مسیر توسعه و پیشرفت ایران از خیابان آموزش و پرورش میگذرد
رضامراد صحرایی ضمن گرامیداشت سالروز درگذشت مهدی آذریزدی درباره نقش مدرسه در پیشرفت ایران گفت: مسیر توسعه و پیشرفت ایران از خیابان آموزش و پرورش میگذرد. هر دولتمندی که بخواهد ایران را عزیز، قوی و در صدر ببیند، باید آموزش و پرورش را در صدر بیاورد. آموزش و پرورش متشکل از عناصر و مؤلفههای مختلف است که مهمترین آن، معلمان و مؤلفان و آثاری است که تولید میکنند.
وی درباره اولویت اول در مدرسه گفت: اولویت اول در آموزش و پرورش این است که اگر رفتار ذهنی و سیاستی به رفتار عملی و اجرایی و عملیاتی تبدیل شود، ایران ظرفیت فوقالعادهای برای فتح قلههای علمی دارد. به عنوان یک معلم که سابقه ۳۲ سال فعالیت در حوزه فرهنگی را دارم، در گفتوگوهایی که داشتم به این نتیجه رسیدم که مهمترین ساختار و سازمان پیشرفت کشور، مدرسه است. ما از مدرسه غفلت کردیم. فراموش کردیم که این معلمان و مدیران مدرسه هستند که آینده کشور را میسازند. هر کاری را که برای تبلور شدن، ارتقا و دستِ باز بودن آنها برای فعالیتهای تربیتی انجام میدهیم، برای آینده انجام دادهایم.
صحرایی ادامه داد: بنابراین وقتی از آینده حرف میزنیم حتما باید مرکز ثقل گفتوگوی ما آموزش و پرورش و معلمانش باشد. معلم، روح آموزش و پرورش است. با داشتن معلم خوب هیچ محدودیتی مانع پیشرفت نیست؛ اما از طرف دیگر همه امکانات در صورت نداشتن معلم خوب، به هیچ پیشرفتی منتهی نمیشوند. مدرسه، کلیدواژهای است که در مدتی که خدمت میکنم، مادام به آن تأکید دارم؛ یعنی همه ساختارها و سازمانهای وزارت آموزش و پرورش باید حول مدرسه بازسازماندهی شوند. آموزش و پرورش دستگاه بزرگی است.
رابطه خوب دستگاههای تعلیم و تربیت با هم، باعث ایجاد رابطه بین مدرسهها هم میشود
وزیر آموزش و پرورش بیان کرد: هیچ کدام از دستگاههای کشور به اندازه آموزش و پرورش بزرگ نیست؛ چون موارد بزرگی دارد؛ اما یک اشکال بزرگ نیز در این ساختار وجود دارد و آن هم این است که مرکز ثقل آن یعنی مدرسه، کمرنگ شده است. تمام دستگاههای حول آموزش و پرورش باید خودشان را حول مدرسه بازتعریف کنند و برای تقویت مدرسه کوشش کنند.
صحرایی درباره تعداد مدارس در کل کشور صحبت کرد: در مجموع بیش از ۱۱۵ هزار مدرسه داریم یعنی ۱۱۵ هزار نقطه؛ اگر اینها به هم وصل شوند، شبکهای میسازند که پیشرفت، پیامد طبیعی این رابطه است. رابطه مدرسهها با همدیگر وقتی اتفاق میافتد که اجزای دستگاههای تعلیم و تربیت با هم رابطه خوبی داشته باشند. رابطه تخصصی وزارت آموزش و پرورش یعنی ابتدایی و متوسطه و پرورش فرهنگی و در کنار سازمانهای تخصصی وزارت آموزش و پرورش یعنی دانشگاههای تربیت معلم، سازمان نوسازی، سازمان مدارس غیردولتی، سازمان کودکان استثنایی و نهضت.

وی ادامه داد: در کنار این ظرفیت عظیمی که در کنار کانون در دست ما است، اگر اینها خودشان به هم وصل شوند، مدرسهها هم به هم وصل میشوند. شبکهشدن مدرسهها مستلزم شبکهشدن ساختار ستادی ما است که فرآیند تعلیم و تربیت ایرانی را گسترش میدهد. اگر این فرآیند در سطح کلان شکل بگیرد، مدرسهها را به هم وصل میکند. کانون یک بازیگر مستقل نیست؛ بلکه کانون بازیگری است در خدمت فرهنگ غنی و قوی مدرسه و در درون مدرسه.
وزیر آموزش و پرورش درباره نقش و تأثیر کتاب در زندگی انسانها گفت: اینجا جمع کسانی است که با کتاب زندگی میکنند. آرامش ما وقتی است که با کتابها هستیم. من زمانی که کتاب میخوانم این حس را دارم که کتاب عصارهای است از یک اندیشه که در دست من قرار گرفته است؛ لذا کتاب، جزئی از زیستبوم ماست؛ اما واقعیت اینجاست که امروز کتاب تبدیل شده به کالایی که در اختیار قشر خاصی است.
