کند،از دنیا نمی رود مگر آنکه خداوند او را از نظر جان و مال و فرزند بی نیاز کند. البتّه شکی نیست با عمل به محتوای این سوره انسان خود را از دیگران بی نیاز خواهد دید.
__________________________________
برای صلاح و خوبی فرزند،حتّی قبل از انعقاد نطفه،باید دعا کرد
یا زَکَرِیّا إِنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ اسْمُهُ یَحْیی لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا«۷»
(خداوند فرمود:)ای زکریّا! ما تو را بشارت می دهیم به پسری که نامش یحیی است(و)قبلاً همنامی برای او قرار نداده ایم.
قالَ رَبِّ أَنّی یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا«۸»
(زکریّا)گفت:پروردگارا! چگونه برای من پسری باشد در حالی که همسرم نازاست و من از پیری،ناتوان شده ام؟
پیام ها:
۱-قداست نبوّت با خواسته های فطری و غریزی،همچون فرزندخواهی منافاتی ندارد. «یَرِثُنِی»
۲-دنبال کردن خط انبیا یک ارزش معنوی است. «یَرِثُنِی»
۳-انبیا هم مثل افراد عادّی ارث می گذارند. «یَرِثُنِی»
۴-مردان خدا حتّی در نیازهای مادّی خود،به ارزشهای معنوی نیز توجّه دارند.
یَرِثُنِی … رَضِیًّا
۵-اگر اولاد مورد رضایت خدا باشد،رحمت است. «وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا» در آیه ۲ خواندیم: «ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّا»
۶-برای صلاح و خوبی فرزند،حتّی قبل از انعقاد نطفه،باید دعا کرد. «وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا»
۷-از خداوند،فرزند صالح بخواهیم. «وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا»
۸-نام گذاری را ساده ننگریم،بعضی از نامها از جانب خدا نازل شده است.
«نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ اسْمُهُ یَحْیی» (نام،نشانه ی عقاید،فرهنگ،علاقه ها،وابستگی ها، اهداف، آرمان ها و دیدگاه های انسان است.)
۹-مردان و زنان نازا،از لطف الهی مأیوس نباشند. إِنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ … عاقِراً … عِتِیًّا
۱۰-پسر یا دختر بودن فرزند،به دست خداست. «نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ»
____________________________________
مقام و منصب،ما را از یاد والدین غافل نکند
وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا«۱۴»
و نسبت به پدر ومادرش نیکوکار بود و(نسبت به مردم،زورگویی) سرکش و نافرمان نبود.
وَ سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا«۱۵»
و سلامی(شایسته)بر او باد روزی که متولّد شد و روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود.
نکته ها:
*خداوند در این آیات،اوصاف گوناگونی را درباره حضرت یحیی برشمرده است:او در پیشگاه خداوند پرهیزکار بود، «تَقِیًّا» نسبت به والدین نیکوکار بود، «بَرًّا» و در برابر مردم،سرکش و عصیانگر نبود. «لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا»
*مراد از سلامت هنگام مرگ،سلامت عقیده و با ایمان مردن است.
پیام ها:
۱-مقام و منصب،ما را از یاد والدین غافل نکند،پیامبر هم باید نسبت به والدین نیکی کند. «وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ»
۲-نیکی به پدر ومادر،نمودار تقوای الهی است. «کانَ تَقِیًّا وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ»
۳-آن نیکی به والدین مورد ستایش است که در آن هیچ گونه نافرمانی و سلطه جویی نباشد. «بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا»
۴-ترک نیکی به والدین،نشانه ی عصیان و سرکشی است. «وَ لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا»
۵-سلام و درود فرستادن بر اولیای خدا مخصوص زمان حیات آنان نیست.
سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ …
۶-سلام کردن،نشانه ی کوچکی نیست،زیرا خدای بزرگ هم سلام می کند.
«سَلامٌ عَلَیْهِ» ، «سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ»و «سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ
۷-یحیی تمام فراز و نشیب ها را با سلامتِ دین و ایمان به خدا سیر کرد. سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ …
۸-گرامیداشتِ روز تولّد و یادبود روز وفاتِ اولیای خدا،امری قرآنی است.
سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ …
۹-خواندن زیارت نامه که سلام بر اولیای خدا در طول زندگی آنهاست،امری قرآنی است. سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ …
۱۰-کلید سالم زندگی کردن و سالم مردن و سلامتی در قیامت،تقوا،نیکی به والدین و پرهیز از گناه و طغیان است. کانَ تَقِیًّا وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا وَ سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ …
____________________________
برای زن باردار،هیجان و اضطراب مضر است
فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاّ تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا«۲۴»
پس(عیسی در شکم)از طرف پایین پایش وی را صدا زد که(ای مادر!)غم مخور،همانا پروردگارت زیر(پای)تو چشمه ی آبی روان ساخت.
وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا«۲۵»
و شاخه این نخل را به سوی خود تکان ده،رطب تازه بر تو فرو ریزد.
نکته ها:
*کلمه ی «سَرِیًّا» ،به معنای نهر کوچک است و «جَنِیًّا» به میوه ای گفته می شود که رسیده و وقت چیدن آن باشد.
بعضی گفته اند:ندا کننده،جبرئیل بوده است،امّا سیاق آیات نشان می دهد که منادی، عیسی بوده است تا مادر سخن او را بشنود و باور کند و بعد با خاطری آسوده به مردم بگوید که پاکدامنی مرا از نوزاد در گهواره بپرسید.
*زنان هنگام زایمان و پس از آن نیاز به آرامش،آب و غذای مناسب دارند که در این آیات بدان اشاره شده است.
غذای مورد سفارش قرآن و روایات برای زنی که وضع حمل کرده است،خرمای تازه است.
چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:زنانی که زایمان کرده اند،اوّلین غذایشان رطب باشد.[۲۹] و حضرت علی علیه السلام می فرماید:بهترین غذای زن باردار،خرمای تازه است و هیچ دارویی برای او بهتر از خرما مداوا نیست[۳۰]
*امان از امتحان الهی! آن روز که مریم سالم بود،مائده ی آسمانی برایش نازل می شد،امّا امروز که باردار و بی کس است،باید درخت خرما را تکان دهد تا غذایی بدست آورد.
