چوب

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۸, جمعه ساعت ۹:۰۶۰ رأیبدون امتیاز
چوب

گفت چوب آن قوم فرنگ رفته را خورده ای بهارپشت بهارازچپ و راست چشم خورده ای دلم می سوزد که حسن کارت می خواستم لیک دهانت سوخت و هیچ آشی نخورده ای

گفت چوب آن قوم فرنگ رفته را خورده ای

بهارپشت بهارازچپ و راست چشم خورده ای

دلم می سوزد که حسن کارت می خواستم

لیک دهانت سوخت و هیچ آشی نخورده ای
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...