بیوگرافی کامل محمد حسین میثاقی +عکس همسرش و زندگی شخصی و کاری
بیوگرافی کامل محمد حسین میثاقی +عکس همسرش امروز با آقای محمد حسین میثاقی آشنا میشویم. پسر خوش قیافه برنامه نود، مجری پر حرارت و انرژی در دنیای ورزش، سفیر تمام رسانه های فوتبالی در جام جهانی و… امروز از 0 تا 100 با محمد حسین میثاقی همراه هستیم. او یکی از چهره های موفق تلویزیون درسال 1396 بود. او با برنامه هایی مثل فوتبال 120 توانایی اش در اجرا...
بیوگرافی کامل محمد حسین میثاقی +عکس همسرش
امروز با آقای محمد حسین میثاقی آشنا میشویم. پسر خوش قیافه برنامه نود، مجری پر حرارت و انرژی در دنیای ورزش، سفیر تمام رسانه های فوتبالی در جام جهانی و… امروز از 0 تا 100 با محمد حسین میثاقی همراه هستیم. او یکی از چهره های موفق تلویزیون درسال 1396 بود. او با برنامه هایی مثل فوتبال 120 توانایی اش در اجرا رابه رخ همه ی کشید. اما محمد حسین میثاقی فقط تخصص فوتبالی ندارد.
چند دلیل محکم داشتیم تا محمدحسین میثاقی را بعنوان یکی از چهره های موفق تلویزیون انتخاب کنیم. برای نخستین بار با «رکورد» تهیه کنندگی را تجربه کرد و بازهم برای نخستین بار مجری اصلی در شبکه سه شد. این برنامه بطور فشرده اتفاقات ورزشی هفته را مرور میکند که ریتم تندی دارد، پر آیتم است، مهمان هایش ویژه هستند و … دلایل دیگری هم هست که در لابلای سوال ها به آن ها اشاره شده است.
البته یکی دو بار قرار گفت و گو به خاطر بیماری میثاقی جابهجا شد: موقع اجرای 120 داشتم می مردم. رفتم بیمارستان و دوتا سرم زدم. فقط نشسته بودم و نتوانستم ایستاده اجرا کنم. من کلا خیلی کم مریض میشوم ولی اینروزها بدنیا آمدن بچه و شب ناخوابی و اجرای دو برنامه خیلی انرژی ام را میگیرد. مردم پیام دادند که چرا نشستی؟ گفتم هشت سال ایستاده اجرا کردم گفتید چرا وایستادی؟»
شغل
مجری تلویزیون
چه برنامه هایی روی آنتن داشت؟
فوتبال 120 رکورد، آقای گزارشگر
علاوه بر انچه کرد؟
آیتم های ثابت نود رابه شکل هفتگی روی آنتن دارد، بعنوان گزارشگر ویژه برنامه قرعه کشی جام جهانی هم به روسیه رفت، مجری قرعه کشی جدول زمان بندی فیلم ها در جشنواره بودو …
چرا چهره برتر تلویزیون شده؟
از سال پیش تلویزیون به میثاقی اعتماد کرد و بالاخره اجرای یک برنامه «فوتبال 120» بطور مستقل به او داده شد. اجرای او کم نقص نبود اما درسال 1396 مسلط تر و پخته تر عمل کرد. در نیمه دوم سال به جمع تهیه کنندگان اضافه شد که حاصلش برنامه شاداب «رکورد» است. او با این برنامه اجرای مستقل در شبکه سه را هم تجربه کرد. گفت و گو های میثاقی در نود بالا و پایین زیاد داشته، نتیجه اما غالبا خوب بوده است.
عکس محمد حسین میثاقی
از همین جا شروع کنیم؛ تو طراحی خاصی برای مدل اجرایی ات داری. نمی نشینی و پر جنب و جوشی، ریتم حرف زدنت تند است. این مدل از کجا آمد؟
– این مدل به خودم بر میگردد. اولا من با هر چیزی هیجان زده میشوم، دقیقا چیزهایی که شاید برای بقیه مسخره بنظر برسد. مثلاً یک گربه که وسط خیابان می پرد، میگویم «آه، این رو ببین.» و بچه ها میگویند اینکه چیزی نیست یا هر چیزی را بخواهم تعریف کنم بلند میشوم. مدل تعریف کردن من، ایستاده، کف دست عرق کرده و همراه با هیجان است. موقع اجرا هم واقعا این جوری آسان ترم.
