«ابونصر فارابی» فیلسوف، دانشمند، منجم و ریاضیدان قرن سوم و چهارم و بزرگترین شارح فلسفه ارسطو، نقشی موثر در رواج فلسفه در جهان اسلام داشت. نام کامل وی «ابونصر محمد بن محمد فارابی» است که در حدود 260 هجری در فاراب خراسان متولد و در سن 80 سالگی درگذشت.
فارابی که بود؟
ابونصر فارابی معروف به «معلم ثانی» و «موسس فلسفه اسلامی» بهعلت برخورداری از جایگاهی رفیع در علم فلسفه، توسط بسیاری از تذکرهنویسان بزرگترین فیلسوف مسلمان لقب گرفت. ابویوسف کندی، نخستین فیلسوف مسلمان و عرب بود که پیش از فارابی میزیست؛ اما عمق و گسترش فلسفه فارابی او را برتر از کندی کرد. فارابی با هوش سرشار و تلاش مستمر خود فیلسوف بزرگ زمانه شد و شاگردان بسیاری اطراف او جمع شدند تا از علم فارابی بهرهمند شوند. تاثیر او بر تفکر اندیشمندان بعد از خود به حدی شگرف بود که او را زمینهساز شکوفایی تمدن اسلامی دانستند.
ابونصر فارابی در جوانی برای تحصیل به بغداد رفت و نزد متی بن یونس به فراگرفتن منطق و فلسفه پرداخت. سپس به حران سفر کرد و به شاگردی یوحنا بن حیلان درآمد. از آغاز کار، هوش سرشار و علم آموزی وی سبب شد که همه موضوعاتی را که تدریس میشد، به خوبی فرا گیرد. به زودی نام او به عنوان فیلسوف و دانشمند شهرت یافت و چون به بغداد بازگشت، گروهی از شاگردان، گرد او فراهم آمدند که یحیی بن عدی فیلسوف مسیحی یکی از آنان بود.
ابونصر در سال 330 هجری قمری به دمشق رفت و به سیف الدوله حمدانی حاکم حلب پیوست و در زمره علمای دربار او درآمد. فارابی در سال 338 هجری قمری در سن هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت.
مورخان اسلامی معتقدند که فارابی فردی زاهد پیشه و عزلت گزین و اهل تامل بود. اعراض او از امور دنیوی به حدی بود که با آن که سیف الدوله برایش از بیتالمال حقوق بسیار تعیین کرده بود، به چهار درهم در روز قناعت میورزید.
فارابی در انواع علوم بیهمتا بود. چنانکه درباره هر علمی از علوم زمان خویش، کتاب نوشت و از کتابهای وی، معلوم میشود که در علوم زبان و ریاضیات و کیمیا و هیات و علوم نظامی و موسیقی و طبیعیات و الهیات و علوم مدنی و فقه و منطق دارای مهارت بسیار بوده است.
درست است که کندی نخستین فیلسوف اسلامی است که راه را برای دیگران پس از خود گشود؛ اما او نتوانست مکتب فلسفی تاسیس کرده و میان مسائلی که مورد بحث قرار داده است، وحدتی ایجاد کند. در صورتی که فارابی توانست مکتبی کامل را بنیان نهد.
ابن سینا او را استاد خود میشمرد و ابن رشد و دیگر حکمای اسلام و عرب، برایش احترام بالایی قائل بودند. در سنت فلسفه اسلامی، فارابی را بعد از ارسطو که ملقب به معلم اول بود، معلم ثانی لقب داده اند.
القاب فارابی
فارابی به القاب مختلفی شهرت یافت؛ اما مهمترین و اصلیترین لقب او، «معلم ثانی» بود. در جهان فلسفه، ارسطو را معلم اول و به تبع آن، فارابی را معلم ثانی نام گذاشتند. لقب «موسس فلسفه اسلامی» را نیز به این علت به او دادند برای اولین بار فلسفه را بهطور جدی وارد دنیای اسلام کرد،؛ همچنین «انتقالدهنده منطق صوری یونان به جهان اسلام» از دیگر عناوینی به شمار میرود که در تاریخ اندیشه اسلامی برای فارابی در نظر گرفتهاند.