پیام ها:
۱-الهامات غیبی،راهگشای انسان در هنگام اضطراب است. «فَناداها»
۲-برای زن پاکدامن،غمی به اندازه ی غم تهمت بی عفّتی نیست. «أَلاّ تَحْزَنِی»
۳-برای زن باردار،هیجان و اضطراب مضر است. «أَلاّ تَحْزَنِی»
۴-انسان در سخت ترین شرایط نیز باید برای کسب روزی تلاش کند. «هُزِّی»
۵-آرامش،بر تغذیه مقدم است. «أَلاّ تَحْزَنِی رُطَباً جَنِیًّا» زیرا انسان مضطرب، بهترین غذاها را نیز میل ندارد.
_________________________________
کسی که نهی از منکر می کند باید خود عالم باشد
یا أَبَتِ إِنِّی قَدْ جاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ یَأْتِکَ فَاتَّبِعْنِی أَهْدِکَ صِراطاً سَوِیًّا«۴۳»
ای پدر! همانا دانشی برای من آمده که برای تو نیامده است؛بنابراین،از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.
یا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّیْطانَ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلرَّحْمنِ عَصِیًّا«۴۴»
ای پدر! شیطان را پرستش مکن که شیطان نسبت به خدای رحمان عصیانگر است.
نکته ها:
*مراد از عبادت شیطان،همان اطاعت و پیروی از اوست که انسان را بنده و برده شیطان می گرداند.
پیام ها:
۱-علم،مسئولیّت آور است. «جاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ» ، «فَاتَّبِعْنِی»
۲-علم انبیا نیز محدود است. «مِنَ الْعِلْمِ»
۳-کسی که نهی از منکر می کند باید خود عالم باشد. جاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ … لا تَعْبُدِ …
۴-در مواردی،تجلیل از خود لازم است. «قَدْ جاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ یَأْتِکَ»
۵-ریشه ی شرک،جهل است. «جاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ یَأْتِکَ»
۶-مردم باید پیرو عالم باشند. جاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ … فَاتَّبِعْنِی
۷-انسان خردسال می تواند امام بزرگسالان باشد. «فَاتَّبِعْنِی»
۸-پیروی از انبیا قرار گرفتن در راه مستقیم است. «فَاتَّبِعْنِی أَهْدِکَ صِراطاً سَوِیًّا»
۹-راه انبیا،راه اعتدال است،نه افراط و تفریط. «صِراطاً سَوِیًّا»
۱۰-در نهی از منکر،دلیل را هم بیان کنیم. لا تَعْبُدِ الشَّیْطانَ … کانَ لِلرَّحْمنِ عَصِیًّا
۱۱-ولایت و دوستی شیطان خطرناک است.او که خدا را معصیت کرده بر سر ما چه خواهد آورد؟ «إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلرَّحْمنِ عَصِیًّا» (خدایی که سرچشمه ی همه ی رحمت هاست،عصیانش چقدر قبیح است؟)
_______________________
ادریس،اوّلین کسی بود که علم نجوم و حساب را می دانست
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا«۵۶»
و در این کتاب،از ادریس یاد کن،همانا او پیامبری بسیار راستگو بود.
وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیًّا«۵۷»
و ما او را به مقام والایی رساندیم.
نکته ها:
*مراد از «مَکاناً عَلِیًّا» ،یا مقام بلند معنوی است یا عروج به آسمان ها،زیرا خداوند علاوه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله،چهار پیامبر دیگر را نیز به آسمان ها برد: ادریس، عیسی، خضر و الیاس.
*«صدیق»به کسی گفته می شود که گفتار و رفتارش با هم هماهنگ باشد.
سیمای ادریس علیه السلام
*حضرت ادریس،از اجداد حضرت نوح است وبه دلیل اشتغال زیاد او به درسیا به خاطر آن که اوّلین کسی بود که با قلم نوشت،به ادریس مشهور شد
*نام شریف ادریس،دو بار در قرآن آمده و با اوصاف«صدیق»،«صابر»و«نبی»از او تجلیل شده است.
*در حدیثی می خوانیم:خانه ی ادریس،در مسجد سهله در اطراف نجف اشرف بوده است.
*ادریس،اوّلین کسی بود که علم نجوم و حساب را می دانست.
*اوّلین کسی بود که به انسان،خیاطی آموخت.
*ادریس علیه السلام ۳۶۵ سال عمر کرد و بعد به آسمان رفت و اکنون زنده است و در زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام حاضر خواهد شد.
پیام ها:
۱-یاد و تجلیل از بزرگان وسیله رشد و هدایت دیگران است. «وَ اذْکُرْ»
۲-تجلیل ها باید پایدار بماند. «فِی الْکِتابِ»
۳-معیار تجلیل از افراد،باید ارزشهای معنوی آنان باشد. «صِدِّیقاً نَبِیًّا»
۴-صداقت،شرط تأثیرگذاری در تبلیغ است. «صِدِّیقاً نَبِیًّا» تقدّم کلمه ی«صدیق»
بر«نبی»،نشانه ی آن است که صداقت زمینه ی نبوّت است.
____________________________
فخر و مباهات،زمینه ساز کفر است
وَ یَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیًّا«۶۶»
وانسان می گوید:آیا آنگاه که مُردم،دوباره زنده(از قبر)خارج خواهم شد؟
أَ وَ لا یَذْکُرُ الْإِنْسانُ أَنّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً«۶۷»
آیا انسان(در زنده شدن دوباره ی خود شک دارد؟و)به یاد نمی آورد که ما او را پیش از این آفریده ایم،در حالی که چیزی نبود؟
نکته ها:
*این آیه شبیه آیات ۷۸ و ۷۹ سوره ی یس است که شخصی با آوردن استخوانی پوسیده و خرد کردن آن مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله،با پیامبر به بحث و گفتگو پرداخت و گفت:کیست که استخوان های پوسیده را زنده کند؟خداوند در پاسخ فرمود:(ای پیامبر!)بگو:همان کسی که اوّل آفرید،پس از مرگ هم زنده می کند،و او همه چیز را می داند. «وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ. قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ»
*از امام صادق علیه السلام درباره «خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً» سؤال شد،حضرت فرمودند:یعنی نه در مرحله ی تقدیر و نه در مرحله تکوین هیچ چیز نبود.راوی حدیث درباره ی «لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً»پرسید،حضرت فرمودند:یعنی مقدّر بود،ولی نامی از آن در میان نبود
بنابراین،این دو آیه از دو مرحله ی پیش از آفرینش انسان سخن می گوید.
در حدیث دیگری نیز امام باقر علیه السلام در مورد «مِنْ قَبْلُ» فرمودند:نه در کتاب و نه در علم سخنی از او نبود.