این آسان بودن تو برای یک عده جذاب است ولی یک عده گارد میگیرند که میثاقی چقدر لوس است. حتماً این کامنت ها را دیده ای. تاثیری روی تغییر مدل اجرایت داشته؟
بله، ولی تعداد کامنت هایی که اجرای آسان من را می پسندند بیشتر بوده است. آسان بودن البته به معنی رعایت نکردن استاندارد اجرا نیست اما خب، میشود بعضی کلیشه ها را کنار گذاشت و با بیننده صمیمی بود. من اول «فوتبال 120» میگویم که قرار است دو ساعت با هم کیف کنیم؛ برای همین مثلاً وقتی دستم به لیوان خورد و آب وسط استودیو ریخت، خودم بیشتر از بقیه خندیدم و همان موقع با دستمال شروع به خشک کردن میز کردم.
سعی کردم طوری رفتار کنم که وقتی یک اتفاق این چنینی پیش بیاید خیلی عجیبوغریب جلوه نکند. اگر یادت باشد موقعی که فوتبال گزارش میکردم هم آسان بودم. میگفتند میثاقی طوری گزارش میکند که انگار کنار هم توی خانه نشسته ایم تخمه میخوریم و او دارد یک بازی را برای مان تعریف میکند. واقعا هدفم همین بود.
پرونده گزارشگری را کلا بستی؟
– نه، گفتم بگذارم برای زمانی که فضا مناسب تر باشد و خودم به مقبولیت بیشتری رسیده باشم. به هرحال وقتی برای نخستین بار یک کار نوع شروع میشود، دافعه هایی وجوددارد. توی آن مقطع حس کردم اگر فعلاً گزارشگری را کنار بگذارم خیلی بهتر است.
رکورد پیشنهاد خودت بود؟
– نه؛ گروه ورزش شبکه سه لطف داشتند و به من پیشنهاد دادند. دلیل راه اندازی آن هم به این خاطر است که کلی اتفاق خوب توی ورزش کشورمان رخ می داد ولی برنامه ای نداشتیم که فارغ از فوتبال و فوتسال بطور مفصل به انها بپردازد.
سخت نیست که تهیه کننده هم خودت هستی؟
– خیلی. من تا حالا کلی آیتم ساخته ام ولی مقوله تهیه کنندگی کلا جداست. اگر شنبه تا جمعه هر شب برنامه اجرا کنم، نصف انرژی تهیه کنندگی را از من نمیگیرد. خیلی استرس داشتم نکند نتیجه مطلوب به دست نیاید و به قول مشهور شرمنده کسانی شوم که به من اعتماد کرده بودند. ازآن طرف خودم منتقدترین آدم نسبت به برنامه های ورزشی هستم. حوصله ام از برنامه ورزشی که کند باشد سر میرود؛
طاقت نمی آورم گفتگوی استودیویی بیشتر از هفت – هشت دقیقه باشد؛ تماس تلفنی بیشتر از چهار دقیقه خسته ام میکند. گفتم من که خودم این طوری ام، شاید کاری کنم حوصله مردم سر برود. برای همین «رکورد» هم آیتم دارد، هم مهمان تلفنی و هم مهمان استودیویی ولی سخت است، چون تجربه اول است و علاوه بر آن کار دیگری هم دارم. با این حال تمام تلاشم این بوده، بیننده با تماشای «رکورد» مطلب تازه ای دستگیرش شود.
ناگفته های محمد حسین میثاقی از برنامه رکورد
– چیزی که باعث شد گروه ورزش شبکه سه به من اعتماد کند، تجربه المپیک اخیر است. اتفاقا مدیر گروه آقای آقازمانی هم همراه مان بودو به این نتیجه رسیدند که اطلاعات غیرفوتبالی میثاقی کامل است. من همه ی ورزش ها را دنبال می کنم و پیگیرم که مثلاً کدام تیم توی واترپلو قهرمان شده.
اگر یادت باشد، توی المپیک با یوسین بولت «دونده جامائیکایی» گفتگو کردم. باوجود اینکه 10 تا دونده گرفته بودم، دو روز رفتم دنبال بولت و بالاخره گرفتم. المپیک تجربه جالبی بودو من و محمدرضا «احمدی» هم گفت و گو میگرفتیم، هم متن مینوشتیم و هم نریشن می خواندیم. این زمینه خوبی بود که مدیران اعتماد کنند. احتمالا قبول داری که گفت و گو های غیرفوتبالی ام توی «رکورد» جواب داده.
