سرکار خانم محبوبه رحیمی صفائی کاریکلماتور های کوتاه زیر را برای شیرین طنز ارسال کرده اند که در ادامه می خوانید :
- مهره ی گردنم در پیچ جاده جا به جا شد.
- تا سکوت را شکستم بند زن آوردند.
- با دمش گردو می شکند پیر مرد بی دندان.
- اشک مصنوعی ریختم لبخندش طبیعی شد.
- آنقدر بر سر زبان افتادم که همه لکنت زبان گرفتند.
- سر مربی برای آرایش تیم اش از آرایش گر کمک خواست.
- سرش را با پنبه بریدند خون اش بند نمی آمد.
- آنقدر از من کار کشید که گالری نقاشی زد.
- دور اندیش اغلب سکندری می خورد.
- با احساسات بچه گانه اش بازی می کند.
- برایش بهانه تراشید تراش کار ماهر.
- آدم سراپا گوش عینکش را کجا بگذارد.
- برق رفت با تاکسی برگشت.
- هیچ ماده ای برای سارق ادبی در کتاب قانون وضع نشده است.
- حرف هایش بو دار بود همه پا به فرار گذاشتند.
- هیچ آشی دهن سوز تر از رشته ی افکارم نیست.
- فلزش خراب بود نمی توانست اورانیوم غنی کند.
- خبرچین شصتش زود خبردار می ایستد.
- وصله ی نامحرم دیپلم خیاطی می گیرد.
- پس انداز خوش فکر حواسش همیشه جمع است.
- با آجر شدن نانش آب ها از آسیاب افتاد.
- نفسش را که حبس کرد دادگاهی شد.
- کارد به استخوانم رسید عملی شدم.
- با موهای چتری ام زیر باران قدم می زنم.
- زیر تیر برق زخمی شدم.
- نمی دانم بعد از مرگ کودک درونم چگونه بزرگ می شود.
- بازیکن های فوتبال وضع شان توپ است.
- دستم را توی پوست گردو گذاشت، رویش سیاه شد.
- کبکم که خروس خواند مرغ همسایه تخم غاز گذاشت.
- اجاق کورش حتی با لیزیک درمان نشد.
نظرات خود را در مورد کاریکلماتور های کوتاه خانم رحیمی در زیر همین مطلب بنویسید.