پیام ها:
۱-باور نداشتن معاد،راه توجیه گناه وفرار از عبادت است. فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ … یَقُولُ الْإِنْسانُ …
۲-تعجّب از معاد وزنده شدن دوباره،مربوط به یک زمان و یک گروه خاص از انسان ها نیست. «یَقُولُ الْإِنْسانُ»
۳-معاد،جسمانی است. «أُخْرَجُ» یعنی خارج شدن جسم از زمین.
۴-معاد،قهری واجباری است. «أُخْرَجُ» یعنی خروج قهری وبدون اختیار.
۵-تردید در معاد با توجّه به آفرینش ابتدائی خود،شگفت آور است. «أَ وَ لا یَذْکُرُ»
۶-توجّه انسان به اینکه اوّل نبوده و بعداً خلق شده است،برای قبول معاد کافی است. أَ وَ لا یَذْکُرُ الْإِنْسانُ …
۷-منکران معاد،برای عقیده ی خود دلیلی ندارند و تنها قیامت را بعید می دانند، ولی قرآن با دلیل سخن می گوید. «خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ»
۸-آفرینش انسان از عدم،بسیار پیچیده تر و به ظاهر مشکل تر از آفرینش مجدّد انسان پس از مرگ است. خَلَقْناهُ … وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً
_______________________
وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِیًّا«۷۳»
وهرگاه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود،کسانی که کفر ورزیده اند به آنان که ایمان آورده اند می گویند:کدام یک از ما دو گروه،جایگاهش بهتر و محفلش آراسته تر است.
نکته ها:
*«ندیّ»،به هر مجلس یا به مجلس مشاوره گویند.«دار الندوه»یعنی مجلس شورا. «وَ تَأْتُونَ فِی نادِیکُمُ الْمُنْکَرَ»یعنی شما در مجالس خود گناه می کنید. «فَلْیَدْعُ نادِیَهُ» یعنی مشاورین خود را فراخواند.
*کفّار،در قالب تمسخر مؤمنان،یا به صورت سؤال می گفتند:آیا ثروتمندانی مثل نضربن حارث و ولیدبن مغیره ارزش وجایگاه دارند،یافقیرانی مانند بلال وعمّار؟و با این دید متکبّرانه خود را از مسلمانان جدا کرده و ایمان نمی آوردند.
آری،بعضی افراد می کوشند تا کمبودهای معنوی خود را با جلوه های مادّی جبران کنند.
چنانکه در بعضی روایات آمده است:اشراف کافر،لباس های زیبا و فاخر می پوشیدند و در مقابل پیامبر ویارانش راه می رفتند وبه آنان با دیده ی تحقیر می نگریستند.
خاکساران جهان را به حقارت منگر
کوزه بی دسته چو بینی،به دو دستش بردار
پیام ها:
۱-حساب عقیده و منطق صحیح،از رفاه دنیوی جداست. «أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ» کفّار می گفتند:اگر راه ما باطل است،چرا وضع دنیایی ما از شما بهتر است؟
۲-پول و ثروت،نشانه ی حقانیّت و شخصیّت نیست. «أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقاماً»
۳-فخر و مباهات،زمینه ساز کفر است. قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا … أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ
_______________________________
کافر،دین را مانع پیشرفت،وکفر را عامل رشد می داند
أَطَّلَعَ الْغَیْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً«۷۸»
آیا(این خوش خیالی به خاطر آن است که)از غیب آگاه است،یا از خدای رحمان تعهّدی گرفته است؟
کَلاّ سَنَکْتُبُ ما یَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا«۷۹»
هرگز(چنین نیست،)به زودی هر چه می گوید می نویسیم و برای همیشه عذابش می کنیم.
وَ نَرِثُهُ ما یَقُولُ وَ یَأْتِینا فَرْداً«۸۰»
و هر چه(از مال و فرزند)دم می زند ما وارث خواهیم شد و او بی کس و تنها نزد ما خواهد آمد.
نکته ها:
*امام باقر علیه السلام درباره ی شأن نزول «أَ فَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ» فرمودند:عاص بن وائل به خبّاب بدهکار بود،خبّاب برای دریافت طلب خود نزد او آمد،ولی عاص گفت:آیا شما معتقد نیستید که در بهشت طلا و نقره و حریر هست؟خبّاب گفت:آری؛عاص گفت:پس وعده ی ما در بهشت و قسم می خورم که در بهشت بهتر از آنچه شما دادید به شما داده شود
پیام ها:
۱-رها کردن خدا و پناه بردن به مال و فرزند،شگفت آور است. «أَ فَرَأَیْتَ»
۲-کافر،دین را مانع پیشرفت،وکفر را عامل رشد می داند. «کَفَرَ بِآیاتِنا وَ قالَ لَأُوتَیَنَّ»
۳-ملاک ارزش نزد کفّار،مال و فرزند است. «لَأُوتَیَنَّ مالاً وَ وَلَداً» (کافر در برابر منطق و تهدید،تنها به آنچه در دست دارد دلخوش است.)
۴-مرفّهان کج فکر را تحقیر کنید تا در جامعه الگو نشوند. أَ فَرَأَیْتَ … أَطَّلَعَ الْغَیْبَ …
نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ
۵-خداوند با هیچ کس قرار دادی امضا نکرده است. «أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»
۶-گرچه عهد خداوند تخلّف ندارد،ولی کفّار با خداوند عهدی نبسته اند. «أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»
۷-پندارهای باطل را با صراحت سرکوب کنید. «کَلاّ»
۸-رفتار و گفتار آدمی در دیوان الهی ثبت می گردد. «سَنَکْتُبُ ما یَقُولُ»
۹-برای هر گفتار و عملی تا مدّتی مهلت است،شاید پشیمان شده و توبه کند، ولی اگر آن مدّت سرآمد و پشیمان نشد،ثبت می شود.حرف«سین»در «سَنَکْتُبُ» نشانه ی مهلت است.
۱۰-سخن باید به علم و دلیل تکیه داشته باشد،چرا که انسان مسئول گفته های خود است. «سَنَکْتُبُ ما قالُوا»
۱۱-در قیامت،انسان مال و فرزندی را که عامل کفر و غرور او گردیدند،رها می کند و در پیشگاه خداوند،به تنهایی حاضر می شود. «یَأْتِینا فَرْداً»
___________________________
گناه می تواند مایه ی برهم ریختن نظام هستی گردد
تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا«۹۰»
نزدیک است از این سخن،آسمان ها متلاشی و زمین شکافته شود و کوه ها به شدّت فرو ریزد.