چرا بیشتر آیتم های رکورد را خودت میخوانی؟ این همه ی روی آنتن بودن خوب نیست
– قاعده اش این است که مجری خیلی نریشن نخواند ولی آیتمی مثل ورزش و سینما را دلم نمیآید نخوانم. گاهی هم بچه ها میگویند متن را برای خودت نوشته ایم…
توی فوتبال 120 فقط اجرا می کنی یا توی تامین محتوا هم دخیلی؟
– موقعی که حمید «محمدی» اجرا میکرد، کار تامین محتوا انجام می دادم اما حالا یک تیم محتوای خیلی خوب داریم که آدم را بی نیاز میکنند. من همه ی آیتم ها را میبینم، متن ها دوشنبه ها آماده است و توی گروه خودمان قرار داده میشود.
یک نگاه بی رحمانه درباره فوتبال 120 هست که تولید این برنامه کاری ندارد، فقط کافی است کپی پیست کنی.
– نه، واقعا این طور نیست. بچه ها حتی شروع و پایان فوتبال ها را مونتاژ میکنند. اصلا یک نفر هست برای خلاصه کردن بازی ها. تعداد آیتم های تولیدی مان هم خیلی بالاست و ندیدم برنامه ای که ۳۰ ردیف کنداکتور آن پر شود.
برای 90 فقط گفتگوی ویژه را انجام میدهی؟
– هر کمکی که بتوانم می کنم. توی گروه پیشنهاد میدهیم و استاد «عادل فردوسی پور» به قول امیر قلعه نویی خیلی آدم «مشاوره ای» هم هست. آیتم ثابت را هم که دارم و بعد از فوتبال ۱۲۰ به همکاران میگویم سوژه نود چیست و جمعه برای گفت و گو به جمع بندی میرسیم. زمانم به قدری کم است که واقعا نمیرسم بیشتر کمک کنم. من باید یکشنبه و دوشنبه سر مونتاژ نود باشم.
خرده روایتی درباره پدر شدن، سرشلوغی، انتخاب لباس و …
سال ۹۶ محمد حسین میثاقی را زیاد روی آنتن دیدیم؛ طوریکه بعضی وقت ها «رکورد» را زنده در شبکه سه داشت و هم زمان بازپخش «فوتبال ۱۲۰» از شبکه ورزش پخش می شد. بخشی از گفتگو رابه سرشلوغی این مجری و البته چالش سخت انتخاب متناسب با هر برنامه اختصاص دادیم.
این حجم از کار روی زندگی شخصی و کیفیت برنامه هایت سایه نمی اندازد؟
– من واقعا شرمنده همسرم هستم. کل زندگی را یک نفره پیش میبرد، بچه هم تازه بدنیا آمده و نمیشود گفت نمیروم سر کار. واقعا هم پیش نیامده که غر بزند و بگوید کارت را کم کن. حتی شده من خسته بوده ام و میخواستم کاری را بپیچانم که خود خانمم مخالفت کرده. بیشترین فشاری که روی من بوده به خاطر دلمشغولی خانواده است ولی توی کار چیزی کم نگذاشته ام و انصافا کسی نگفته کار محمدحسین افت کرده ولی راستش خودم این حجم از کار را قبول ندارم.
لباس کم نمی آوری؟! سه تا برنامه توی هفته داری و خب نباید یک شکل دیده شوی؟
– اتفاقا دغدغه ام شده «خنده». واقعا کمدم جا ندارد و مهم تر اینکه انتخاب لباس کار سختی است. تازه پول آن هم هست که از همه ی مهم تر است.
ولی مردم جور دیگری فکر میکنند.
– ای بابا. ما هر کاری بلدیم توی آن پول نیست. حتی اگر از صبح تا شب کار کنیم، پول همین لباس ها هم به سختی در میآید. امیدوارم مسئولان رسیدگی کنند. «با خنده»
سودای برنامه سینمایی
وقتی اسم محمد حسین میثاقی برای قرعه کشی زمان بندی نمایش فیلمهای جشنواره فجر رسانه ای شد، برخی همکاران گارد گرفتند و مخالفت خودرا نشان دادند. میثاقی اما نه تنها از نظر اطلاعات سینمایی کم نیاورد که اجرای او باعث داغ شدن مراسم شد. در اینبخش از گفتگو از این تجربه و علاقه مندی های سینمایی اش گفته.
