نمیدانم...

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۷, پنجشنبه ساعت ۹:۱۹۰ رأیبدون امتیاز
نمیدانم...

چشمانت ابری آسمان شب ، من باران ندیده ام آرام تر می گذرم نجوای نام تو را شنیده ام نمی دانم این گلوی نفس بریده در گیر و دار کیست تو ساکن روان منی ، منم که همیشه دیر رسیده ام

چشمانت ابری آسمان شب ، من باران ندیده ام
آرام تر می گذرم نجوای نام تو را شنیده ام
نمی دانم این گلوی نفس بریده در گیر و دار کیست
تو ساکن روان منی ، منم که همیشه دیر رسیده ام
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...