بار دیگر در یک پیست دیگر فرمول یک، لوئیس همیلتون و مکس ورشتپن با یک دیگر درگیر شدند و صحنههای خطرناکی را ایجاد کردند.
بیایید اتفاقات رخ داده در این مسابقه را باهم مرور کنیم…
شروع تمامیاتفاقات دراماتیک این مسابقه از مرحله تعیین خط بود که مکس ورشتپن درحالیکه داشت یک دور سوپرفوق العاده میزد، دوری سریع،سخت، استفاده از سانتی متر به سانتی متر پیست و ریسکی، در پایان سکتور دوم او بیش از 2 دهم ثانیه با لوئیس همیلتون اختلاف باز کرده بود.
اما در پیچ آخر او تلاش کرد که سرعت بیشتری را داشته باشد که چرخ چپ جلوی او قفل کرده و در نتیجه با دیوار پیست برخورد میکند. اینکه او آیا نیاز داشت این میزان ریسک را با خودش حمل کند خودش جای سوال دارد ولی دوتا مسئله وجود دارد، به احتمال زیاد او از زمان ثبت شده لوئیس همیلتون باخبر نبود و مکالمات خاصی بین او و مهندسش در آن دور فوق فشاری وجود نداشت و اصولا در چنین دورهایی راننده در یک حد فوق العاده زیادی از تمرکز وجود دارد که حتی به فرمان خودش هم نگاه نمیکند.
پیست جده عربستان ثابت کرد که…
برای عادی رانندگی کردن هم نیازمند به تمرکز بالاییست چه برسد به یک دور تعیین خطی که قرار است دور لوئیس همیلتون را شکست دهد. تنها مرجع و منبع او دلتای زمانی خودش که روی فرمانش نوشته میشد بود و با توجه به شرایط حساس رقابت قهرمانی جهان بین این دو نفر، هر کدام سعی میکنند تا جاییکه ممکن است عملکرد و زمان ثبت شده خودشان را بهبود بخشند.
نکته بعدی اینجاست که مکس، خروجی این پیچ را عریض طی کرد و نسبتا زمان قابل توجهی را از دست داد و خارج از مسیر مسابقه ای بود و آیا امکان جبران این زمان از دست رفته برایش وجود داشت؟ مکس سعی کرد که به طور کاملا عادی پاهایش را روی پدال گاز فشار دهد که در نتیجه تایرهای عقب امکان پاسخگویی مناسب را نداشتند و او به سمت دیوار روانه شد. اینکه او این پیچ را عریض طی کرد اشتباه کمیبود ولی آسیب رساندن به ردبولش اشتباه بزرگی بود که آثار روانی بدی را پیش از مسابقه برایش ایجاد کرد.
شروع مسابقه آرام بود اما سرجیو پرز نزدیک بود همتیمیخودش را از مسابقه خارج کند و برخورد سنگینی را با او داشته باشد ولی این اتفاق رخ نداد و مکس از این موضوع جان سالم به در برد.
لوئیس کنترل خوبی روی مسابقه داشت و مکس برای رسیدن به او نیاز داشت تا در این پیست پرقلق از والتری عبور کند. اوضاع برای مرسدس خوب بود. در دور 10، میک شوماخر برخورد سنگینی با دیواره پیست میکند و لوئیس همیلتون به پیت میرود تا دست برتر را پیدا کند، بوتاس نیز موفق شد تا رسیدن به ورودی پیت، مکس ورشتپن را نسبتا به مدت زیادی پشت سر خودش معطل کند.
ردبول قمار کرد و مکس را بیرون نگه داشت
چونکه با توجه به اتفاقی که برای چارلز لکلرک در تمرین سوم رخ داده بود، احتمال این وجود داشت که پرچم قرمز نشان داده شده و مسابقه متوقف شود که چند لحظه بعد دقیقا همین اتفاق افتاد.
مسابقه در دور 15 ام مجددا شروع شد و خودروها به خط شده بودند. ورشتپن در رده اول شروع خوبی نداشت اما لوئیس به جلو شلیک شد و در نقطه ترمزگیری به طور کامل جلوی مکس قرار گرفته بود. ورشتپن هم تسلیم نشد و به سمت شعاع خارجی پیچ تا جایی که امکان داشت پیش رفت و لوئیس هم او را به سمت بیرون پیست برد، مکس از مسیر اصلی خارج شد و در مسیر بازگشت جلوی همیلتون قرار گرفت.
