
پدرش هاوارد بافت تاجر و سیاستمدار بود. وارن بافت دومین فرزند از سه فرزند و تنها فرزند پسر خانواده است. وارن بافت در کودکی در زمینه ی پول و تجارت استعداد شگفت انگیزی از خود نشان داد. سوابق و توانایی هایش در محاسبه ی دقیق اعداد در ذهن خود، هنوز هم همکاران تجاری اش را متحیر می کند. در ۶ سالگی، شش جعبه ی کوکا کولا به قیمت ۲۵ سنت از مغازه ی پدر بزرگش خرید و هر بطری را به ازای یک سکه ی پنج سنتی فروخت، در حالی که کودکان هم سن و سال او بر روی چمن لی لی و بولینگ بازی می کردند. وارن بافت تحصیلات خود را در دبستان رز هیل در اوماها آغاز کرد.
زندگی نامه وارن بافت
در سال 1942 پدرش در انتخابات کنگره آمریکا انتخاب شد و به همین منظور وارن بافت به همراه خانواده به واشنگتن دی سی نقل مکان کردند و وی دوران راهنمایی خود را در مدرسه آلیس دیل گذراند. در سال 1947 در 17 سالگی از دبیرستان وودرو ویلسون در واشنگتن D.C فارغ التحصیل شد. در دوران دانش آموزی اش 500 دلار روزنامه توزیع کرد. ( این مقدار در حال حاضر معادل ده ها هزار دلار است)
وارن بافت با رفتن به درب خانه ها و فروش آدامس، نوشابه کوکا کولا و مجلات هفتگی شروع به کار کرد و برای مدتی نیز در مغازه پدربزرگش مشغول بود. در 11 سالگی سه سهم شرکت citesservice را به قیمت هر سهم 38 دلار، برای خود و خواهر بزرگش به نام دوریز خرید. در مدت کوتاهی بعد از خرید سهام، قیمت هر سهم به 27 دلار کاهش یافت. وارن بافت ترسیده بود اما هیچ اقدامی نکرد تا اینکه هر سهم به 40 دلار رسید ، وارن بافت خیلی سریع آنها را فروخت و بعد خیلی زود از این کار پشیمان شد، چون سهام citesservice پس از مدت کوتاهی به 200 دلار رسید.
این تجربه درس بزرگی به او داد، اینکه یکی از اصول مهم سرمایه گذاری، صبر و شکیبایی است.
وارن بافت در سال ۱۹۴۳ ، به اداره مالیات به دلیل گرفتن مالیات ۳۵ دلاری برای دوچرخه اش، اعتراض کرد و سرانجام موفق شد مالیات ۳۵ دلاری دوچرخه اش را حذف کند. پدرش تمایل زیادی داشت تا وارن بافت برای ادامه تحصیل به دانشکده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه پنسیلوانیا برود. اما وارن بافت دو سال به دانشگاه نرفت و عقیده داشت بیشتر از استادها می داند! وقتی پدرش در مبارزات مجلس شکست خورد، وارن بافت به خانه شان در اوماها برگشت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه نبراسکا رفت. با وجود کار تمام وقت، تنها در مدت سه سال موفق شد دوره لیسانس را در این دانشگاه بگذراند و فارغ التحصیل شود.
وارن بافت در سال ۱۹۵۱ می خواست وارد دانشکده علوم اداری و بازرگانی شود، ولی دانشگاه به دلیل سن کم وارن بافت او را نپذیرفت و او مجبور شد برای دوره فوق لیسانس رشته اقتصاد، به دانشگاه کلمبیا برود. وارن بافت از دو استاد شناخته شده در تحلیل اوراق بهادار، بنجامین(بن) گراهام و دیوید داد استفاده برد.