توی آیتم های ورزش و سینما نشان داده ای به سینما علاقه داری. وقت فیلم دیدن داری؟
– بله، همه ی فیلمهای خوب ایرانی رابا خانمم میبینم. فیلم خارجی هم که چند سالی است کم شده و به جایش سریال میبینیم.
از فیلمهای جشنواره کدام یک را دوست داشتی؟
– مغزهای کوچک زنگ زده، بمب، تنگه ابوقریب، فیلم امیر را هم دوست داشتم ولی هیچ کس وقعی به آن ننهاد «خنده» چون فیلم فرانسوی زیاد میبینم این فضا به دلم نشست.
وقتی برای قرعه کشی جشنواره انتخاب شدی، بعضی انتقاد کردند که چرا یک مجری ورزشی؟
– وقتی اسم قرعه کشی بیاید اسم میثاقی هم هست. من به سینما هم علاقه مندم و همین ها باعث شد انتخاب شوم. سعی کردم کلی فکت سینمایی بیاورم که نگویند انتخاب بعیدی بوده.
برای آن چقدر تمرین داشتی؟
– روز قبل از مراسم با خانمم نشستیم اطلاعات فیلم ها و کارگردان ها را آماده کردیم. موقع اجرا احمدرضا معتمدی گفت اگر راست میگویی اسم چندتا از فیلمهای من را بگو که خدا را شکر توی ذهنم بودو گفتم.
اگر یک روز برنامه سینمایی پیشنهاد شود قبول میکنی؟
– همان روز قرعه کشی یک برنامه اینترنتی پیشنهاد شد که هر شب با عوامل فیلم ها گفتگو کنم که با توجه به نوع قراردادمان با تلویزیون نپذیرفتم.
محمد حسین میثاقی در خندوانه
او در خصوص اینکه کجا بدنیا آمده عنوان کرد:من کرج بدنیا آمدم ودر آنجا زندگی کردم تا اینکه دانشگاه کرمانشاه قبول شدم . میثاقی در خصوص اتفاق جالب انتخاب رشته خود اظهار داشت:من فکر می کنم در کد انتخاب رشته ام یک شماره را اشتباه زدم، من میخواستم مکانیک بخوانم اما ریاضی کاربردی کرمانشاه قبول شدم و رفتم! او افرود: با مرحوم پدرم رفتیم گفتم بابا من این جا تک و تنها نمیتونم بمونم به خاطر همین زنگ زد و خانواده با وسایل خونه چهار سال اومدن کرمانشاه و کنار هم بودیم.
میثاقی در خصوص حضور خود در تلویزیون پاسخ داد: صدا و سیما کرمانشاه اطلاعیه برای جذب نیرو برای گزارشگری و اجرا داده بودو من تست دادم. برای نخستین بار یک تیم در غرب کشور به لیگ برتر صعود کرد و من گزارشگری شروع کردم . دوستان در تهران گزارشهای من را دوست داشتند . گزارشگر برنامه «نود» در پاسخ به سئوال جوان در خصوص شروع دوستی با عادل فردوسی پور عنوان کرد:
گزارشهای کرمانشاه رابه تهران ارسال می کردیم و عادل دیده بود. حتی با تهیهکننده تماس گرفتند و آمار کار من رو گرفته بودند. البته تهیه کننده گفته بود دانشجوئه و بچه این جا نیست و قراره برگرده. عزیزان شبکه سه و عادل گفته بودند برگشت با ما همکاری کند و من از سال ۸۷ کارم را شروع کردم .
و اما گفت و گوی جذاب و مفصل با محمد حسین میثاقی
شاید هیچ کس فکرش را نمیکرد «محمدحسین میثاقی» با وارد کردن یک کد رشته اشتباه مسیرش جوری رقم بخورد که روزی تبدیل به یکی از بهترین مجری های ورزشی سیما شود. مجری شاد و سرحالی که با حضورش میتواند یک برنامه زنده را روی سرش بگذارد و کلی انرژی سر مخاطبانش بریزد تا آدرنالین خونشان بالا رود.
میثاقی در طول گفت و گو آن قدر سریع و با هیجان صحبت میکند که کمتر دلمان می آمد وسط حرفهایش بپریم و سوال تازه بپرسیم.
