فرمول یک ایران – در هفته ای که گذشت، سر فرانک ویلیامز یکی از ستون های اصالت فرمول یک و موتوراسپورت در گذشت و دنیای سرعت را در حزن و اندوه سنگینی فرو برد. در اینجا سعی شد کمی از این فرد و زندگی پربار او صحبت کنیم…
در دهه 70 میلادی، ما شاهد شکل گیری تیم های مسابقه ای زیادی بودیم که به یک شکلی در جریان رویارویی با هیولاهایی به مانند فراری، مکلارن، لوتوس و چند تیم دیگر، برای همیشه از بین رفتند. مدیریت یک تیم فرمول یک کار بسیار سختی هست، اما انجام دادن از روی یک ویلچر حماسی است. فرانک ویلیامز برای دهه های متعدد، معلولیت خودش را فراموش کرده بود و برای مراقبت از چیزی که خلق کرده بود به پنج قاره در هر سال سفر میکرد.
یک فردی خارق العاده با شریکی عالی به مانند پاتریک هد و بعدها آدرین نیوی. از چرخش قلم این افراد خودروهای تک سرنشین ایده آلی خلق شد که نمونه آنها FW14 بود که پول پوزیشن و پیروزی های زیادی را برای این تیم به ارمغان آورد.
سر فرانسیس اوون گاربت “فرانک” ویلیامز CBE(متولد 16 آوریل سال 1942)، یک تاجر، راننده و مکانیک سابق بریتانیایی است. او بنیانگذار و مدیر تیم فرمول یک ویلیامز است که پدر وی از افسران RAF و مادر او نیز معلم مدرسه استثنایی(فکر کنم) بود.
بعد از یک مدت کوتاهی که به عنوان یک راننده و مکانیک مشغول به کار بود، با سرمایه ای که در خرید و فروش خوار و بار به دست آورده بود او کمپانی فرانک ویلیامز ریسینگ کارز را در سال 1966 بنا نهاد. اولین پیروزی این تیم در سال 1979 با خودروی ویلیامز FW07 که مسلح به موتور کازورث بود با رانندگی کلی رگاتزونی در مسابقه فرمول یک بریتانیا به دست آمد. اولین قهرمانی رانندگان و سازندگان آنها نیز در سال 1980 به واسطه راننده استرالیایی الن جونز به دست آمد. بین سالهای 1981 تا 1997، این تیم شش پیروزی دیگر در قهرمانی رانندگان و هشت قهرمانی دیگر سازندگان به دست آورد.
در روز دوم ماه مارس سال 2012، ویلیامز اعلام کرد که از هیئت مدیره تیم فرمول یک ویلیامز کناره گیری میکند و دخترش “کلر” سکان را به دست میگیرد ولی همچنان او به عنوان مدیر تیم به فعالیت های خودش ادامه میدهد.
فرانک پس از تصادفی که در روز ششم ماه مارس سال 1986 در فرانسه داشت روی ویلچر بوده، او در حالیکه به همراه مدیر اسپانسرینگ تیم یعنی پیتر ویندزور در یک فورد سیرا اجاره ای از پیست پاول ریکارد تا فرودگاه نیس در حال رانندگی بود، تصادف کرد و به چنین دردی مبتلا شد. ویلیامز در پیست حضور یافته بود تا تست خودروی جدید فرمول یک تیمش را مشاهده کند.
اما، در جریان رانندگی مسیر برگشت به فرودگاه، ویلیامز کنترل خودروی اجاره ای خودش را از دست داد و نزدیک به 2.4 متر خودروی آنها سقوط کرد و از روی آسفالت به زمین مجاور پرت شد و خودرو به سمت راننده چرخید. فرانک ویلیامز که بین سقف و صندلی خود پرس شده بود، دچار شکستگی ستون فقرات بین مهره های چهار و پنج شد، ویندزور نیز تنها مجروحیت سطحی و جزیی برداشت.
در ماه می 1994، پس از درگذشت ایرتون سنا با خودروی FW16 در پیست ایمولا، فرانک ویلیامز طبق قوانین ایتالیا محکوم به قتل عمد شده بود ولی بعدها از این اتهام تبرئه شد.