بن گراهام در طول دهه ی 1920 به دلیل داشتن تفکرات نو در زمینه بازار سهام، خیلی زود به عنوان یک سرمایه گذار و تحلیل گر بزرگ معروف شد. او به دلیل بی خطر بودن سهام های ارزان، به دنبال آنها بود. وارن بافت در طول تحصیلاتش در کلمبیا، تنها دانشجویی بود که در کلاس درس بن گراهام نمره A + گرفت. بعد از دوره ی فارغ التحصیلی هم تصمیم گرفت تا برای گراهام بطور رایگان کار کند، ولی بن نپذیرفت. او بعد از رد شدن پیشنهاد کار توسط گراهام، در وال استریت به عنوان دلال سهام مشغول به کار شد. او با استفاده از در آمد کم این دوران، پمپ بنزین سینکلایر را خرید، اما چنان که انتظار می رفت، پمپ بنزین بازدهی نداشت. بافت به خانه اش در اوماها برگشت و در بنگاه پدرش مشغول به کار شد.
از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴ در شرکت بافت فالک به عنوان فروشنده سرمایه گذار شروع به کار کرد. از سال ۱۹۵۴ تا ۵۶ به عنوان تحلیلگر اوراق بهادار در شرکت گراهام نیومن به کار پرداخت. از ۱۹۵۶ تا ۶۹ به عنوان شریک عمومی با شرکت بافت همکاری داشت.
وارن بافت در زادگاهش با دختری به نام سوزان تامپسون آشنا شد. این دو در آوریل ۱۹۵۲ با هم ازدواج کردند. آنها یک آپارتمان سه خوابه ی مخروبه و پر از موش را به مبلغ ماهیانه ۶۵ دلار اجاره کردند.
در سال ۱۹۵۳ فرزند اولشان ، به نام سوزی متولد شد. برای صرفه جویی از یک کشوی خراب لباس برای او تخت درست کردند.
در آن سالها سرمایه گذاری وارن بافت به ایستگاه Texaco و چند مشاور املاک محدود بود که البته هیچکدام برایش موفقیتی کسب نکرد. در این دوران برای کسب درآمد، در دانشگاه اوماها شروع به تدریس کرد. او قبل از شروع تدریس، برای غلبه بر ترس حرف زدن در جمع و مکان های عمومی، یک دوره آموزش با دیل کارنگی گذراند. بافت در دانشگاه برای دانشجویانی که میانگین سنی آنها دو برابر سن خودش بود، اصول سرمایه گذاری را تدریس می کرد.
در سال ۱۹۵۴ بن گراهام ، استاد دانشگاه وارن بافت و سرمایه گذار مشهور، از او دعوت کرد تا با حقوق سالانه ۱۲۰۰۰ دلار برایش کار کند. سرانجام وارن بافت بعد از مدتها انتظار به آنچه می خواست رسید. بافت و همسرش در حومه ی شهر نیویورک خانه ای اجاره کردند . بافت روزها به تجزیه و تحلیل گزارشات و تحقیق در زمینه های موفقیت در سرمایه گذاری می پرداخت. در طول این دوران تفاوت هایی بین روند کار گراهام و بافت آشکار شد. وارن بافت می خواست بداند که چگونه یک شرکت در بین رقبا به برتری دست می یابد و بن به دنبال اعداد و ارقام بود. همچنین وارن مدیریت شرکت را عاملی مهم در سرمایه گذاری می دانست، اما گراهام صرفا به تراز نامه و صورت در آمد و سود و زیان شرکت اهمیت می داد و به نوع رهبری و مدیریت شرکت کمتر توجه می کرد. بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۶ وارن بافت سرمایه ی شخصی خود را از ۹/۸۰۰ دلار به ۱۴۰/۰۰۰ دلار رساند.