دوشنبه ها هیچ کس حق مردن ندارد
میثاقی روی این مهرماهی بودن خیلی تاکید دارد و باهمین مهرماهی بودن بحثمان به برنامه ۹۰ وارد میشود. میگوید بیشتر برنامه نودی ها به خصوص آقای همه ی کاره متولد مهر هستند. بنابر این مهر ماه فصل تولد گرفتن است.« ما در نود برای همه ی تولد میگیریم. مراسم تولد هم سر ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه دوشنبه شب برگزار میشود. کل جریان هم سه دقیقه اتفاق میوفتد و بعد از ۳ دقیقه کل کیک ناپدید میشود.»
ایام هفته برای نودی ها به دو قسمت تقسیم میشود، قبل از دوشنبه و بعد از دوشنبه: « اتفاقات نود برای رساندن برنامه از یکشنبه شروع میشود و دوشنبه ها به اوج خودش میرسد. خیلی ها که از یکشنبه شب همانجا میخوابند و خانه نمیروند. اما دوشنبه ها هیچ کس حق مریض شدن ندارد. هیچ کس حق غذا خوردن و حتی دستشویی رفتن ندارد. دوشنبه هیچ کس حتی حق مردن ندارد وگرنه آیتم ها به برنامه نمیرسد.»
کد انتخاب رشته ام را اشتباه زدم
ورود به دنیای گزارشگری برای محمدحسین میثاقی با زدن یک کد اشتباه در انتخاب رشته شروع میشود. اتفاقی که اگر چه تلخ شروع شد اما برایش شیرین به پایان رسید: « در اثر یک اتفاق ساده بجای آنکه کد مکانیک دانشگاه قزوین را بزنم. ریاضی کاربردی کرمانشاه را زدم. مثلاً بجای ۴۲۳۷ ،۴۲۳۸ زدم و با اصرار پدرم ثبت نام کردم. همان موقع پدرم گفت اثاث های خانه را جمع کنند.
همین شد که ما ۴ سال در کرمانشاه زندگی کردیم و به این ترتیب به مدت ۴ سال ناله و لعنت خواهر برادرهایم بدرقه راهم شد. یکبار تهران بودم که پدرم فرم تست صدا را برایم گرفته بود. بعد وقتی برگشتم کرمانشاه رفتم و تست صدا و تصویر دادم و قبول شدم و کارم را در رادیو کرمانشاه شروع کردم. بعد هم با گروه اجتماعی تلویزیون کرمانشاه همکاری کردم. از شانس من همان موقع تیم شیرین فراز بعد سال ها به لیگ برتر صعود کرد.
من آن موقع بازیها و حواشی مسابقاتش را گزارش میکردم و برای شبکه ۳ می فرستادم.دوستان شبکه ۳ هم خوششان آمد و گفتند وقتی درست به پایان رسید بیا تاباهم کار کنیم من هم وقتی درسم به پایان رسید بلافاصله رفتم. وقتی رفتم تست گزارش فوتبال دادم. خود عادل وقتی من را دید به من جواب مثبت داد. بعد هم زمانی که سوار تاکسی بودم تا از ساختمان شبکه ۳ برگردم پیامک داد که «بیا با هم شروع کنیم».
آدمهایی که گزارش هایم را میشنوند دو دسته اند
سبک گزارش فوتبال آقای گزارشگر شبیه هیچ کس نیست. به قول دوستانش او انگار با یک لباس اسانی نشسته و فوتبالش را نگاه میکند و حتی تخمه اش را می شکند و فقظ نظرات و واکنشهایش را نسبت به صحنه ها با مخاطبانش به اشتراک میگذارد. همین موضوع باعث شده تا گزارش هایش پر از بیان احساسات شخصی و تیکه های خنده داری باشد که فقط متعلق به خودش است.
آخرین بازی هم که گزارش کرده بازی نفت و الاهلی بوده که با واکنش های زیادی روبهرو بوده است: «در آن مسابقه آن قدر روی کاشته های ایمان تاکید کردم و گفتم که باید گل بشه که بالاخره گل شد. کلا کسایی که گزارش هایم را میشنوند یا خیلی دوست دارند یا خیلی بدشان میآید و میگویند چه خبر است. چقدر این گزارشگر تیکه می اندازد. اما بالاخره این هم یک نوع جدیدی از گزارش است که باید به مرور دیده شود. برای من همه ی این کارها حالت فان و شوخی دارد.
