7 مقاله و انشا درباره امام حسن مجتبی (ع) مناسب برای تمامی مقاطع با مقدمه و نتیجه

دسته‌بندی: انشا
تاریخ انتشار: ۱۴۰۱ اردیبهشت ۴, یکشنبه ساعت ۱۶:۳۳۰ رأیبدون امتیاز

7 مقاله و انشا درباره امام حسن مجتبی با مقدمه و نتیجه گیری ادبی و کودکانه در این مقاله از مجله اینترنتی حرف تازه مجموعه ای از چند انشا زیبا درباره امام حسن مجتبی (ع) با مقدمه و نتیجه گیری (کودکانه و ادبی) را برای شما عزیزان آورده ایم. تا انتها با ما همراه باشید. […]\ نوشته 7 مقاله و انشا درباره امام...

۷ مقاله و انشا درباره امام حسن مجتبی با مقدمه و نتیجه گیری ادبی و کودکانه

در این مقاله از مجله اینترنتی حرف تازه مجموعه ای از چند انشا زیبا درباره امام حسن مجتبی (ع) با مقدمه و نتیجه گیری (کودکانه و ادبی) را برای شما عزیزان آورده ایم. تا انتها با ما همراه باشید.

انشا در مورد حضرت امام حسن مجتبی (ع)

اگر به دنبال انشا در مورد امام حسن مجتبی (ع)، مطلب کوتاه در مورد امام حسن مجتبی، انشا درباره زندگی امام حسن مجتبی، انشا در مورد امام حسن مجتبی مناسب تمامی مقاطع کلاس اول و کلاس دوم و کلاس سوم و کلاس چهارم تا ششم و دبیرستان، انشا در مورد امام شناسی امام حسن مجتبی با احادیث و روایات و انشا درباره ولادت امام حسن مجتبی، انشا در مورد شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام و تحقیق و انشا کودکانه درباره امام حسن مجتبی ع با متن ساده برای مدرسه را در ادامه از مجله حرف تازه دانلود کنید

مقدمه:

سلام من بر کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی علیه السلام، آقایی که در کرم و بخشش الگو و مثال زندی هستند

بدنه انشا

۱۵ رمضان سال سوم هجری، امام حسن ع اولین فرزند علی ع و فاطمه سلام الله علیها در مدینه به دنیا آمد. ایشان کریم اهل بیت معروف هستند و کنیه‌ی آن حضرت ابو محمد و مشهورترین القابش سید و سبط و تقی است.

امام حسن علیه السلام به رسول خدا ص از همه شبیه‌تر بود و هفت سال و اندى جد خود را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت به سر برد و پس از رحلت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله که با رحلت حضرت فاطمه سه ماه یا شش ماه بیشتر فاصله نداشت تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت.

حضرت علی علیه السلام قبل از شهادت، امام حسن را وصی خود تعیین کرد و پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت و خلافت رسید و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت و در این مدت معاویه که دشمن سرسخت امام على و خاندان او بود و سال‏ها به طمع خلافت جنگیده بود به عراق که مقر خلافت امام حسن علیه السلام بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد

از سوى دیگر سرداران لشکریان امام حسن را تدریجاً با پول‏هاى گزاف و نویدهاى فریبنده اغوا نمود و لشکریان را بر آن حضرت شورانید. بالاخره آن حضرت به صلح مجبور شده خلافت ظاهرى را با شرایطى به معاویه واگذار نمود. معاویه به این ترتیب خلافت اسلامى را قبضه کرد و وارد عراق شده و در سخنرانى عمومى رسمى شرایط صلح را الغاء نموده و از هر راه ممکن استفاده کرده سخت‏ترین فشار و شکنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت.

اما حسن در کمالات انسانی یادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص ) زنده بود، او و برادرش حسین در کنار آن حضرت جای داشتند، گاهی آنان را بر دوش خود سوار می کرد و می بوسید و می بویید.

از پیغمبر اکرم (ص ) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع ) می فرمود: این دو فرزند من ، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند

امام حسن (ع ) در زمان خودش عابد ترین و بی اعتنا ترین مردم به زیور دنیا بود. در سرشت و طینت امام حسن (ع ) برترین نشانه های انسانیت وجود داشت .