زندگینامه فارابی
ابونصر محمد فارابی در ولایت خراسان در روستایی به نام وسیج در نزدیکی فاراب یا فاریاب در نزدیکی رود سیحون متولد شد. بهعلت نزدیکی وسیج به فاراب، این فیلسوف بزرگ در زمان حیات خود به فارابی شهرت یافت. تاریخ تولد او را بین سالهای ۲۵۷ تا ۲۵۹ هجری قمری ذکر کردهاند؛ اما از جزئیات زندگی و تحصیل او در جوانی گزارش مستندی وجود ندارد؛ تنها مشخص است که پدر و پدربزرگ او از نظامیانی بلندمرتبه در دولت سامانیان بودند.
به نظر میرسد فارابی تحصیلات اولیه خود را در فاراب به پایان رسانده و مدتی نیز به شغل قضاوت مشغول بوده است. برخی پژوهشگران معاصر، آغاز مطالعات علمی او را از شهر مرو میدانند؛ مرو در آن زمان مرکز درس و بحث فلسفی بود و اساتید مشهوری در آن تدریس میکردند. فاصله کم بین شهر مرو و محل سکونت فارابی حضور او را در شهر تسهیل میکرد.
گزارشهای تاریخی از عزیمت او به بغداد در سن ۴۰ سالگی و سکونت او در این شهر خبر میدهند. او در زمینه فلسفه و منطق، دلبسته آثار ارسطو شد و تلاش او تا جایی پیش رفت که در تاریخ فلسفه عنوان معلم ثانی را از آن خود کرد.
فارابی بر علم فقه و کلام مسلط شد و بهمنظور فراگیری دقیق منطق و فلسفه به حلقه درس فیلسوف مسیحی عصر، «یوحنا بن حیلان» وارد شد، علوم یونانی را نزد او فراگرفت و به حلقه شاگردان مخصوص یوحنا پیوست. سپس به پیشنهاد استاد خود به شهرهای حران (واقع در جنوب ترکیه امروزی) و قسطنطنیه (استانبول امروزی) سفر و هشت سال در آنجا اقامت کرد. فارابی در این مدت علوم یونانی و باستانی را در مکتب درس قسطنطنیه به پایان رساند و دانستههای خود را در دیگر علوم تکمیل کرد.
فارابی بعد از هشت سال دوباره به بغداد بازگشت و دو دهه از زندگی خود را در پایتخت اسلامی آن روز سپری کرد. این دو دهه، مهمترین دوره زندگی فارابی به شمار میرود؛ زیرا او بیشتر آثار خود را در این دوره تالیف کرد. فارابی با وجود اینکه در این دوره در دروس فلسفه و منطق استاد بود، طبق سنت درسی این شهر در درس ابوبشر متی بن یونس، بزرگترین استاد منطق بغداد نیز حاضر میشد. با گذشت مدت زمانی کوتاه، آوازه شهرت فارابی علاوه بر بغداد، در همه بلاد مسلمان پیچید و استاد مسلم تمام علوم شد.
فارابی با وجود موانع دشوار زندگی، مطالعه خود در فلسفه را ادامه داد و تالیفاتی نیز از خود بهجای گذاشت. او همچنین در حوزههای الهیات، کیمیا، ریاضیات، موسیقی، علوم نظامی و طب نیز صاحب نظر شد. فارابی بعد از گذشت ۲۰ سال تدریس و تحصیل در بغداد، فضای اختلافات سیاسی-مذهبی را برای کار علمی مساعد نیافت و دیدگاههای سیاسی خود را با رفتارهای حکومت وقت بغداد در تضاد دید؛ به این علت پیش از آغاز آشوبهای سیاسی-اجتماعی، پایتخت را ترک کرد و به دمشق رفت.