مغزم جلوتر از زبان کار میکند
میثاقی آن قدر انرژی دارد که میتواند بدون آنکه تپق بزند چندین جمله را پشت سر هم با شور و حال خاص خودش بگوید مثل تمام حرفهایی که با خنده و گریه بعد از بازی ایران و آرژانتین در جام جهانی زد. اما خودش میگوید بیشترین هیجانی که تجربه کرده در بازی ایران و عراق در جام ملتهای آسیا بوده و به نظرش اصلا منصفانه نیست که یک نفر این حجم از هیجان را تجربه کند آن قدر که چندبار به قلبش نگاه کرده تا ببیند یک جسم خارجی بیرون میزند یا نه!
«خیلی ها از من می پرسند که چرا انقدر تند تند و با هیجان حرف می زنی. نخستین بار که در ۱۸ سالگی شروع بکار کردم یکی از دوستانم گفت دلیلش این است که مغزت جلوتر از زبانت حرکت میکند زبانت هنوز جمله اول را تمام نکرده مغزت جمله دوم را ساخته است. حالا من دارم همه ی تلاشم را می کنم که سرعت زبانم رابه مغزم برسانم. همین موضوع باعث شده که وقتی ۱۰ دقیقه با مادرم صحبت می کنم مادرم چیزی نمی فهمد.
اما دلیل این تندحرف زدن این است که میخواهم هرچه سریع تر منظورم رابه دیگران برسانم. من کلا تند حرف میزنم. تند غذا میخورم چون اگر قرار است ۵۰ سال زندگی کنم دلم میخواهد به اندازه ۲۰۰ سال زندگی کنم. برای همین همیشه پر انرژی ام. کف دستانم همیشه خیس است برای اینکه هیچوقت تخلیه انرژی نمی شوم. یک اتفاق معمولی را همیشه پرهیجان تعریف می کنم ممکن است یک چیزهایی برایم جذاب باشد که برای دیگران نباشد.
من مجبورم آدم سریعی باشم
این هیجان و این انرژی همیشه به نفع آقای مجری نیست. گاهی هم برای این همه ی سرعت وادار است بایستد و حوادث پیش آمده را جمع و جور کند. «من خیلی خرابکاری میکنم اصلا یکسری دوست دارم که خرابکاری های من را جمع و جور میکنند. از جا گذاشتن سوئیچ اتومبیل و کلید در خانه بگیرید تا همین دیروز که وادار شدم آن قدر تند بروم که موتور سوزاندم و کلی خرج ماشینم شد. من هم زمان دارم به چندجا فکر می کنم.
چند روز پیش در خانه بودم که با خانومم بازی بایرن مونیخ و بارسلونا را تماشا می کردیم وقتی بارسا گل زد من داد زدم. یکی از همسایه های ما یک خانم مسن است که به خانومم گفتم فردا برود حتماً حالش بپرسد. اما جالب اینجاست فردا همسایه ها به ما گفتند آن ها هم زمان بازی والیبال را میدیدند که با صدای من فهمیدند که در بازی فوتبال اتفاقی افتاده است. دقیقا مثل دنیای دیوانه ها و عاقل هاست.
نه دیوانه ها دنیای عاقل ها را می فهمند نه عاقل ها سر از دنیای دیوانه ها در می آورند. در فرمی که من زندگی می کنم مجبورم که چنین آدم پر سرعت و پرهیجانی باشم و این موضوع برای من نقطه قوت است اما در دنیای آرام ها و شاید شل ها نقطه ضعف به حساب میآید.»
پدرم کارت های بازیم را سوزاند
علاقه اش به فوتبال از همان دوران بچگی که عکس مارادونا را روی دیوار اتاقش چسپانده کلید خورده تا ۱۴ سالگی هم در تیم نوجوانان کرج بازی می کرده اما یک روز باشگاه به او فرمی داد که وی را موظف میکرد که اگر هرجایی رفت باید تا چندسال آنجا بازی کند. پدرم این شرط را نپذیرفت و از خجالت فرم در آمد. «سطح تحصیلات خانواده ما بالاست. پدرم مدیر مدرسه بودو برادرهایم تحصیل کرده.
پذیرفتنی نبود که من تحصیلات درست و درمان نداشته باشم. یکی از صحنه هایی هم که از بچگی یادم میآید صحنه ای است که خواهرم با من دعوایش شد و من رابه پدرم فروخت. یعنی لو داد که در کمدم یک عالمه کارت بازیکنان فوتبال دارم. من از مدرسه آمدم و دیدم پدرم یکی از ماهیتابه های قدیمی را گذاشته روی جوب بعد تمام کارتهای بازی مرا هم ریخته داخلش کمی هم نفت ریخته و میخواهد همه ی را بسوزاند.