هر که او را می دید به دیده اش بزرگ می آمد و هر که با او آمیزش داشت بدو محبت می ورزید و هر دوست یا دشمنی که سخن یا خطبه او را می شنید، به آسانی درنگ می کرد تا او سخن خود را تمام کند و خطبه اش را به پایان برد.

امام حسن علیه السلام در تمام مدت امامت خود که ۱۰ سال طول کشید در نهایت شدت و اختناق زندگى کرد و هیچ‏گونه امنى حتى درداخل خانه خود نداشت و بالاخره در سال پنجاه هجرى به تحریک معاویه به ‏دست همسر خود مسموم و شهید شد.

در همه مدت امامت او، معاویه سعی در کشتن امام حسن (ع) داشت سرانجام معاویه سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند.

حضرت پس از مدتی درد و رنج، در روز ۲۸ ماه صفر سال ۵۰ هجری به شهادت رسید و در بقیع به خاک سپرد.

نتیجه گیری:

امامان معصوم ما بودند و به دلیل راستی و دستکاری در رفتار و گفتار خار چشم دشمنان بودند.

امام حسن مجتبی حتی در خانه خود نیز غزیب بود و همسرش با فریب دشمنان اهل بیت، همسرش را به شهادت رساند.

انشا کوتاه درباره زندگینامه امام حسن مجتبی ع

مقدمه: امام حسن ع به دلیل کرامت و بخشش به کریم اهل بیت معروف هستند.

امام حسن در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری در مدینه متولد شد.

جابر بن عبدالله درباره نامگذاری امام حسن (ع) از سوی خداوند می‌گوید: پس از ولادت، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماند.

تا اینکه جبرئیل، امین وحی، فرود آمد و گفت: «خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون علیه السلام یعنی شبّر قرار ده» رسول خدا فرمود: “زبان من عربی است و شبّر، عبری است”.

جبرئیل گفت: “شبّر در زبان عرب به معنای «حسن» است”. به این ترتیب، کودک، حسن نام گرفت.

امام حسن علیه السلام به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از همه شبیه‌تر بود. زیبایی بی‌نظیری داشت.رنگش سفید بود و اندکی متمایل به سرخ، چشمانش درشت و سیاه، و محاسنش انبوه. جثه‌ای قوی، تنومند و چهارشانه داشت. مویش مجعد (فردار) و قامتش متوسط بود.

امام حسن از آغاز بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام تا لحظه شهادت آن حضرت در مقام قوی‏ترین بازوی آن حضرت عمل کرد. در جریان بیعت، حضوری جدی داشت؛ در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان حاضر بود.

پیش از جنگ جمل هم به همراه عمّار یاسر و قیس بن سعد به کوفه رفت و با سرکوب‌کردن فتنه‌ی ابو موسی اشعری ، مردم را به جنگ با مردم بصره فرا خواند. گهگاه به جای پدر نماز جمعه بر پا داشت. در شب ضربت خوردن پدر قصد داشت همراهی‌اش کند که با منع پدر، منصرف شد. پس از ضربت‌خوردن پدر نیز تمام تلاش خود را برای بهبود و استراحت آن حضرت به کار بست و در پایان به وصایای او گوش سپرد.

حضرت علی علیه السلام قبل از شهادت، امام حسن را وصی خود تعیین کرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز قبل از آن به دو گونه این وصایت را اعلام کرده بودند؛ یکی به صورت تصریح به امامت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام پس از پدرشان، و دوم تصریح به امامت اوصیاء دوازده‌گانه‌ی خود، با ذکر اسامی آنها.

دوران کوتاه چند ماهه خلافت ظاهری امام حسن علیه السلام، پر ماجرا سپری شد. بلافاصله پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، امام حسن به مسجد آمد و در سخنانی شیوا تلویحاً مردم را به بیعت با خویش فراخواندند.

فرزندان

نام بیش از ۳۰ نفر از شاگردان و یاران آن حضرت در تاریخ ثبت شده است و فرزندان امام حسن (ع) کمترین عددی که درباره فرزندان حضرت نوشته‌اند ۷ نفر و بیشترین عدد ۲۳ نفر است. شیخ مفید ، فرزندان حضرت را ۱۵ نفر می‌داند ( هشت پسر و هفت دختر.)

نتیجه گیری:

ما باید در زندگی شخصی خود و در کار و شغل از قشری هستیم، امامان را الگوی خود قرار دهیم تا رستگار شویم.