در مورد مرگ سنا بیشتر بخوانید
پس از درگذشت سنا، تمامی خودروهای تیم فرمول یک ویلیامز یک لوگو “S” کوچک را روی خودشان حمل میکنند. این علامت اصولا روی بال جلو یا همان نواحی این خودروها نقش بسته است. شایعات حاکی از آن داشت که در سال 2012 ویلیامز دیگر به این مسئله ادامه نخواهد داد که او بلافاصله این شایعه را تکذیب کرد و بیان نمود که این کار را ادامه میدهد.
تیم فرمول یک ویلیامز حال بیش از چهل سال است که دارد به حیات خودش با قدرت ادامه میدهد. آن هم به خاطر رویایی بود که یک فرد سخت کوش پیوسته به دنبال به حقیقت تبدیل کردن آن بود. دیمون هیل در مورد سر فرانک میگوید:
او نزدیک ترین شخصی است که ما میتوانیم (در مقایسه با) انزو فراری داشته باشیم.


سر فرانک ویلیامز به همراه کلر ویلیامز
کلر ویلیامز در مورد پایداری حیات تیم خانوادگی خودش میگوید:
تمام این ها به این خاطر است که فرانک به فرمول یک، این تیم و مسابقه دادن اهمیت میدهد.
مکلارن و فراری سابقه طولانی تری در فرمول یک دارند اما هیچ شخصی به اندازه سر فرانک مدیر یک تیم فرمول یک نبوده است. برخی از خودروهای ویلیامز تاریخ ساز شده اند. چندسال اخیر ممکن است که آن چنان درخشان نبوده باشد اما این تیم اصیل است و اگر هم هیچی برای نشان دادن نداشته باشد با کمال اختیار این حق را دارد که به اصالت و تاریخ سازی خودش افتخار کند. سر فرانک موفق شد که با فرماندهی خود، نه قهرمانی جهان سازندگان و هفت قهرمانی رانندگان را با تیم خودش به دست بیاورد و صفحه ای خاص را در تاریخ رقم بزند.
پس از اینکه فرانک 7 سال اول خودش را با مشکلات زیادی پشت سر گذاشت، در سال 1977، او کار خودش را با ویلیامز گرندپری انجیرینگ از ابتدا شروع کرد. یک شایعه ای در راستای مشکلات اقتصادی وی منتشر شده بود در آن سالها، آن هم این بود که خط تلفن آنها به دلیل عدم پرداخت بدهی ها قطع شده و آن ها امکان پرداخت آن را نداشتند و مجبور بودند برای پیشبرد ارتباطات تیم، از تلفن عمومی استفاده کنند، سر فرانک چندین سال بعد اعتراف کرد که چنین مشکلی واقعا وجود داشته و این مسئله شایعه نبوده است.
همسر او، ویرجینیا(جینی) که در سال 2013 دار فانی را وداع گفت، نه تنها قلب تیم بود بلکه شخصی بود که در امضا قرارداد نایجل منسل اصرار داشت.(داستان استخدام راننده و وعده شامی که جینی در خانه برای راننده های پیشنهادی و آینده تیم تدارک میدید نیز یکی از باحال ترین اتفاقات این تجارت خانوادگی بود که بعدها حتما در مورد آن صحبت خواهم کرد).
کن تایرل در سال 1974 مصاحبه ای کرده بود و گفت:
خیلی از افراد فرانک را جدی نمیگیرند، اما من فکر میکنم که آنها اشتباه میکنند. هیچ کسی در پدوک نیست که موفقیت را بیشتر از وی بخواهد و اگر او زمانی از لحاظ اقتصادی هیچ مشکلی نداشته باشد…باید مراقب باشید…
وقتیکه ویلیامز از لحاظ اقتصادی به اندازه کافی تامین شد، به همراه همبنیانگذارش پاتریک هد، یک ترکیب فوقالعاده کارامد و استواری را تشکیل دادند که کسی نمی توانست آنها را نادیده بگیرد.