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً«۹۱» وَ ما یَنْبَغِی لِلرَّحْمنِ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً«۹۲»
زیرا برای خدای رحمان،فرزندی قائل شدند.در حالی که برای خدای رحمان،سزاوار نیست که فرزند بگیرد.
إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً«۹۳»
موجودی در آسمان ها و زمین نیست مگر آن که بنده وار نزد خداوندِ رحمان می آید.
نکته ها:
*«هَدّ»به معنای سقوط است.
*مسأله ی واکنش طبیعت در برابر حقایق،بارها در قرآن مطرح شده است از جمله:
یک جا می فرماید:بعضی از سنگ ها از خشیت خداوند،از کوه فرو می ریزند. «وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ»
یا اینکه می فرماید:اگر قرآن بر کوه ها نازل می شد،هر آینه از ترس خداوند قطعه قطعه می شدند. «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ»
پیام ها:
۱-گناه می تواند مایه ی برهم ریختن نظام هستی گردد. «تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ»
۲-خداوند،هستی را برای انسان آفرید و اگر انسان منحرف شود،سقوط هستی بی جا نیست. «تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ»
۳-بالاترین فساد در جهان هستی،عقیده ی فاسد است. «دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً»
۴-فرزند داشتن خداوند،به این معناست که او محتاج بقای نسل است،کمک و یاور می خواهد و از تنهایی رنج می برد،در حالی که او از همه ی اینها منزه است. «ما یَنْبَغِی لِلرَّحْمنِ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً»
۵-تمام هستی تحت سلطه ی خداست وبه سوی او باز می گردد. «آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً»
۶-هستی و موجودات آن همگی تحت فرمان خدا وبنده ی او هستند،چرا بنده ی او را فرزند او می خوانید. وَ ما یَنْبَغِی … إِنْ کُلُّ … عَبْداً
______________________________
سیمای سوره ی طه
سوره طه با یکصد وسی وپنج آیه،از سوره های مکّی است و محتوای آن نیز همانند دیگر سوره های مکّی،بیشتر سخن از مبدأ و معاد می باشد.
این سوره،اوّلین سوره ای است که ماجرای حضرت موسی علیه السلام را به تفصیل بیان نموده و حدود هشتاد آیه را بدان اختصاص داده است.بخشی از آن نیز در مورد عظمت قرآن و صفات خداوند و بخشی در ارتباط با سرگذشت آدم و حوّا و وسوسه شیطان است و در پایان اندرزهای بیدار کننده ای را بیان می دارد.
امام صادق علیه السلام می فرماید:کسی که به تلاوت سوره ی طه مداومت کند، محبوب خداوند بوده و در روز قیامت،نامه ی عمل او را به دست راستش خواهند داد
نماز،اوّلین دستور کار و برنامه ی عملی انبیاست
وَ أَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِما یُوحی«۱۳»
ومن تو را(به پیامبری)برگزیده ام،پس به آنچه وحی می شود گوش فراده.
إِنَّنِی أَنَا اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی«۱۴»
همانا منم اللّه،جز من خدایی نیست،پس مرا بندگی کن و نماز را بپادار تا به یاد من باشی.
إِنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ أَکادُ أُخْفِیها لِتُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعی«۱۵»
همانا قیامت خواهد آمد(ولی)من می خواهم(زمان)آن را مخفی کنم تا هرکس در برابر سعی و تلاش خود،جزا داده شود.
نکته ها:
* یکی از اسامی قیامت،ساعت است.
پیام ها:
۱-پیامبران،از جانب خداوند منصوب می شوند،نه از طرف مردم. «أَنَا اخْتَرْتُکَ»
۲-باید کلمات وحی را با تمام وجود وبا جان ودل شنید. «فَاسْتَمِعْ» نه«فاسمع».
۳-از آداب گفتگو،معرفی خود است. «إِنَّنِی أَنَا اللّهُ»
۴-در نظام الهی،شناخت،اساس عمل است. «إِنَّنِی أَنَا اللّهُ – فَاعْبُدْنِی»
۵-شناخت اصول دین،بر انجام فروع دین مقدّم است. «لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدْنِی»
توحید نظری مقدّم بر توحید عملی است. «إِنَّنِی أَنَا اللّهُ – فَاعْبُدْنِی»
۶-عبادت باید خالصانه باشد.ارزش عبادت به میزان خلوص آن است.
«فَاعْبُدْنِی»
۷-توحید در رأس همه عقاید و نماز در رأس همه عبادات است. «لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلاهَ»
۸-نماز،اوّلین دستور کار و برنامه ی عملی انبیاست. «أَقِمِ الصَّلاهَ»
۹-نماز،در ادیان دیگر نیز بوده است. «أَقِمِ الصَّلاهَ»
۱۰-هدف از اقامه نماز،تنها رعایت قالب آن نیست،بلکه توجّه به قلب آن،یعنی احساس حضور است. «أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی»
۱۱-توجّه به قیامت،سبب برپایی نماز می شود. «أَقِمِ الصَّلاهَ – إِنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ» در قیامت از نماز می پرسند.
۱۲-برپایی نماز به خاطر یاد اوست، «أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی» و یاد او موجب آرامش دلهاست. «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»چنانکه یاد ما از خدا،سبب یاد خدا از ماست. «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ»
۱۳-توحید ومعاد،اوّلین پیام های الهی برای بشر است. «لا إِلهَ إِلاّ أَنَا اَلسّاعَهَ آتِیَهٌ»
۱۴-از زمان وقوع قیامت،هیچ کس به جز خدا آگاه نیست. «أَکادُ أُخْفِیها»
۱۵-برپایی قیامت حتمی است، «إِنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ» امّا زمانش مخفی است. «أُخْفِیها»
۱۶-هر آگاهی و دانستنی مفید نیست. «أَکادُ أُخْفِیها» ندانستن زمان وقوع قیامت دارای حکمت و لطفی است.زیرا انسان در عمل آزاد بوده و گرفتار هیجان وترس نیست.کسی که ساعت آمدن میهمان را نمی داند،دائماً آمادگی خود را حفظ می کند.