شما فکر کنید کنار این صحنه دوستانم بودند که توی کوچه ایستاده بودند و این صحنه را تماشا میکردند. دیگر خاطره ای که از بچگی یادم میآید به بازیهای کامپیوتری برمی گردد. من تنها بازی کامپیوتری که می کنم فوتبال است. بچه که بودم یک مغازه ای بود رویش نوشته بود«سگافروشی » آنجا با دوستانم حسابی فوتبال بازی می کردیم. چون مطمئن بودم که حتماً می برمشان هیچوقت پولی همراه خودم نمی بردم و بازنده ها وادار بودند حساب کنند.
خوب یادم میآید که طوری کنار تلویزیون بزرگه می نشستم که مادرم وقتی از کنار مغازه رد میشود من را نبیند.» اما جرقه های گزارشگری ورزشی نیز از همان دوران شروع شد. زمانی که صبح ها زود از خواب بیدار می شد تا تکرار بازی های جام جهانی 94 را ببیند برای خودش بازی ها رابا هیجان گزارش میکرد.
شاید دانشجویان دانشگاه پیام نور و آزاد کرج بتوانند به سایر دانشجوها این پز را بدهند که استاد آمارشان «محمدحسین میثاقی» است. میثاقی بعد از دوشنبه ها که از برنامه ۹۰ خلاص میشود سه شنبه ها در دانشگاه کلاس دارد و آمار و ریاضیات درس میدهد. «کلاس های من کرکر خنده است و خیلی خوش می گذرد اما نمیدانم چرا آخر ترم بیشتر بچه ها می افتند!»
اگر با من فوتبال بازی کنید از من متنفر میشوید
آقای مجری یکی دو روز قبل از گفتگو با هم تیمی هایش توانسته اند قهرمان جام رسانه شوند و خوشحالی از این اتفاق را از تکرار حرفهایش درباره این موضوع میتوان فهمید اما خودش حرفهای جالبی درباره فوتبال بازی کردنش میزند: «اگر میخواهید از من متنفر شوید فقط کافیه یکبار با من در سالن فوتسال بازی کنید. چون آنجا کاملا یک آدم متفاوت از من میبینید. یک آدم کاملا دعوایی و غرغرو که مدام جر و بحث میکند.
اصلا برایم مهم نیست که با کجا بازی میکنیم فقط باید ببریم. یکبار مدرسه ای ما را دعوت کرده بود برویم جوایز ورزشی دانش آموزان را بدهیم. بعد پیشنهاد دادند که فوتبال هم بازی کنید. اولش بهانه آوردیم کفش مان مناسب نیست شلوارمان جین است. کتونی که دادند وارد زمین شدیم که بازی کنید. حالا فکر کنید یکهو همه ی چیز تبدیل شد به یک عالمه بزن بزن و کری خوانی اصلا یکی نیست بگوید بابا بچه راهنمایی دبیرستان چه اهمیتی دارد که از تو ببرد.
فوتبالی ها برای گفت و گو لم دارند
محمدحسین میثاقی نخستین بار با گزارش های می دانی که برای برنامه ۹۰ میگرفت شناخته شد و بعد ازآن به سمت اجرا و گزارشگری رفت. وقتی درباره گزارش گرفتن برای ۹۰ می پرسیم نفس عمیقی میکشد و از سختی کار میگوید اما خودش معتقد است در جذاب شدن کارهایش گاهی شانس هم آورده: « اوایل کارم بود برای گزارش یکی از بازیهای راه آهن رفتیم. که آنجا یکهو وسط زمین یک شترمرغ سربریدند و به فنس های استادیوم آویزان کردند.
آن گزارش بسیار جذاب شد. گزارش های حاشیه ای حق ندارند بد باشند. گزارشگر باید هرطور شده یک آیتم خوب تحویل دهد. همین موضوع باعث میشود گاهی وادار به ریسک هم شود. مثل همان بازی که ما یک دوربین بیشتر نداشتیم و هم باید مسابقه را پوشش می دادیم هم حواشی رابه خاطر همین ریسک کردیم و چند دقیقه بی خیال بازی شدیم تا برویم از شترمرغ ها فیلم بگیریم.
شانس آوردیم که در آن یک دقیقه نه گلی رد و بدل شد و نه اتفاق خاصی افتاد.» میثاقی معتقد است که هر آدمی برای گفتگو لم دارد وقتی از سختیهای گفت و گو به چهره های ورزشی و اخلاق های خاصشان می پرسیم میگوید: «برای گفت و گو با بعضی ها باید اینطوری شروع کرد: به نام خدا در خدمت یکی از افتخار آفرینان فوتبال ایران هستیم واقعا محبت کردید که این زمان رابه ما دادید.