الن جونز، چهار مسابقه را در سال 1979 برد و در سال بعد به قهرمانی جهان رسید. کلر میگوید که تعهد پدرش نسبت به این تیم هزینه هایی از جمله حذف روابط و وابستگی های عاطفی را به همراه داشت:
خیلی از مردم پدر را میبینند و احساس میکنند که یک فرد دائم متعجب را میبینند. افرادی به من میگفتند که، آن فرانک ویلیامز چگونه است؟ این آدم شبیه یک حرامزاده واقعی است. من نیز (در پاسخ) به آنها میگویم، خب او پدر من است. او فردی در حال انجام کار خودش است: متمرکز و در حال انجام کارش.
سر فرانک در حین انجام کار با هیچ فردی در مورد ویلیامز شوخی نداشت و مخصوصا نسبت به رانندگان بی رحمی خاصی داشت:
در نهایت، آنها تنها کارمندان من هستند. تنها چیزی که من اهمیت میدهم ویلیامز گرندپری و امتیاز هایی هست که به دست میآوریم. اهمیتی نمیدهم که چه کسی آن ها را به دست می آورد.


دیمون هیل
دیمون هیل کمی پس از اینکه قهرمانی جهان را در سال 1996 به دست آورد، از این تیم اخراج شد به همراه تمامی افرادی که با این تیم در ارتباط بودند، اما وی همچنان لب به تحسین از ویلیامز باز میکند و میگوید:
او یک فرد با اراده بود و تمام زندگی خودش را وقف ویلیامزی نمود که تمام تلاش این کمپانی این بود که بهترین خودروی مسابقه ای را تولید نماید. این، عشق و علاقه اوست و از این لحاظ او نزدیک ترین شخصیتی است که ما در مقابل انزو فراری داریم. انزو شخصیتی مشتاق و خودرو دوست داشت و فرانک نیز کاملا به همان اندازه مشتاق نسبت به تیم و خودروهایش بود که انزو بود.
پس از تصادف سال 1986، همه باور داشتند که کار او به پایان رسیده است. اما حال که او از گردن به پایین فلج شده بود، با یک روحیه عالی برگشت و به رهبری تیمش ادامه داد و هدفمندتر از هرموقع دیگری بود. در بیمارستان مارسی، وقتی که او تحت درمان بود، دکترها درخواست کرده بودند که دستگاه تنفس مصنوعی او قطع شود، اما جینی مخالفت کرد. شش هفته بعد او سوار بر ویلچر در مسیر پیت، فرمول یک بریتانیا در پیست برندز هچ ظاهر شد و همه به احترام وی ایستاده به تشویق واداشته شدند.
نایجل منسل در مورد شخصیت سر فرانک ویلیامز میگوید:
بزرگترین تمجیدی که من میتوانم به (تیم) ویلیامز و فرانک نثار کنم به این ختم میشود که آنها یک تیم فوق العاده ساخته اند. وقتیکه فرانک در بیمارستان بود، اوضاع نابسامان و افسرده کننده ای بود، همه فکر میکردند که تیم متلاشی خواهد شد. اما همه در کنار هم قرار گرفتند و تیم قدرتمندتر شد.


پدی لاو(نشسته روی زمین) – فرانک ویلیامز و آدرین نیویی – سال 1992
اولین مسابقه پس از آن تصادف، نلسون پیکه پیروز شد و ویلیامز در آن سال به قهرمانی جهان رسید. تیمی که فرانک ساخته بود از این فاجعه جان سالم به در برد درست به مانند زمانی که آیرتون سنا درگذشت. پدی لو میگوید:
یک عشق پیوسته ای نسبت به مسابقه دادن در این تیم وجود دارد که ناشی از فرانک و پاتریک میباشد. مهندسان زیادی وجود دارند که در این ورزش کار خودشان را از تیم ویلیامز شروع کرده اند و روحیه مسابقه دادن را از فرانک و پاتریک آموخته اند، از جمله خود من، راس براون و آدرین نیوی. فرانک دیوانه مسابقه دادن و تمام چیزهایی است که سبب کسب پیروزی او میشود. به همین دلیل است که ما پس از چهل سال اینجا هستیم هنوز.
خدایت بیامرزد جناب/عالیجناب فرانک ویلیامز، ممنون از جورج راسل که در آخرین سال زندگی این فرد بزرگوار توانست یکبار دیگر طعم کسب سکو و روزنه امید را به او تزریق کند، به نظر میرسید که حتی تقدیر هم میخواست از فرانک ویلیامز در آخرین سال زندگی تشکر کند.