داستان فیلم یادگار جنوب چیست ؟
خلاصه داستان رسمی فیلم یادگار جنوب مبهم است: «باید عبور کرد…» و خلاصه داستان دومی هم بیان شد که کنجکاویها برای تماشای این فیلم بیش از پیش کرد: «وحید، عشقش را در کالبد رعنا، زنی روسپی میجوید…» داستان فیلم درباره عشق یک دختر و پسر است و ازدواج آنها در حالی که دختری در کما است و ازدواج آنها باعث میشود شرایط پیچیدهای رخ دهد.

وحید، عاشق دختری بود به اسم شیدا که خواهر دوست صمیمیاش صالح است اما ازدواج این دونفر با مخالفت صالح روبهرو شد که میخواست به زور شیدا را به عقد مرد دیگری دربیاورد. شیدا اما در مراسم عقدش خودکشی کرد و وحید پیکر نیمهجان او را به بیمارستان رساند و درحالیکه شیدا در کما بود و دکترها هم امیدی به او نداشتند، با او صیغه ۹۹ ساله بست؛ به امید اینکه بالاخره به هوش بیاید. از طرف دیگر، وحید برای انتقام، صالح را که قاچاقچی بود به پلیس لو داد.
یادگار جنوب بعد از فیلم جاندار دومین تجربه کارگردانی حسین دوماری و پدرام پورامیری است. این دو کارگردان جوان با همان فیلم اولشان ثابت کردند در زمینه ساخت تریلرهای اجتماعی تسلط کافی دارند. مخاطبان فیلیمو حتما این دو هنرمند را به خوبی میشناسند؟ دو نفر از تیم نویسندگان سریال یاغی که هفتههای بسیاری توانستند مخاطبان را با داستانشان همراه کنند.
بازیگران فیلم یادگار جنوب
وحید رهبانی، الناز شاکردوست، پژمان جمشیدی، مسعود کرامتی، ساناز سعیدی با حضور سحر دولتشاهی و صابر ابر بازیگران فیلم سینمایی «یادگار جنوب» هستند.
نقد و بررسی یادگار جنوب
یادگار جنوب تلاش سازندگانش است برای فرار از سوگ و کوششی برای جایگزینی عینیتهای جدید با ذهنیتهایی که از قدیم جا مانده است. کسی که در حال فرار است، به جای خاصی نمیخواهد برسد بلکه فقط میخواهد از جای خاصی دور شود و طبیعتا قصهگویی چنین فردی هم به جای خاصی نمیخواهد برسد و نمیخواهد فرجام داشته باشد. همین است که روایت یادگار جنوب را بی اینکه ضرورت دراماتیک خاصی داشته باشد، غیرخطی کرده است. این فیلم با اینکه هم روی ادعاهای روانشناختی ایستاده و هم از لحاظ فرمی بسیار متظاهر است، در هیچکدام از این دو جنبه نمیتواند منطق درونی و بیرونی قابل دفاعی داشته باشد و مهمتر از آن این است که فلش حرکت این دو فیلمساز را در سمت و سوی صعود نشان نمیدهد. آنها انتخاب درستی نکردهاند و لااقل چنانکه از تماشا و بررسی یادگار جنوب به نظر میرسد، دیگر دغدغههایی ندارند که سینمایشان را کاملتر کند. شاید وضع روحی این دو نفر چنانکه در فیلمشان دیده شد همین فرار از سوگ و تروما را ایجاب کند که اگر چنین باشد، باید همین کار را بکنند اما وقتی مساله سینما میشود، میتوان با قاطعیت گفت یادگار جنوب فیلمی نیست که این دو فیلمساز را در مسیر تکامل نشان بدهد.
در دو نقدی که منتقدان روزنامه «فرهیختگان» برای این فیلم نوشتهاند، به مسائل روانشناختی طرح شده در فیلم از سویی و نکات فنی متعددی که راجعبه آن میتوان گفت از سوی دیگر اشاره شده است.