متن ادبی کوتاه در مورد امام حسن مجتبی علیه السلام

درود خداوند بر امام بزرگواری که هنگام نماز، در پیشگاه معبود، از خوف و خشیت او بدنش می ‏لرزید و روی مبارکش زرد می‏ گشت!
سلام و درود خدا بر امام صبوری که برای نجات دین خدا، تلخی صلح با حکومت طاغوتی معاویه و کنایه و طعن منافقان را به جان خرید!
درود خداوند بر امام غریبی که در خانه خود نیز مظلوم و تنها بود!

باور کنم که این آسمان پرستاره، پیکر توست که میزبان زخم‏ های مکرر جهل و عصیان است؟ این تن توست که در طواف یکریز تیرهای کینه ‏توز، به گل نشسته؟ تنی را که در هجوم بی‏ امان بارانی توامان حسادت و نفرت تشییع می‏ شود، روزی زینت شانه ‏های پیامبر (ص) بود، روزی زینت دامان فاطمه علیه‌السلام بود.
این پیکری که در احاطه شعله‏ های تنگ‏ نظر در نهایت بی‏ رحمی و قساوت پرپر می‏ شود، پیکر آقای جوانان اهل بهشت است.
روزگار غربتت را پایانی نیست.
روزگاری در شبیخون خیانت‏ ها و توطئه ‏ها، تن به صلحی سبز می‏ دهی ـ به اجبارـ تا دین بماند و روزگاری دیگر، در حریم خانه خود، آشنایی بیگانه از پشت به تو خنجر می ‏زند.
تو حتی در خانه خویش هم غریبی. همسرت، روشنان حضور آسمانی ‏ات را تاب نیاورد؛ زنی که لایق سایبان مهربانی ‏ات نبود، زنی که به رسم آشنایی زهر بی‏ وفایی به کامت ریخت.
داستان غربت تو هنوز ادامه دارد. از کوچه ‏های بنی‏ هاشم، از کبودی صورت مادر تا امروز، در تشییع مظلومانه پیکرت، در هجوم تیرهای نفرت و کینه!
چشم ‏های تنگ‏ نظر، تاب نیاوردند بزرگی ‏ات را؛ دیدند و خود را به کوری زدند!
حق ‏ناشناسان فتنه‏ جو که عمری بر گرد خوان کرامتت میهمان بودند، امروز، به تقاص آن همه خوبی و مهربانی، گرد هم آمدند تا پیکرت را تیرباران کنند؛ در برابر دیدگان فاطمی حسین علیه‏ السلام و صبوری حیدری عباس! گرد هم آمدند تا شعله شعله داغ بگذارند بر دل خونین زینب علیه‌السلام .
یا کریم اهل بیت! اینک من آمده ‏ام، تا شریک غربتت باشم.
آمدم تا زائر مزار بی ‏چراغت باشم، تا بر سفره کرامتت، میهمان شوم حالا این من و این وسعت بی‏ حد و مرز کرامت تو یا کریم اهل بیت!

انشا درباره فضائل امام حسن مجتبی

سیرت و فضائل و مناقب امام حسن مجتبی ع بسیار است و شمارش مناقب هیچ‌یک از اهل بیت عصمت علیهم السلام ممکن نیست. در زیارت جامعه خطاب به آنان می‌گوییم: « سروران من! ستایش شما را شماره نتوانم کرد و به آنچه در شأن شماست نتوانم رسید و به اندازه و قدرتان وصف نتوانم گفت.»
امام حسن علیه السلام نه تنها از این خطاب مستثنی نیست بلکه به خصائصی از قبیل« سبط اکبر» بودن نیز برخوردار است. حلم بی‌‌پایان، علم فراوان، جود و عبادت، زهد و بلاغت، تواضع و شجاعت آن حضرت، نه دوست بلکه دشمن را به اعتراف و اعجاب واداشته است؛ و فضیلت و افتخار، آن است که دشمن به آن گواهی دهد.

تعالی شخصیت معنوی انسان، از والاترین و مقدس ترین اهداف پیشوایان دین بوده است. آنان با تحمل مشقت های بسیار در این مسیر، تمامی همّ خویش را بر آن گذاشتند تا اخلاق نیک را با شیوه های رفتاری و گفتاری خویش به آدمی بیاموزند واو را از زشتی ها به دور داشته، متوجه حقیقت والای انسانی و ارزش گسترش کنند.