بعد این را می پرسیم که تیمتان خیلی فوق العاده بودو خسته نباشید تازه از سوال سوم به بعد در تدوین حرفهایش را می آوریم. وگرنه با همه ی میشود گفت و گو کرد ولی باید لم هرکس را بلد باشید. اما در کل هیچ دلیلی ندارد که خبرنگار یا گزارشگر با هرکسی گفت و گو کند. چون خبرنگار باید شأن خودش و جاییکه کار میکند را نگه دارد.»
از شبکه های اجتماعی خوشم نمیآید
اگر نام محمد حسین میثاقی را در اینترنت یا هر شبکه اجتماعی جستوجو کنید به هیچ چیزی دست پیدا نمیکنید. میثاقی اصلا اهل شبکه های اجتماعی نیست و به شوخی میگوید آخرین تکنولوژی که استفاده کرده سشوار بوده است. «من تا همین چند وقت پیش یک موبایل داشتم که فقط یک درجه از ۱۱۰۰ مشهور بالاتر بود. با دوستانم یک مسابقه sms زدن داشتیم که باید توی چشمهای هم نگاه می کردیم و یک sms رابا موبایل تایپ می کردیم و می فرستادیم.
کسیکه نادرست املایی نداشت برنده بود. اما مدام بقیه میگفتند موبایلت را عوض کن این خیلی بده. تا اینکه یک روز رفتم بانک. متصدی بانک من را شناخت و درود علیک کرد وقتی خواستم تلفنم را در بیاورم که کدپستی را یادداشت کنم یکهو گوشی به دو نیم تقسیم شد و خیلی خجالت کشیدم. این جا نقطه عطف اتفاق افتاد و گفتم گوشی ام را باید عوض کنم. هم اکنون چهارماه است یک آیفون خریدم اما اگر نگاه کنید میبینید هیچ اپلیکیشنی رویش نصب نیست.
چون اصلا اهل شبکه های اجتماعی نیستم و حوصله و حال چنین ارتباطی ندارم اینکه آدم در اینستاگرام چقدر میتواند فالوئر داشته باشد برایم اهمیتی ندارد. من بازخوردهایم را از مردم در خیابان میگیریم. من اصلا مجری برنامه زنده ام نمیتوانم اینطوری با مخاطبانم غیر مستقیم و تایپی ارتباط داشته باشم.»
تکه کلامهایم مشهور شده
از روزی که میثاقی پایش به برنامه نود باز شد حالا چندسالی می گذرد. میثاقی میگوید کار با فردوسی پور به شدت لذت بخش است و برعکس بعضی از چهره ها وقتی نزدیکش میشوی بیشتر دوستش داری: «عادل خیلی آدم دوست داشتنی و با صداقتی است بزرگ ترین خصلت این آدم هم همین صداقت و رو راستی است. وقتی کنارش کار میکنی میتوانی یک عالمه چیز یاد بگیری و این خیلی مهم است.»
یکیدیگر از برنامه های پرطرفدار میثاقی آیتم های «فان» برنامه فوتبال 120 است که حسابی طرفدار پیدا کرده اما همه ی این شوخی ها بداهه های آقای مجری است که خیلی هایش تبدیل به تکه کلام بچه های امروزی شده است: «یکبار یک نفر آمد سر برنامه گفت که میشود تکست های آیتم فان را نشانش بدهم من آن لحظه یک تکه کاغذ جلویم بود که رویش یک خرده قیمه ریخته بودو کنارش زردآلو خورده بودم.
یک گوشه اش نوشته بودم لوکزامبورگو و یک خط خطی هم داخل صفحه بود که نشانش دادم. تمام شوخی ها بداهه است که حالا میبینم یکسری از بچه ها توی دهانشان افتاده. یکبار رفتم دانشگاه کاشان برنامه اجرا کنم تهش گفتم خب دیگه خوش گذشت حالا بریم و… که بچه ها همه ی با هم گفتند «راضی باشید» کلا پشت صحنه های این برنامه خیلی بامزه است من خودم چندتایش را ضبط کردم هر وقت دلم میگیرد نگاهشان می کنم دلم باز میشود.»
بیوگرافی کامل محمد حسین میثاقی +عکس همسرش و زندگی شخصی و کاری