اما نظر من مهم نیست
برای بررسی این اتفاق باید گفت که لوئیس با شروع فوق العاده خوبی که داشت و با اینکه جلوتر از مکس قرار گرفته بود، در ورود به پیچ و در جریان عمل ترمزگیری که داشت، ایپکس را از دست داد و مکس را به بیرون پیست هول داد. که البته از دید من کلا با این نوع رفتار در رانندگی هیچ مشکلی ندارم و راننده حق دفاع را به شکلهای مختلفی از نظر من دارد 😊))
مسئله اینجاست که همیلتون هم به اندازه ورشتپن قادر به هول دادن راننده ای به بیرون پیست است. از دید ورشتپن که شروع بدی داشت، فضا برای عبور در شعاع خارجی وجود داشت و ارزش امتحان کردن را نیز داشت.
اصولا در چنین شرایطی کسی نمیتواند حدس بزند که چه اتفاقی میافتد چون متغیری به نام میزان ترمزگیری وجود دارد و هیچ کدام از دو راننده ای که قصد عبور از یک دیگر را دارند نمیدانند که دیگری چه میزانی فشار ترمز اعمال میکند و ممکن بود مثلا همیلتون کمیتسلیم شود و فضا برای عبور به مکس بدهد. اما لوئیس، ورشتپن را تا خط سفید پیست به بیرون هول داد و به او امکان عبور نداد. و در نهایت ورشتپن خارج از مسیر اصلی پیست قرار گرفت.
مکس نیز با تمام سرعت به پیست بازگشت. لوئیس هیچ کار متفاوتی را نمیتوانست انجام دهد چونکه با توجه به مسیر کوتاه، شرایط حساس، لوئیس میدانست که مکس با سرعت کم به پیست باز نمیگردد. برای همین مکس که از لوئیس رد شده بود، باید طبق قوانین رده خودش را پس میداد. اما از آنجایی که فرانسویها اصولا به میانه موضوعات وارد میشوند استبان اکون نیز این بار درگیر نبرد لوئیس همیلتون و مکس ورشتپن شده بود و اوضاع را کمیپیچیده تر کرد.
در چنین لحظه ای مایکل مسی “پیشنهاد داد” که دو تیم رانندگانش ردههای خودشان را با یکدیگر جا به جا کنند. که تیمها هم قبول کردند. البته شنیدن این موضوع کمیغیرمعمول بود ولی خب این مسئله بماند برای تحلیلهای بعدی…
شروع مجدد دوم
آکون، همیلتون و ورشتپن مسابقه را شروع کردند، مکس با تایر مدیوم نو و لوئیس با تایرهارد نو به پیست آمده بود که هدف ردبول، چسبندگی بهتر برای شروع مسابقه و عملکردی روانتر و سریعتر در دور اول بود که موفق آمیز هم بود. با اینکه شروع مکس آنچنان خوب نبود اما شیرجه او به سمت شعاع داخلی پیست فوق العاده بود و لوئیس نیز که انتظار چنین چیزی را نداشت دید که مکس تا جایی که ممکن بود دیرتر ترمز گرفت و مسیر کوتاه تری را به جای ایپکس انتخاب کرد. حرکت جسورانه ای از سمت مکس بود اما بازهم نشان داد که او علاقه به ریسک کردن دارد. همیلتون در این حین، با آکون برخورد کرد و بال جلوی لوئیس و کفی خودروی آکون آسیب دید. آکون بعد از مسابقه گفت:
من فکر میکردم که آنها فقط با یکدیگر تهاجمیرفتار میکنند ولی نمیدانستم که با من نیز اینگونه رفتار میکنند.