کتاب که در دست مردم باشد، به همان اندازه هم ذهن آنها، فرهیخته و بالنده میشود
صحرایی ادامه داد: هر زمانیکه کتاب در دست همه مردم قرار بگیرد، به همان اندازه هم ذهن مردم، ذهن فرهیخته و بالنده میشود. وظیفه حاکمیتها این است که نگذارند که کتاب صرفا در اختیار گروه یا قشر خاصی قرار بگیرد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، به نوعی استبداد به راه میافتد. یک زمانی، فرزندان وابسته به اقشار خاص، اجازه تحصیل داشتند؛ امروز اگر کتاب در دست همه قرار نگیرد، همین اتفاق برای ما هم میافتد. ما در جمهوری اسلامی ایران و در مقام دولت وظیفه داریم که کتاب را به دست همه برسانیم؛ خصوصا این سالها که کتاب گران شده است.
وی درباره تفاوت کتاب کاغذی با نسخه الکترونیک آن گفت: واگرایی مردم نسبتبه محیط بیرون زیاد شده است؛ در اینجاست که رسالت دولت برای ترویج کتاب و کتابخوانی بیشتر میشود. با وجود گسترش فضای مجازی، باز هم همه افرادی که کتابخوان هستند، اظهار دارند که کتاب جایگزینی ندارد. دانایی ناشی از کتاب را نمیتوان از هیچ جایی کسب کرد. خواندن کتاب در فضای مجازی و به صورت الکترونیک باعث میشود تعاملی بین ما و متن و کتاب برقرار نشود. وقتی کتاب در اختیارمان است، آن را لمس میکنیم؛ ولی در حالت الکترونیک این تعامل برقرار نمیشود. دولت از گسترش دانایی و ترویج روشنایی حمایت میکند.
کانون باید روی تقویت هویت ملی و دینی دانشآموزان جداگانه برنامهریزی کند
صحرایی درباره مأموریتهای کانون بیان کرد: یکی از مهمترین مأموریتهای کانون این است که علاوه بر اینکه خودش اثر تولید میکند و از این طریق الگوسازی میکند، اثرهای خوب دیگران را بگیرد و با استفاده از ظرفیتهای عظیمی که دارد، آنها را به دست دیگران برساند. میدانید که رهبر معظم انقلاب به کانون نگاه ویژه دارند و همیشه مراقبت میکنند که کانون مسیر الگوسازی تربیتی را طی کند.
وی درباره اهدافی که کانون باید دنبال کند، گفت: کانون باید روی تقویت هویت ملی و دینی دانشآموزان جداگانه برنامهریزی کند. جهان به سمتی میرود که افراد خودشان را خیلی متعلق به یک وطن نمیدانند. آنچیزی که تحت عنوان جهانیشدن است، بیهویتشدن است. اساسا در سفرنامه، هیچ کشوری به اندازه ایران تاریخ ندارد. انسان نمیتواند بدون هویت باشد و باید برای او هویت تعریف شود. نکته دوم، امید و ایمان است. هرجایی یا در هرکسی که امید وجود داشته باشد، غیرممکنها، ممکن میشوند؛ امید به اینکه این کشور جایگاه بهتری دارد و باید بهتر شود. نکته بعدی رشد تفکر و تعقل است. کتاب هرجایی باشد باعث تفکر است.
کانون باید با کتاب و قصه نقطههای کمرنگ را پُر کند
وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: مقام معظم رهبری از کانون توقع دارند کارهای شاخصی تولید کند که دقیق، علمی، عمیق، ظریف، سریع، وسیع، همراه با شوق و عشق و علاقه، مسئولیتپذیرانه، انقلابی و همراه با همت و تلاش باشد و به نقاط سرزمینی توجه داشته باشد. کانون باید چنان حساسیتی به پیرامونش داشته باشد که هرجایی که احساس میکند، میخواهند کمرنگش کنند، سریع با کتاب و قصه آن نقطه را پُر کند.
صحرایی افزود: نکته بعدی جایگاه کانون در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. این سند شش ساحت تربیتی دارد که در هر شش ساحت، کانون میتواند نقشآفرینی کند؛ بنابراین این جایگاه، جایگاه مهمی است که باید به آن توجه کرد. کانون امسال کاری را شروع کرد که تا به حال ندیده بودم و آن هم طرحی با عنوان «کانون مدرسه» بود. همانطور که قبلا هم گفتم، نیازی ضروری و فوری برای نظام تعلیم و تربیت وجود دارد؛ این است که تمام اجزای آن با هم کار کنند؛ یعنی نزدیکترین همکار کانون، معاونت پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش است و در کنار آن دانشگاه تربیت معلم. این طرح با ۲۰ هزار مدرسه شروع شد.
کانون نخ تسبیح شود و تمام نویسندگان و ناشران را با امید، ایمان، هویت ملی و دینی به هم وصل کند
وی در انتها عنوان کرد: آرزوی من این است که قصهگوهای کانون کاری کنند معلمان ما قصه بگویند؛ چرا که باید بچههای این سرزمین قصه داشته باشند. زمانیکه بچهها قصه داشته باشند، آینده و هویت پیدا میکنند. نکتهای که از کانون تقاضا دارم در آن ورود کند- البته مأموریت کانون نیست اما در حوزه توانایی کانون است- این است که سواد خواندن بچهها را تقویت کند. ورود کانون در تولید کتابهایی که سواد خواندن را افزایش میدهند، ضروری است. امیدوارم کانون نخ تسبیح شود و تمام نویسندگان و ناشران را با امید، ایمان، هویت ملی و دینی به هم وصل کند.