۱۷-پاداش و کیفر دنیوی کامل نیست. إِنَّ السّاعَهَ … لِتُجْزی
۱۸-در قیامت،اجرای قانون وپاداش وکیفر در حقّ همه یکسان است. «کُلُّ نَفْسٍ»
۱۹-پاداش بر اساس سعی وتلاش است،خواه به انجام برسد،یا نرسد. «لِتُجْزی – بِما تَسْعی»
_______________________________
رضایت مادر،جایگاه ویژه ای نزد خدا دارد
إِذْ تَمْشِی أُخْتُکَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلی مَنْ یَکْفُلُهُ فَرَجَعْناکَ إِلی أُمِّکَ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْناکَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنّاکَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِینَ فِی أَهْلِ مَدْیَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلی قَدَرٍ یا مُوسی«۴۰»
آنگاه که خواهرت(در پی آن صندوق)می رفت تا بگوید:آیا شما را به کسی راهنمایی کنم که تکفّل و پرستاری او را بپذیرد؟!(و آنان پذیرفتند.) پس(این گونه)ما تورا به سوی مادرت باز گردانیدیم تا چشم او(به تو) روشن شود و اندوهگین نگردد.و(ای موسی!) تو شخصی(از فرعونیان) را به قتل رساندی(واز این بابت دچار اندوه گردیدی)،پس تو را از غم نجات دادیم و تو را در آزمون های مختلف آزمودیم.پس چند سالی را در میان مردم مدین(ودر کنار شعیب پیامبر)درنگ کردی،سپس(اینک) در زمان مقدّر(برای پذیرش رسالت به اینجا)آمدی.
پیام ها:
۱-در نظام حاکمیت طاغوت،هر کس از طرفداران حقّ،چه زن و چه مرد،باید نقش مبارزاتی خود را به خوبی انجام دهد. «تَمْشِی أُخْتُکَ»
۲-برای دریافت الطاف الهی باید حرکت نمود. أَوْحَیْنا … تَمْشِی أُخْتُکَ
۳-پیشنهادات حقّ ومنطقی خود را با نرمی وملاطفت مطرح کنیم. «هَلْ»
۴-اسرار را فاش نکنیم. «مَنْ یَکْفُلُهُ» و نگفت:«الی امه»
۵-شیر دادن فرزند،کافی نیست،بلکه تکفّل کامل مهم است. «یَکْفُلُهُ»
۶-خدا به وعده های خویش وفادار است«إِنّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ – فَرَجَعْناکَ إِلی أُمِّکَ»
۷-سرپرستی مادر،بهترین شرایط برای رشد فرزند است. لِتُصْنَعَ عَلی عَیْنِی …
فَرَجَعْناکَ إِلی أُمِّکَ
۸-رضایت مادر،جایگاه ویژه ای نزد خدا دارد. فَرَجَعْناکَ إِلی أُمِّکَ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُها
۹-نگرانی از بازتاب کارها،به اخلاص و عصمت ضربه نمی زند. «فَنَجَّیْناکَ مِنَ الْغَمِّ» (موسی علیه السلام یک قبطی را بدون تعمّد کشته بود و اگر چه گناهی نداشت، ولی نگران و غمگین بود.)
۱۰-مردان خدا آزمایشات سختی را در پیش روی دارند. «فَتَنّاکَ فُتُوناً»
انبیا نیز باید مزه ی حوادث سخت را بچشند لذا بعد از سال ها زندگانی در کاخ،اینک چوپانی در بیابان شروع می شود. «فَلَبِثْتَ سِنِینَ فِی أَهْلِ مَدْیَنَ»
۱۱-پشت سر گذاردن مراحل سخت،مقدمه ی رسیدن به مقام الهی و معنوی است. فَتَنّاکَ … ثُمَّ جِئْتَ عَلی قَدَرٍ یا مُوسی
۱۲-مسئولیّت ها،توفیقات و الطاف الهی،دارای زمان بندی و حساب شده است.
«جِئْتَ عَلی قَدَرٍ یا مُوسی»
____________________________
نظم،یکی از عوامل هیبت در مقابل دشمنان است
قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ یُرِیدانِ أَنْ یُخْرِجاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِما وَ یَذْهَبا بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلی«۶۳»
(فرعونیان)گفتند:همانا این دو(موسی و هارون)قطعاً جادوگرند(که)می خواهند با سحرشان شما را از سرزمینتان بیرون کنند و آیین برتر شما را براندازند.
فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی«۶۴»
پس(اینک تمام نقشه و)کید خود را گرد آورید،سپس در یک صف(و بطور منظم)حاضر شوید.و به تحقیق امروز پیروزی از آن کسی است که برتری یابد(و سحر او غالب شود).
نکته ها:
* مسئولان و حاکمان،نقش مهمی در اعتقادات مردم دارند.همان گونه که فرعون در آیه ۵۷ به موسی گفت:تو با سحر،ما را از سرزمینمان خارج می کنی،در این آیه طرفداران او نیز همان حرف را می زنند.
* در منطق مردانِ خدا،پیروزی از آنِ پرهیزکاران است، «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی»و شعار ابرقدرت ها،برتری طلبی و سلطه جویی است، «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی» می باشد.
پیام ها:
۱-طاغوت ها برای تحریک مردم علیه مردان خدا،آنها را عناصری متجاوز و مخالف آیین ملی قلمداد می کنند. یُخْرِجاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ … یَذْهَبا بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلی
۲-مالکیّت،یک خواسته طبیعی است و انسان ها با مخالف آن مبارزه می کنند.
«یُخْرِجاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ» (وطن دوستی،امری فطری وخواسته همه مردم است)
۳-وحدت،رمز پیروزی واختلاف رمز سقوط است. «فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ» طرفداران فرعون همه یاران خودرا به همفکری وبهره گیری از تمام حیله ها فراخواندند.
۴-نظم،یکی از عوامل هیبت در مقابل دشمنان است. «صَفًّا»
۵-دشمنان برای سرکوب حقّ،هم هدف خود را یکی می کنند و هم قالب حرکتشان را هماهنگ می سازند. فَأَجْمِعُوا … صَفًّا
__________________________
ساحران تاریخ تیره بخت هستند
قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلی«۶۸»
ما(به موسی)گفتیم:نترس! همانا تو خودت برتری.
وَ أَلْقِ ما فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا کَیْدُ ساحِرٍ وَ لا یُفْلِحُ السّاحِرُ حَیْثُ أَتی«۶۹»
و آنچه را در دست راستت داری بیفکن تا هر چه را آنان ساخته اند در کام خود فرو برد(و ببلعد).همانا آنچه آنان ساخته اند(فقط)حیله ساحر است و ساحر هر جا رود(و هر چه کند پیروز)و رستگار نگردد.
فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سُجَّداً قالُوا آمَنّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسی«۷۰»
پس(وقتی آنان معجزه موسی را دیدند که چگونه اژدها همه ی بافته هایشان را بلعید،تمام)ساحران به سجده افتادند و گفتند:ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.
نکته ها:
* همین که ساحران فهمیدند کار موسی علیه السلام سحر و جادو نیست،بی اختیار به سجده
افتادند و در حالی که صبح از کافران بشمار می آمدند،غروب به جمع شهداء راه خدا پیوستند و با بیان «آمَنّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسی» اظهار داشتند که کار ما غلط بوده است،و چون فرعون خود را«رب»مردم می دانست،آنها هم کلمه «بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسی» را بکار بردند،زیرا اگر آنها تنها می گفتند:«رب موسی»،فرعون می گفت:موسی را من تربیت کرده ام،از اینروی ساحران،بعد از کلمه«رب»ابتدا نام هارون علیه السلام و سپس نام موسی علیه السلام را ذکر کردند.
* خداوند بدون شرط به پیامبرش وعده برتری می دهد، «إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلی» ولی به مؤمنین به شرط وفاداری به ایمان،وعده برتری می دهد، «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» زیرا انبیا وفادار هستند،ولی مؤمنین ممکن است دست از وفاداری بردارند،لذا خداوند می فرماید:آنان به شرط وفاداری برترند.
پیام ها:
۱-هر کجا که نگرانی زیادتر باشد،تأیید و تأکید بیشتری را می طلبد. «لا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلی»
۲-تلقین،عامل تقویت روحیه است. «إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلی»
۳-جواب باید متناسب با سخن مجادله گر باشد وبا زبان خود او سخن بگوییم.
فرعون گفت: «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی» ،خداوند فرمود: «إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلی»
۴-حقّ،باطل را نابود می سازد. «تَلْقَفْ ما صَنَعُوا» ، «إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»
۵-نه تنها ساحران زمان حضرت موسی که تمام ساحران تاریخ تیره بخت هستند. «لا یُفْلِحُ السّاحِرُ»
۶-برای افراد سالم و غیر لجوج،روشن شدن حقّ همان وتسلیم شدن همان.
«فَأُلْقِیَ» (گویا در باطن مجبور به سجده شدند)
۷-انسان،موجودی است که می تواند در یک لحظه تصمیم بگیرد و تغییر عقیده و ایدئولوژی دهد. «فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ»
۸-راه توبه برای همگان باز است،توبه از شرک،ایمان آوردن به خداست. «فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ» هر انسان منحرفی را بد ندانیم،شاید توبه کند.
۹-انسان ها در انتخاب عقیده آزادند و مجبور محیط نیستند. «فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ»
۱۰-سجده،از آثار یقین است،ایمان بدون سجده نمی شود. «فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سُجَّداً»
۱۱-ساحران،در یک جمله،ایمان خود را به توحید و نبوّت اظهار داشتند. «آمَنّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسی» (قدر زر زرگر شناسد،قدر گوهر گوهری)
______________________________
در نظام طاغوتی،خفقان حاکم است ومردم حتّی از آزادی عقیده نیز محرومند
قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقی«۷۱»
(فرعون که تمام نقشه های خود را بر آب دید به ساحران)گفت:آیا قبل از آنکه به شما اجازه دهم،به او ایمان آوردید؟! بی گمان او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است.پس قطعاً دست ها وپاهای شما را بر خلاف (یکدیگر،یعنی دست راست وپای چپ یا به عکس)قطع خواهم کرد و شما را بر شاخه های درخت خرما به دار خواهم آویخت و به زودی خواهید دانست که شکنجه و مجازات کدام یک از ما سخت تر و پایدارتر است.
نکته ها:
* در آیه ی ۶۱،موسی فرعونیان را به عذاب تهدید کرد، «لا تَفْتَرُوا عَلَی اللّهِ کَذِباً فَیُسْحِتَکُمْ بِعَذابٍ» در این آیه فرعون می گوید:به زودی می دانید که عذاب چه کسی سخت تر است.
پیام ها:
۱-عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. «قالَ آمَنْتُمْ» فرعون،همه کارشناسان را برای نابودی حقّ جمع کرده بود،ولی همه به دست موسی علیه السلام هدایت شدند.
۲-در نظام طاغوتی،خفقان حاکم است ومردم حتّی از آزادی عقیده نیز محرومند. «آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ»
۳-تهدید و تهمت،شیوه ی کار طاغوت هاست. «إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ»
۴-انبیا با روح انسان کار می کنند،ولی طاغوت ها با ضربه به جسم انتقام می گیرند. فَلَأُقَطِّعَنَّ …غافل از آنکه با شکنجه و قتل نمی توان باور واعتقادات مردم را تغییر داد.
۵-ستمگران مغرور،خود را جاودانه می پندارند. «أَیُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقی»
______________________
سکوت و بی تفاوتی مسئولین،مورد توبیخ است
قالُوا لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلی ما جاءَنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الَّذِی فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِی هذِهِ الْحَیاهَ الدُّنْیا«۷۲»
(ساحرانی که ایمان آورده بودند به فرعون)گفتند:ما هرگز تو را بر کسی که ما را آفریده وبر آن معجزاتی که برای ما آمده،ترجیح نخواهیم داد.پس تو هر حکم وقضاوتی که می خواهی بکن،تو فقط در این زندگانی دنیا حکم می کنی.
إِنّا آمَنّا بِرَبِّنا لِیَغْفِرَ لَنا خَطایانا وَ ما أَکْرَهْتَنا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللّهُ خَیْرٌ وَ أَبْقی«۷۳»
همانا ما به پروردگارمان ایمان آورده ایم تا خطاهای ما و آنچه را از سحر که بر آن وادارمان کردی بر ما ببخشد،و خداوند بهتر و پاینده تر است.
نکته ها:
* «خطایا»جمع«خطیئه»،به گناهان عمدی گفته می شود.
* جمله ی «ما أَکْرَهْتَنا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ» یعنی ما از خداوند به خاطر خطاهایی که تو ما را بر آن مجبور کردی،استغفار می کنیم.و مراد از اکراه بر سحر،احضار ساحران و عمل سحر آنان است.
* کسی که از جان خود در راه هدف الهی بگذرد،هر لحظه رشد بیشتری پیدا می کند.
ساحران در این آیات،سه گونه تعبیر درباره ی خداوند آوردند: «الَّذِی فَطَرَنا» ، «آمَنّا بِرَبِّنا» ، «وَ اللّهُ خَیْرٌ وَ أَبْقی» .
