فر مارتین براندل و دیمون هیل هر دو بر این باور هستند که توتو ولف و کریستین هورنر در لحظات پایانی مسابقه ابوظبی بیش از اندازه مایکل مسی را تحت فشار قرار دادند.
مدیران تیم های فرمول یک مرسدس و ردبول هر کدام به طور پیوسته مکالمات رادیویی را با مدیر مسابقه ای داشتند که در آن سعی نموده بودند تا کاری کنند که راننده های خودشان دست برتر را پیدا کنند. براندل باور دارد که نه تنها مسی دو فصل سخت را در دوران کوید گذرانده و فشار زیادی روی قرار داشت بلکه مکالمات مختلفی که مدیران تیم های ردبول و مرسدس با او برقرار کرده بودند نیز فشار به مراتب بیشتری را روی او قرار داده بود:
تیم هایی که خودروهای لپی در اختیار داشتند همه روی خط رادیو آمده بودند و درخواست هایی را مطرح می کردند، تصور کنید که شما این همه درخواست را در یک لحظه دریافت می کنید که “آیا ما می توانیم سبقت بگیریم”؟، من نیاز به دفاع از مایکل مسی ندارم، اما پس از 17 ماه و بعد از 39 مسابقه فرمول یک که خیلی از آنها هم در مکان های جدیدی بود، او خیلی خسته و تحت فشار بود و برخی از تصمیماتش برای زودتر به نتیجه رسیدن سیستم اشتباه بود و سبب شد این دو خودرو کنار هم قرار بگیرند.
فکر می کنم که او به خاطر مکالمه رادیویی کریستین هورنر که گفته بود” تو باید این خودروها را از حالت لپ در بیاوری” تحریک شده بود. فکر می کنم که او قصد داشت کار درست را انجام دهد و در راستای انجام این کار، قانون خود فیا را شکست. اگر که مدیر مسابقه می تواند تصمیماتی فراتر از کتاب قانون بگیرد یا تغییری در قوانین ورزشی متناسب با چیزی که در نظر دارد ایجاد کند، تیم ها در چنین حالتی امکان داشتن استراتژی ندارند.
دیمون هیل نیز بیان کرد:
فکر می کنم که مکالمات رادیویی فوق العاده و کاملا آشکار کننده هستند که مایکل مسی و تصمیماتی که قصد داشت بگیرد در ثانیه در حال تغییر بودند به این خاطر که او مشتاق بود که مسابقه را با حضور خودروی ایمنی به پایان نرساند و در همان زمان مسابقه قهرمانی جهان را خراب نکند، بنابراین چیزهای زیادی برای کنترل کردن وجود داشتند. معتقدم که او تحت فشار وارده از جانب مکالمات رادیویی دو تیم تاب و مقاومتش شکست.
این چیزی است که آنها قرار است بررسی کنند و بگویند که شما نمی توانید افراد قدرتمندی به مانند توتو ولف و کریستین هورنر را داشته باشید که پیوسته در مکالمات رادیویی با مدیر مسابقه ای وقتی که در حال تلاش برای برگزاری و مدیریت آن است، غر بزنند و درخواست هایی را مطرح کنند. او چیزهای زیادی برای بررسی کردن داشت و نیاز به پشتیبان دارد. فکر می کنم که اوضاع در گذشته منصفانه تر بود، وقتیکه چارلی وایتینگ بود، هربی بلش یار و پشتیبانش بود و او رفیق و دوستش را که می توانست به وی کمک کند را در اختیار داشت.
این شکلی که مسابقه تمام شد یک بهم ریختگی بزرگ بود و سبب بجا گذاشتن چنین هرج و مرج و یک حس نارضایتی از چگونه به پایان رسیدن این قهرمانی جهان شد.