در سال ۱۹۵۴ دومین فرزند وارن بافت به نام هاوارد گراهام به دنیا آمد. وارن بافت نام فرزندش را از نام پدر خود، هاوارد بافت، همچنین بنجامین گراهام استاد مورد علاقهاش، انتخاب نمود. هاوارد گراهام بافت به عنوان مدیر ارشد اجرایی در شرکت های برکشایر هاتاوی، شرکت کوکاکولا و آرچر دانیلز میدلند فعالیت می نماید. ولی فعالیت اصلی اش در زمینه کشاورزی است، که مالک مزرعهای ۱٫۶ کیلومتر مربعی در تکاماه، نبراسکا می باشد.
وارن بافت در سال ۱۹۵۶ با داشتن تجربه ای مناسب و همچنین تجارب ارزنده ی گراهام و با تمام سرمایه ی خود به اوماها برگشت و مؤسسه ی سرمایه گذاری بافت را تأسیس کرد.
در اوایل می 1956 با خواهرش دوریز و عمه آلیس به سرمایه ای به ارزش 105000 دلار شریک شد. او 100 هزار دلار در Buffet Association Ltd سرمایه گذاری کرد. قبل از پایان سال سرمایه وی به 300/000 دلار رسید و یک خانه ی گچکاری شده با 5 اتاق خواب به قیمت 31500 دلار در خیابان فارنام خریداری کرد که آن را حماقت بافت نامید. در همان سال سومین فرزند او به نام پیتر به دنیا آمد . بافت جلساتش را با شرکای خود در آن خانه برگزار می کرد. در آن هنگام زندگی او شکل دیگری گرفت. بافت سه فرزند، یک زن زیبا و تجارت خیلی موفقی داشت. در سال 1957 مالک سه شرکت شد. در سال 1958 موسسه ی سرمایه گذاری بافت صاحب 7 شرکت شد.
در ۱۹۶۲ به یک میلیونر تبدیل شد، زیرا سرمایه شرکتش به ۷ میلیون رسیده بود که از این مقدار یک میلیون آن به بافت میرسید.
تأسیس شرکت برکشایر هاتاوی
وارن بافت تمامی شرکت ها را در یک شرکت منسوجات به نام برکشایر هاتاوی تلفیق کرد. در ژانویه ۱۹۶۶سرمایه شرکت بافت به ارزش ۷/۱۷۸/۵۰۰ دلار بود که بیش از ۱/۲۵۰/۰۰۰ دلار متعلق به آقای وارن بافت بود. در سال ۱۹۶۶ شرکای بافت، سهام برکشایر هاتاوی را به ارزش هر سهم ۱۴/۸۶ دلار خریدند. وارن بافت در اواخر سال ۱۹۶۶، پذیرش سهامدار جدید را در شرکت ممنوع کرد.
وارن بافت در سال ۱۹۶۷ برای برکشایر هاتاوی یک فروشگاه خرده فروشی خصوصی در بالتیمور خرید که مسئولیت ریاست هیات مدیره آنرا برعهده گرفت. برکشایر در سال ۱۹۶۷ به ازای هر سهم، ۱۰ سنت سود داد. وارن بافت در سال ۱۹۷۰ برای اولین بار رئیس برکشایر هاتاوی شد و نامه ای به سهامداران نوشت. بعد از چندین سرمایه گذاری دارایی خالص او افزایش پیدا کرد. در فاصله ی سال های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ ارزش هر سهم برکشایر، از ۲۰ دلار به ۹۵ دلار رسید. در طول این دوره وارن بافت که صاحب ۲۹ درصد از سهام برکشایر بود، توانست ۱۴ درصد دیگر از سهام شرکت را بخرد و سهام او و همسرش که ۳ درصد از سهام را داشت به ۴۶ درصد رسید.
وارن بافت شرکت برکشایر هاتاوی را توسعه داد و همچنین در صنایع مختلف سرمایه گذاری کرد. در سال 1979 با دارایی 140 میلیون دلار برکشایر در ABC سهام خرید. هر سهم به قیمت 290 دلار بود. برکشایر پس از مدت کوتاهی، فروش سهام در ABC را با قیمت هر سهم 775 دلار شروع کرد و با 1.310 دلار پایان داد. ثروت خالص بافت، به 620 میلیون دلار رسید و برای اولین بار، نام وارن بافت در مجله فوربس به عنوان یکی از 400 ثروتمند دنیا معرفی شد.