* در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:هرکس خود را از دیگران برتر بداند مستکبر است.
پرسیدند:آیا افراد پاک که خود را بهتر از گناهکاران می دانند مستکبرند؟امام ماجرای ایمان آوردن ساحران را بیان فرمود که انسان گاهی در چند لحظه تغییر فکر می دهد،بنابراین خود را بهتر ندانید چون خبر از سرانجام و عاقبت ندارید[۳]
پیام ها:
۱-انسان ها در عقیده و ایمان،آزاد و انتخابگرند و با تهدید و تطمیع نمی توان باورهای آنان را عوض کرد. فَلَأُقَطِّعَنَّ لاصلبن… لَنْ نُؤْثِرَکَ
۲-دشمنان را از خود مأیوس کنید. «لَنْ نُؤْثِرَکَ»
۳-ایمان،به انسان قدرت و جرأت می بخشد.آنان پس از ایمان آوردن گفتند:
«لَنْ نُؤْثِرَکَ»
۴-ایمان،زمانی ارزش دارد که بر اساس منطق و بصیرت باشد. «لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلی ما جاءَنا مِنَ الْبَیِّناتِ»
۵-ابرقدرت ها در دید مؤمنین واقعی،حقیر و بی ارزشند. «لَنْ نُؤْثِرَکَ»
۶-نشانه ی ایمان واقعی،آمادگی برای فدا کردن تمام هستی در راه دفاع از ارزشهای الهی است. ما جاءَنا مِنَ الْبَیِّناتِ … فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ
۷-کسی که ایمان ندارد،جذب هدیه طاغوت می شود، «أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً» ولی مؤمن، همه چیز غیر از خدا را کوچک و بی ارزش می داند. «إِنَّما تَقْضِی هذِهِ الْحَیاهَ الدُّنْیا»
۸-اوّلین گام در عفو و بخشش الهی،ایمان به اوست. «آمَنّا بِرَبِّنا لِیَغْفِرَ لَنا»
۹-سحر،گناه است و باید از آن توبه کرد. لِیَغْفِرَ لَنا خَطایانا … مِنَ السِّحْرِ
۱۰-طاغوت ها از تخصّص مردم سوء استفاده می کنند. «ما أَکْرَهْتَنا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ»
۱۱-با دشمنان مقابله به مثل کنید.فرعون گفت: «لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقی» ، ساحرانی که ایمان آورده بودند گفتند: «وَ اللّهُ خَیْرٌ وَ أَبْقی»
_________________________
قالَ یا هارُونُ ما مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا«۹۲»
(موسی در حالی که موی سر و صورت برادر را گرفته بود به او)گفت:ای هارون! زمانی که دیدی آنان گمراه شدند،چه چیز تو را بازداشت؟
أَلاّ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَیْتَ أَمْرِی«۹۳»
از اینکه مرا پیروی نکنی؟(چرا برای نجات مردم فوراً به سراغ من نیامدی؟)آیا دستور مرا نافرمانی کردی؟
قالَ یَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی«۹۴»
(هارون در جواب)گفت:(ای برادر و)ای فرزند مادرم!(موی)ریش و سر مرا(به مؤاخذه)مگیر،همانا من ترسیدم(با برخورد تند من،آنها متفرّق شوند و)تو بگویی میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و کلام مرا مراقبت نکردی!
نکته ها:
* هنگامی که حضرت موسی علیه السلام از کوه طور بازگشت و قوم خود را منحرف دید،سه گروه
رازیر سؤال برد:الف:مردم «یا قَوْمِ أَ لَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ» ،ب:هارون علیه السلام یا هارُونُ ما مَنَعَکَ …،ج:سامری «فَما خَطْبُکَ یا سامِرِیُّ».
* به گفته ی تفسیر اطیب البیان،چون هارون علیه السلام پیامبر و معصوم است و به وظیفه ی نهی از منکر خود نیز عمل کرده است،می توان مؤاخذه موسی علیه السلام را به اصطلاح یک جنگ زرگری دانست که به در می گوید تا دیوار بشنود.به هارون می گوید که مردم حساب کار خود را بکنند.
* در تفسیر صافی به نقل از امام صادق علیه السلام آمده است که توبیخ موسی علیه السلام برای آن بود که چرا هارون علیه السلام به محض دیدن آن وضع،آن را فوراً به موسی اطلاع نداد.
* در شیوه ی تبلیغ گاه می بایست برای تکان دادن افکار عمومی و ایجاد لرزه بر اندام مرده ی جامعه،دست به کار تازه ای زد.چنانچه موسی علیه السلام آن برخورد تند را با جانشین معصوم خویش انجام داد و یا حضرت علی علیه السلام در هنگام خطبه خواندن سیلی محکمی به صورت خود زدند،تا مردم را توجّه دهند.
پیام ها:
۱-رهبران باید پاسخگوی انحرافات مردم باشند. «یا هارُونُ ما مَنَعَکَ»
۲-سکوت و بی تفاوتی مسئولین،مورد توبیخ است. «ما مَنَعَکَ»
۳-بدعاقبتی،آفتی برای دینداران است. «رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا»
۴-پیامبر می تواند فرمان بَر پیامبر دیگر باشد. «أَ فَعَصَیْتَ أَمْرِی»
۵-در جامعه باید مدیریت واحد حاکم باشد. «أَ فَعَصَیْتَ أَمْرِی»
۶-برای خاموش کردن غضب دیگران،از کلمات عاطفی استفاده کنیم. «یَا بْنَ أُمَّ»
۷-دین ودینداری مهم تر از فامیل داری است. «لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی»
۸-غیرت و تعصّب دینی،لازمه ی پیامبری است. «لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی»
۹-به متّهم فرصت دفاع بدهیم. «لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی»
۱۰-موی بلند وزلف داشتن برای مرد جایز است. «وَ لا بِرَأْسِی»
۱۱-خطر تفرقه ی یک امّت،هارون پیامبر را نیز می ترساند. «إِنِّی خَشِیتُ»
۱۲-حفظ وحدت،مهم تر از نجات یک گروه است. إِنِّی خَشِیتُ … فَرَّقْتَ
۱۳-در تصمیم گیری ها باید به مسئله ی اهمّ ومهم توجّه کرد. «إِنِّی خَشِیتُ»
۱۴-در برخوردهای انقلابی باید به عوارض کار توجّه کرد و نباید یکسو نگر بود. إِنِّی خَشِیتُ …
۱۵-خطر تفرقه افکنی مهم تر از خطر سکوت در برابر انحراف است. فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ …
______________________________
-همه ی متاع های دنیوی و وسایل کامیابی،نعمت الهی محسوب نمی شوند
وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقی«۱۳۱»
و هرگز به متاعی که ما به گروهی از آنها داده ایم،چشم مدوز که(این) شکوفه و جلوه ی زندگی دنیاست(و ما می خواهیم)تا آنها را در آن بیازمائیم و(به یقین)روزیِ پروردگارت بهتر و پایدارتر است.