در این میان نقش برجسته امام مجتبی(ع) بسیار چشم گیر جلوه می نماید. از این رو، برآن شدیم که با تأملی کوتاه در رفتارهای اجتماعی امام مجتبی(ع) دریچه ای به بی کران سجایای اخلاقی آن امام همام بگشاییم.

امام بسیار با گذشت و فداکار بودند و از ظلم و ستم دیگران چشم پوشی می‌کردند. بارها پیش می آمد که واکنش حضرت به رفتار ناشایست دیگران، سبب تغییر رویه فرد خطاکار می شد.

امام همواره در پذیرایی از میهمان تلاش جدی می کردند. گاه از اشخاصی پذیرایی می کردند که حتی آنان را نمی شناختند. بویژه، به پذیرایی از بینوایان علاقه زیادی داشتند. آنان را به خانه خود می بردند و به گرمی پذیرایی می کردند و به آن ها لباس و مال می بخشیدند.

از سخت ترین دوران زندگانی با برکت امام مجتبی (علیه السلام)، دوران پس از صلح با معاویه بود. ایشان سختی این سال های ستم را با بردباری وصف ناشدنی سپری می کردند.

در این سال ها، ایشان از غریبه و آشنا سخنان زشت و گزنده می شنیدند و زخم خدنگ بی وفایی می خوردند. بسیاری از دوستان به ایشان پشت کرده بودند. روزگار، برایشان به سختی می گذشت. ناروا گفتن به علی (علیه السلام)، شیوه سخن رانان شهر شده بود. هرگاه امام را می دیدند می گفتند: «السّلامُ عَلَیک یا مُذِلَّ المُومنین؛ سلام بر تو ای خوارکننده مؤمنان».

مهربانی و مهرورزی، بخشندگی و برآوردن نیازهای دیگران، فروتنی، شجاعت، همنشینی با قرآن و از این قبیل ویژگی های برجسته اخلاقی در شخصیت امام حسن (ع) موج می زند.

تحقیق درباره امام حسن مجتبی

امام حسن بن علی بن ابی طالب(ع)، دومین امام شیعیان که ۱۰ سال امامت مسلمانان را بر عهده داشت.

حسن بن علی نخستین فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر (ص) است.

ایشان هفت سال از عمر خود را با پیامبر (ص) همراه بودند و در بیعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور داشت.

حسن بن علی دومین امام شیعیان است. او بعد از شهادت امام علی (ع) در ۲۱ رمضان سال ۴۰ق، به امامت رسید و به مدت ۱۰ سال این مقام را بر عهده داشت.

تاریخ ولادت ولادت امام حسن، ۱۵ رمضان سال سوم هجری در مدینه است و پیامبر در گوش او اذان گفت و در هفتمین روز ولادتش، گوسفندی را برای او عقیقه کرد.

امام مجتبی در دوره پنج ساله خلافت امیرالمومنین (ع) در همه مراحل در کنار پدر حضور داشت و از ۲۱ رمضان سال ۴۰ق به مدت ۶ الی ۸ ماه خلیفه مسلمانان بود. خلافت او با بیعت مردم عراق و همراهی سایر سرزمین‌های اطراف آغاز شد.

اهالی شام به رهبری معاویه با این خلافت مخالفت کردند. معاویه با همراهی سپاهیانی از شام به جنگ اهل عراق آمد. این جنگ در نهایت به صلح و واگذاری خلافت به معاویه، نخستین خلیفه اموی انجامید.

مهمترین رویداد سیاسی در زندگی امام حسن (ع)، جنگ با معاویه است که به صلح انجامید. همزمان با بیعت مردم عراق با حسن بن علی، و تایید ضمنی آن از سوی مردم حجاز و یمن و فارس، اهالی شام با معاویه بیعت کردند

او که از زمان مرگ عثمان خود را برای خلافت، آماده کرده بود با لشکری به سوی عراق حرکت کرد.

امام حسن (ع) پس از صلح با معاویه، علی رغم درخواست عده‌ای از شیعیانش برای ماندن در کوفه، به مدینه بازگشت و تا پایان عمر همان‌جا ماند و تنها سفرهایی به مکه و شام داشته است.