خرید شرکت See's candies
وارن بافت در دهه 1970 فرصت پیدا کرد تا شرکتی به نام see's candies به مبلغ 25 میلیون دلار بخرد. این خرید بزرگترین سرمایه گذاری برکشایر هاتاوی بود.
خرید سهام شرکت واشنگتن پست
در سال ۱۹۷۳ سهام شرکت واشنگتن پست را خرید. این کار وارن بافت سبب شد تا کاترین گراهام سرپرست روزنامه و نشریات شرکت و همچنین عضو هیئت مدیره شود. در سال ۱۹۷۹ نیز سعی در به دست آوردن سهام ای بی سی نمود.
وارن بافت به زمان خرید هم توجه دارد. او نمی خواهد در کارهایی که ارزش مشخصی ندارند، سرمایه گذاری کند. وارن بافت منتظر کسادی و اصلاح بازار می ماند تا کالاهای مطمئن و همچنین سهام شرکت های مطمئن را با قیمت منطقی(پایین) خریداری کند، زیرا کسادی و رکود بازار سهام، فرصت خرید ایجاد می کند.
هر گاه در بازار، احتکار رایج باشد، بافت محافظه کار می شود و هرگاه سایرین نگران سرمایه ی خود باشند، وارن بافت پر تکاپو می شود. این استراتژی دوگانه و متضاد، سبب شده تا شرکت بافت به پیشرفت جهانی برسد و خسارت مهم قابل توجهی به این شرکت وارد نشود. البته انتقادهایی نیز وجود دارد که شرکت در طول این دوران فرصت های خوبی را از دست داده است. وارن بافت معتقد است که سرمایه گذار در خرید سهام باید به گونه ای آن شرکت را مورد بررسی قرار دهد که گویی می خواهد تمامی شرکت را بخرد.
وارن بافت خود می گوید که در سال ۲۰۰۶، تنها ۱۸ درصد از درآمدش را صرف پرداخت مالیات کرده است در حالیکه کارمندان او با وجود درآمد کمتر ۳۲ درصد، مالیات پرداخت کردند. بافت همیشه سیستم و روند خود را تحسین می کند که سبب شده تا او به نسبت کمتر از یک منشی مالیات پرداخت کند. وارن بافت بر این باور است که دلار آمریکا، در یک دوره ی طولانی مدت بی ارزش می شود. او عقیده دارد که روند رو به افزایش رکود و کمبود معامله در آمریکا ، هشداری است به این معنا که دارایی ها و دلار آمریکا بی ارزش می شود، در نتیجه ی این عمل بخش بزرگی از دارایی های ایالات متحده در دستان خارجی ها قرار می گیرد. این موضوع او را وادار کرد تا برای نخستین بار در سال ۲۰۰۲ وارد بازار پول خارجی شود. بافت نسبت به دلار بدبین است. او می گوید که در جستجوی شرکت هایی است که درآمد خویش را از خارج ایالات متحده بدست می آورند. بافت در شرکت پتروچین سرمایه گذاری کرد و در وب سایت برکشایر هاتاوی موضوع را مورد بحث قرار داد که چرا بر خلاف بحث های موجود درباره ی این شرکت، از آن چشم پوشی نمی کند و سرمایه های کلانی در زمینه های مختلف از جمله بیمه، تولید انرژی، بازار قالی، جواهرات و مبلمان دارد. از جمله شرکت های معروفی که بافت از سهامداران آن است علاوه بر کوکا کولا، آمریکن اسپرس و ژیلت می باشد. به دلیل ترکیب نظرات شوخی و جدی بافت در زمینه تجارت سخنان او معروف هستند.