حال ورشتپن پیشتاز مسابقه شده بود و همیلتون در رده دوم قرار داشت
حال در دور سی و هفتم، تایرهای مکس کم کم آن قدرت خودشان را از دست داده بودند و تایرهای لوئیس وضعیت خوبی داشت. همیلتون پیچ آخر را خوب رد کرد و در اسلیپ استریم ورشتپن قرار گرفت و دی آر اس نیز برایش فعال شده بود. ورشتپن به سمت چپ دفاع کرد و همیلتون به سمت راست رفت. مکس کمیدر نقطه ترمزگیری جلوتر از لوئیس قرار داشت. ورشتپن نسبت به همیلتون دیرتر ترمزگیری کرد و دچار بیش فرمانی شد و پیچ را از دست داد. همیلتون نیز نمیتوانست بپیچد چون ورشتپن در آنجا قرار داشت اما به نظر میرسید که بتواند ولی خب نشد…
ورشتپن دوباره از پیست خارج شد و باز جلوتر از لوئیس به پیست بازگشت. مشکلی که با این پیستهای این شکلی وجود دارد و امکان چنین رفتارهایی را به یک راننده میدهد عدم وجود سنگلاخ است. اگر که این پیست سنگلاخ داشت امکان نداشت که یک راننده بتواند چنین ریسکهایی را کند و شرایط را به دست داوران بسپارد. از طرف ردبول، به ورشتپن دستور داده شد تا رده ای که به دست آورد را پس دهد و این کار را به شکلی استراتژیک انجام دهد.
حال جاییکه مکس تصمیم گرفت رده را به لوئیس همیلتون پس بدهد، نقطه حساسی بود.
مکس تصمیم گرفت طوری این کار را انجام دهد که در فاصله کمتر از یک ثانیه ای لوئیس حین عبور از خط دی آر اس باشد. حال اینجا داستان جالب میشود…مکس طبق دستوری که از طرف تیم دریافت میکند در حال کاهش سرعت بوده ولی تیم مرسدس به لوئیس همیلتون هیچ چیزی نمیگوید.
مکس که در حال کاهش سرعت است، لوئیس کمیسردرگم به نظر میرسد، لوئیس به جای اینکه قصد سبقت گرفتن از او را داشته باشد سعی میکند کاهش سرعت داشته باشد…شاید فکر میکند که جلوتر برخوردی رخ داده، پرچم زردی زده شده یا هردلیل دیگه…ولی از یک جایی به بعد فکر کنم متوجه شد که مکس قصد راه دادن دارد ولی دوست نداشت که اینجا از او سبقت بگیرد و به مکس دی آر اس بدهد.
دادهها نشان میدهند که مکس فشار ترمزش را زیاد کرد و به 2.5 جی رساند که عدد چشمگیری است. احساس میکنم که مکس از اینکه همیلتون از او عبور نمیکند خسته شده بود و به هر طریقی که بود میخواست لوئیس را مجبور کند که در اینجا از او سبقت بگیرد یا شاید هم واقعا یک تست ترمز…متاسفانه هیچوقت این مسئله را متوجه نخواهیم شد.
چند دور بعد، دوباره به ورشتپن دستور داده شد که به لوئیس اجازه عبور دهد که البته این کار را انجام داد ولی بلافاصله از لوئیس سبقت گرفت، اما این اصولا راه انجام این کار نیست و دوباره دستور داده شد که این کار را انجام دهد و درست پیش از انجام این کار به او اطلاع دادن برای واقعه اصلی 5 ثانیه جریمه دریافت کرده است. خیلی مسخره بازی بود این رفتار، درحالیکه همه اینها اتفاق داشت میافتاد، لوئیس همیلتون یکبار دیگر در پیچ آخر مکس ورشتپن را به سمت بیرون از پیست هول داد و عصبانیت خودش را نشان داد.
چیزی که در بالا ذکر شد و در مسابقه قبل رخ داد ناشی از رفتار این دو راننده نبود، این دو راننده در طول فصل وقتیکه به هم رسیدند عملکردی انتقام جویانه، فرصت طلبانههای الکی، عدم تصمیم گیری درست، رفتارهای عجولانه و ناشیانه از خودشان نشان دادند که خود جای بحث دارد ولی اگر اگر تنها ارتباطات بین فیا با رانندگان یا تیمها با رانندگان بهتر صورت میگرفت عملا نیمیاز اتفاقات بالا را مشاهده نمیکردیم. دوستی از من پرسید که بهترین راننده فصل از دید من چه کسی است که بدون شک گزینه مورد نظر من پیر گسلی و بعد لندو نوریس و جورج راسل میباشد.