امام حسن مجتبی علیه السلام در ۲۸ صفر سال پنجاه هجری در سن ۴۷ سالگی به دستور معاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد

و بر اثر همان زهر به شهادت رسید و در قبرستان بقیع (واقع در مدینه) به خاک سپرده شد.

در این سال ها، ایشان از غریبه و آشنا سخنان زشت و گزنده می شنیدند و زخم خدنگ بی وفایی می خوردند. بسیاری از دوستان به ایشان پشت کرده بودند. روزگار، برایشان به سختی می گذشت. ناروا گفتن به علی (علیه السلام)، شیوه سخن رانان شهر شده بود. هرگاه امام را می دیدند می گفتند: «السّلامُ عَلَیک یا مُذِلَّ المُومنین؛ سلام بر تو ای خوارکننده مؤمنان».

در حضور ایشان، زبان به هتک حرمت علی (علیه السلام) می‌گشودند و امام با بردباری و مظلومیت بسیار هتاکی ها و دشنام‌ها را تحمل می کردند.

مهربانی و مهرورزی، بخشندگی و برآوردن نیازهای دیگران، فروتنی، شجاعت، همنشینی با قرآن و از این قبیل ویژگی های برجسته اخلاقی در شخصیت امام حسن (ع) موج می زند.

انشا درباره شهادت امام حسن مجتبی

امام حسن (ع ) فرزند امیر مؤمنان علی بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان فاطمه زهرا دختر پیامبر خدا (ص ) است . امام حسن (ع ) در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه تولد یافت . پیامبر اکرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصی داشت و بارها می فرمود که حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن علی به سایر فرزندان خود می فرمود : ” شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.

امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پیکر و بزرگواری به رسول اکرم (ص ) بسیار مانند بود. وصف کنندگان آن حضرت او را چنین توصیف کرده اند: دارای رخساری سفید آمیخته به اندکی سرخی ، چشمانی سیاه ، گونه ای هموار، محاسنی انبوه ، گیسوانی مجعد و پر، گردنی سیمگون ، اندامی متناسب ، شانه یی عریض ، استخوانی درشت ، میانی باریک ، قدی میانه ، نه چندان بلند و نه چندان کوتاه . سیمایی نمکین و چهره ای در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها. ابن سعد گفته است که حسن و حسین به ریگ سیاه ، خضاب می کردند

تلاش موفق امام حسن برای به‌کرسی نشاندن اهداف صلح باعث شد که معاویه طرح قتل حضرت را پیگیری کند تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، جامه‌ی عمل بپوشاند. به این ترتیب سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند.

حضرت پس از مدتی درد و رنج، در روز ۲۸ ماه صفر سال ۵۰ هجری به لقاء الله شتافتند. برادرشان امام حسین علیه السلام، پیکر ایشان را پس از تغسیل و نماز برای دفن به سوی مسجد و روضه پیامبر بردند ولی سرانجام بر اثر ممانعت بنی‌امیه در بقیع به خاک سپردند.

احادیث امام حسن (ع)

*بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینی حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیاری را بشنوی.

*از حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) پرسیده شد که زهد چیست؟ فرمودند: رغبت به تقوا و بیرغبتی در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمودند: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستی چیست؟ فرمودند: برطرف نمودن زشتی به وسیله خوبی.

*هیچ قومی با همدیگر مشورت نکنند، مگر آن که به رشد و کمالشان هدایت شوند.

* هر که پیوسته به مسجد رود به یکی از این هشت فایده می رسد:۱ ـ نشانه ای استوار (فهم آیات الهی)،۲ ـ دوستی قابل استفاده،۳ ـ دانشی تازه،۴ ـ رحمتی مورد انتظار،۵ ـ سخنی که به راه راستش کشد،۶ ـ یا سخنی که او را از پستی برهاند،۷ ـ و ترک گناهان به خاطر شرم از خدا،۸ ـ یا ترک گناهان به خاطر خوف از خدا.

* هلاکت و نابودی مردم در سه چیز است:کبر، حرص، حسد.

تکبّر که به سبب آن دین از بین می رود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.

حرص که دشمن جان آدمی است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.

حسد که سررشته بدی است و به واسطه آن قابیل، هابیل را کشت.

* شما را به پرهیزگاری و ترس از خدا و ادامه تفکّر و اندیشه سفارش می کنم، زیرا که تفکّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...