کاریکاتور کلمات یا همان کاریکلماتورهای سرکار خانم محبوبه رحیمی صفائی را در ادامه بخوانید و لذت ببرید :
- لباس دامادی ام گره کور خورده است.
- کلنگ گورگن خواب مرده گان را آشفته می کند.
- آنقدر برای اجاق کورش اشک ریخت که عینکی شد.
- در حد تیم ملی بحث می کنم اما همیشه می بازم.
- آدم یک دنده همیشه ترمز می برد.
- با عینک هم چشم بصیرت نداشت.
- پول پرست در قبر هم جای خودش را اجاره می دهد.
- خودش را گم کرده است مرتب آگهی می زند.
- برای رفع دلتنگی عینک نزدیک بینی می زند.
- از گرسنگی انگشت حیرتش را می مکد.
- قاضی با چکش بی عدالتی میخش را صاف کرد.
- گربه با مرگ موش به دشمنی دیرینه اش پایان داد.
- وصله ننگ هیچوقت به پیراهن فقر نمی چسبد.
- جرمش آنقدر سنگین بود که طناب دار هم او را بالا نمی کشید.
- ملکه ذهنم سالی یکبار تاج گذاری می کند.
- باعینک ته استکانی ام چای می نوشم.
- هم عروس به حساب جاریش می رسد.
- شب اول قبر معلم ریاضی بیشتر از همه حساب پس می دهد.
- دست تقدیر کلاهش را با احترام روی سرم می گذارد.
- برف حجاب چشمهای زمستان است.
- فقط دندان طلایش کرم ندارد.
- دندان عقلش را که کشیدن حرفی برای گفتن نداشت.
- هضم پیری با دندان مصنوعی برایم راحت نیست.
- تنها قرص نان در داروخانه موجود نیست.
- برای بخت کورش عینک خرید.
- آدم پر چانه را در نانوایی استخدام کردند.
- در نگاه سردش ضد یخ ریختم.
- بازنشسته ها پول شان را نشسته می گیرند.
- روز که مرد شب زنده داری کردم.
- کفش هایم پاره شد برایم پاپوش دوختند.
نظرات خود را درباره ی کاریکاتور کلمات خانم محبوبه رحیمی صفائی در زیر همین مطلب بنویسید.