نکته ها:
* از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:هر کس چشم به دست مردم داشته باشد، غم او طولانی گردد و غیظش باقی ماند.
* گرچه قرآن کریم،مال دنیا را خیر،فضل و زینت می داند و بهره مندی از آن را حلال و مجاز می شمارد،لیکن دلبستگی شدید به آن را مذمّت می کند.چرا که زندگی دنیا مثل یک غنچه،عمری کوتاه دارد و با یک نسیم از بین می رود.
پیام ها:
۱-رسیدن به مقام رضایت از خداوند،در صورتی است که به زرق و برق دنیا خیره نشوی.(آری کسی که جذب جلوه های مادّی شد،احساس کمبود و تبعیض می کند و از خدا راضی نمی شود) «لَعَلَّکَ تَرْضی لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ»
۲-انسان به طور طبیعی به سوی مادّیات گرایش دارد،امّا باید آن را مهار کند.
«لا تَمُدَّنَّ»
۳-نگاه،مقدّمه جذب و دلبستگی است. «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ» ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
۴-رهبری امّت نباید چشم داشتی به مال دیگران و توجّهی به مادّیات داشته باشد و مقهور و شیفته ی دنیای پر زرق و برق دیگران شود. «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ»
۵-جلوه های مادّی حتّی برای انبیا می تواند خطرساز باشد. «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ»
۶-همه ی متاع های دنیوی و وسایل کامیابی،نعمت الهی محسوب نمی شوند.
«مَتَّعْنا» نه،«انعمنا»
۷-همه ی کافران،کامیاب نیستند. «أَزْواجاً مِنْهُمْ»
۸-جلوه های زندگی دنیوی همچون غنچه و شکوفه ای است که هرگز گل نمی شود. «زَهْرَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیا»
۹-جلوه های زندگی دنیا،ابزار آزمایش انسان هاست. «لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ»
۱۰-به آنچه در خود داریم بیندیشیم،نه آنچه در دست دیگران می بینیم. «رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ»
۱۱-رزق دادن از شئون ربوبیّت خداوند است. «رِزْقُ رَبِّکَ»
۱۲-همه ی دارایی های انسان رزق او نیست.چون بسیارند کسانی که همه نوع امکانات دارند،امّا بهره خودشان کم است. لا تَمُدَّنَّ … مَتَّعْنا … رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ
۱۳-ملاک ارزش هر چیز دو امر است؛یکی خیر بودن و دیگری پایدار بودن.
«خَیْرٌ وَ أَبْقی»
_____________________________
موضوع نماز در خانواده دارای اهمیت خاصی است،باید والدین بر آن اصرار کنند
مبلّغ باید در مرحله ی اوّل به تبلیغ خانواده خود بپردازد
وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها لا نَسْئَلُکَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَ الْعاقِبَهُ لِلتَّقْوی«۱۳۲»
وخانواده ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش.ما از تو روزی نمی خواهیم، (بلکه)ما تو را روزی می دهیم،و سرانجامِ (نیکو)برای(اهل)تقوا است.
نکته ها:
* در روایات متعدّدی آمده است که پس از نزول این آیه،پیامبر صلی الله علیه و آله تا چندین ماه دَرب خانه ی حضرت علی و فاطمه علیهما السلام را می زدند و در آستانه در می فرمودند:«الصلاه» آنگاه به قرائت آیه تطهیر می پرداختند
* هرگاه وضع زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله تنگ می شد،این آیه را تلاوت می فرمود،آنگاه به افراد خانه دستور می دادند تا نماز بخوانند.
* «اصْطَبِرْ عَلَیْها» یعنی هم در انجام نماز وهم در امر به آن تأکید وپایداری کن.
پیام ها:
۱-امر به معروف از کسانی اثر بیشتری دارد که خود جذب مادّیات نشده باشند.
لا تَمُدَّنَّ … وَ أْمُرْ أَهْلَکَ
۲-رهبر جامعه ی اسلامی نباید از خانواده خود غافل باشد. «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ»
۳-مرد نسبت به سرنوشت فکری و دینی خانواده خود مسئول است و تنها رعایت امور مادّی آنان کافی نیست. «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ»
۴-یکی از مهم ترین زمینه های امر به معروف،خانواده ونزدیکان انسان است.
وَ أْمُرْ أَهْلَکَ …(دایره ی اهل،به زن و فرزند منحصر نیست،بلکه همه ی افراد خاندان را شامل می شود.)
۵-مبلّغ باید در مرحله ی اوّل به تبلیغ خانواده خود بپردازد. «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ» ۶-اوّلین مرحله ی تربیت،کانون خانواده است. «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ»
۷-فرمان به نماز از میان سایر واجبات،رمز بیمه شدن اعضای خانواده است.
«وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ»
۸-برای عدم وابستگی به زرق و برق دنیا،به نماز پناهنده شویم. لا تَمُدَّنَّ … وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ
۹-یکی از مصادیق روشن و بلند معروف،نماز است. «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ»
۱۰-موضوع نماز در خانواده دارای اهمیت خاصی است،باید والدین بر آن اصرار کنند. «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها»
۱۱-امر به معروف،مداومت و پایداری لازم دارد. «اصْطَبِرْ عَلَیْها»
۱۲-خداوند از عبادت ما سودی نمی برد،ثمره ی آن به خود ما باز می گردد.
«لا نَسْئَلُکَ رِزْقاً»
۱۳-سفارش به نیکی ها باید جدّی وهمراه بیان آثار باشد. وَ أْمُرْ أَهْلَکَ … وَ الْعاقِبَهُ لِلتَّقْوی
۱۴-نماز،زمینه ساز پاکدامنی و تقواست. وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ … وَ الْعاقِبَهُ لِلتَّقْوی
۱۵-حسن عاقبت در سایه ی تقوای الهی است،نه مادّیات. «وَ الْعاقِبَهُ لِلتَّقْوی»