حضور فارابی در دمشق همزمان با دوره حکومت اخشیدیان بود. دو سال از ورود فارابی به دمشق میگذشت که آرامش شامات نیز به هم ریخت و دمشق صحنه درگیری سیاسی با حمله خارجی شد. فارابی پیش از شروع درگیری در دمشق، آنجا را ترک کرد و بهمدت ۶ سال در مصر اقامت کرد. از چگونگی اقامت فارابی در مصر اطلاعاتی در دست نیست؛ اما به احتمال زیاد در این مدت به تعمیق در فلسفه و تالیف کتاب مشغول بوده است.
فارابی به زبانهای فارسی، عربی و ترکی تسلط داشت. در برخی منابع او را مسلط به ۷۰ زبان دانستهاند که توسط تذکرهنویسان رد شده است. همچنین در برخی منابع مطالبی درباره تسلط فارابی به زبان یونانی گفته شده است که درباره آن تردیدهایی وجود دارد.
فارابی در سال ۳۳۸ هجری قمری، بعد از اینکه حاکمیت در دمشق جابهجا شد و حمدانیان روی کار آمدند، برای بار دوم به دمشق بازگشت و حدود یک سال در آنجا ماند. در این مدت از حمایتهای سیفالدوله، حاکم علمدوست دمشق برخوردار شد. آنچه تذکرهنویسان درباره فارابی بر آن اتفاقنظر دارند، این است که او زندگی فیلسوفانهای داشت، به کسوت درویشان رفتار میکرد و به ظواهر دنیا توجهی نداشت.
فارابی که همه عمر خود را به مطالعه و تحقیق مشغول بود، بعد از یک سال اقامت در دمشق، در سال ۳۳۹ هجری قمری، در سن ۸۰ سالگی درگذشت و سیفالدوله بر او نماز گزارد. درباره علت مرگ او گزارشی در دست نیست؛ برخی روایتها بر کشته شدن او دلالت دارند که به نظر تذکرهنویسان روایتهایی ضعیف هستند و اکثر آنها به مرگ طبیعی فارابی صحه میگذارند.
آثار فارابی:
ما ینبغی ان تعلم قبل الفلسفه (آنچه شایسته است قبل از فلسفه فرا بگیری)
السیاسه المدنیه (سیاست شهری)
الجمع بین رأی الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطو طالیس (جمع بین آراء دوحکیم بزرگ، افلاطون الهی و ارسطو)
رساله فی ماهیه العقل (رساله ای درباره ماهیت و چیستی عقل)
تحصیل السعاده (به دست آوردن سعادت)
اجوبه عن مسائل فلسفیه (پاسخ هایی به مسائل فلسفی)
رساله فی اثبات المفارقات (رساله ای در اثبات وجود موجودات غیر مادی)
اغراض ارسطو طالیس فی کتاب مابعد الطبیعه (مقاصد ارسطو در کتاب متافیزیک)
رساله فی السیاسه (رساله ای در سیاست)
فصول الحکم (جداکننده های حکمت)
آرامگاه فارابی
فارابی در دوره پایانی عمر خود به دربار سیفالدوله حمدانی پیوست و بعد از گذشت یک سال از حضور او در دربار دمشق، در سال ۳۳۹ هجری قمری در سن ۸۰ سالگی از دنیا رفت و در گورستان بابالصغیر دمشق به خاک سپرده شد. آرامگاه او در طول زمان آسیب دیده است و دولتهای سوریه و قزاقستان در دهههای اخیر همکاری خود را برای بازسازی آن اعلام کردند.
قبرستان بابالصغیر از قدیمیترین قبرستانهای دمشق است و تاریخچه آن به قرون اولیه اسلامی بازمیگردد. این قبرستان نزدیک یکی از دروازههای قدیمی دمشق به نام «بابالصغیر» قرار دارد و اهمیت آن بهعلت وجود مقابر صحابه، اندیشمندان، زهاد، سلاطین، فرزندان ائمه و تابعین آنها مشهور است.
ابونصر فارابی بلندآوازهترین فیلسوف جهان اسلام به شمار میرود و آثار فیلسوفان بعد بر پایه نظریات وی شکل گرفت. روز ۳۰ آبانماه، روز بزرگداشت فارابی در ایران، مصادف با ۲۱ نوامبر، روز «حکمت و فلسفه» در جهان نامگذاری شده است.
پایان/
