گزیده ای ناب از شعرهای کوتاه و بلند درباره سال


گزیده ای ناب از شعرهای کوتاه و بلند درباره سال

در این مطلب از مجله دلگرم سعی کرده ایم خاص ترین و زیباترین شعر ها در وصف سال برایتان گردآوری کنیم. با ما همراه باشید .

گلچینی از خاص ترین و دلنشین ترین اشعار در وصف سال

آن سال تو بو بودی و من و سال ، صد سال به آن سال
خوش بود لب آب و گل و حال ، صد سال به آن سال
تو یار پری وش ، همه جا خانه و کاشانه پری وار
عطر تو همان احسن الاحوال ، صد سال به آن سال
من با تو ، تو با من ، همه جا عشق و به تدبیر
شد عشق به تدبیر و نه آمال ، صد سال به آن سال
حافظ ، چه تو باشی چه نباشی سر سفره است
ای کاش شوی شاهد هر فال ، صد سال به آن سال
هر سین که گذارم سر این سفره کشم آه
آخر چه بگویم من از اقبال ، صد سال به آن سال

شاعر فرشاد فرشاد

شعر سال نو مولانا - شعر عید نوروز کوتاه - شعر عید مولانا کوتاه - شعر عید مبارک - شعر سال نو حافظ - شعر عید نوروز محلی

شعر غمگین درباره سال

برای سال نو مشکی بپوشم
و یا از بهر نابودی بکوشم
برای سال نو هفت سین من غم
به صورت میزنم باران نم نم
برای سال نو درد و عذابم
به کی عیدی بدم ...وقتی خرابم
برای سال نو...غرق سکوتم
بیا.. من عاشق آن عطر و بوتم
برای سال نو مشکی قشنگه
آخه یارم اسیر زیر سنگه
برای سال نو دورم ز خاکش
دلم تنگه برای یک نگاهش
برای سال نو غرق بهاری
خبر از قلب داغونم نداری
برای سال نو او خفته در گور
دل من تا قیامت میزند شور
برای سال نو هفت غم قشنگه
دل من ای خدا بد تنگه تنگه
برای سال نو عیدی نمیدم
من از دنیا کمی شادی ندیدم

شاعر علی کشوری

separator line

شعر انگیزشی در مورد سال

می دونم که امسال سال منه / همون سال که هرچی بده می بره

همون سال که نیلوفرا آبی اند / تموم شباش باتو مهتابی اند

همون سال که کوه ها محکم ترند / زمین و زمان از همیشه سرند

همون سال که خورشید روشن تره / یخ هر چی غصه اس با خود می بره

همون سال که تو تک تک لحظه هاش / خدا رنگ بوی خودش رو گذاشت

همون سال که لیلی به مجنون رسید / همون سال که دردا به درمون رسید

همون سال که توش هیچ دلی تنگ نیست / دل هیچ کسی مثله یک سنگ نیست

همون سال که دستام تو دست خداست / همه آرزو هام به دست خداست

نگاهم هراسون دستاش میشه / و با نیم نگاهش دلم وا می شه

نگاهم کنه اسمون سهممه / از این زندگی خوبی هاش حقمه

می دونم که امسال سال منه / منو تا سپیده خدا می بره

شاعر آتوسا کمالی

separator line

شعر عاشقانه در باب سال

از تو دور افتاده ام مثل سه سال و نیم پیش
در خودم جا مانده¬ام مثل سه سال و نیم پیش

دائم اعصابم به هم می ریزد از دست همه
کاملاً واداده ام؛ مثل سه سال و نیم پیش

از سر ناراحتی حتی به تو - گاهی به خود-
گیر بیخود داده ام مثل سه سال و نیم پیش

توی کار رنگ احساسم خدا هم مانده است
راه راهی ساده ام! مثل سه سال و نیم پیش

بر خلاف تو که از این امتحان ها می پری
من ولی افتاده ام؛ مثل سه سال و نیم پیش

بین شیراز و قم و مشهد - به دنبال شما -
زیپ چاک جاده ام مثل سه سال و نیم پیش

استخاره می کنم هر روز صبح و ظهر و شب
ساکن سجاده ام مثل سه سال و نیم پیش

خانم اینجانب - علی رغم بدیهایم – هنوز
مرد فوق العاده¬ام مثل سه سال و نیم پیش

کاش می شد در جواب خواهشم پاسخ دهی:
«چشم! من آماده ام»؛ مثل سه سال و نیم پیش...

شاعر هدایت کارگر

شعر درباره سال

separator line

شعر شاد در مورد سال

سال نو خجسته باد

باز شقایق دمید به دشت و کُهسارها
شکوفه سَربَر کشید از سر دیوارها
کودک گل خنده زد بر زِبَر دارها
نغمـه ی بلبل بلند از سر منقارها
دوباره نوروزشد به باغ و دشت ودمن
خجسته این سال نوبه کودک ومرد و زن
*
باد بهاری وزید موسم شادی رسید
نسیم جان آفرین به باغ و بستان د مید
غنچه شکوفید وگل شد به گلستان پدید
فاخته آوازه خوان بر سرگلها رسید
قُمری دلباخته , دوباره شد در سخن
خجسته این سال نوبه کودک ومرد وزن
*
به باغ و دشت و دمن بوی گُل اندر مشام
به سال نو جام می دیگر نباشد حرام
تحیت و تهنیت نشسته جای سلام
بوسه زدن بر لبان نشسته جای کـلام
سرو خرامان کند عشوه گری در چمن
خجسته این سال نوبه کودک ومرد وزن
*
جام می لعل گون, شرآب همرنگ خون
بیا و ساقی بده مـرا فزون تر فزون
بهانه کن سال نو ز خود دمی شو برون
خرقه به آتش فکن مکن دیگرچند وچون
دوش به باد صبا گفته چنین نسترن
خجسته این سال نو به کودک ومردوزن
*
صحنه گلشن شده چون گل روی نگار
لاله به رقص آمده به پهنه ی مرغزار
زعطر نرگس کنون, بنفشه شد بی قرار
به سال نو روز نو, موسم فصل بهار
گفت به "افشان "چنین طوطی شکرشکن
خجسته این سال نو به کودک ومرد و زن
افشان
سال نو خجسته باد

شاعر الکس رفیعی

separator line

شعر بلند رمانتیک در وصف سال

سال یک‌هزار و سیصد و عشق بود
سال قرنطینه‌ى بادها و
مرگِ عطرها
با سلسله دردهاى ساکن
در بادنماى قلب من

سال یک‌هزار و سیصد و عشق بود
با تمام جنگ‌ها و آوارگى‌ها
و من در سربازخانه
گل شلیک مى‌کردم به قلبِ او

در سال یک‌هزار و سیصد و عشق بود
که زاده شدم از دخترى
که عاشق‌اش بودم
سال قرنطینه‌ى بادها و
مرگِ عطرها
و تنها،
عطر ِ به جاى مانده‌ى او بود
که شعله‌اى قاطع داشت
و صمیمیتى درست

سال یک‌هزار و سیصد و عشق بود
با تمام برج‌هاى فلکى فروریخته‌اش
و تنها،
برج بازوان او
یله شد بر تن‌ام
آن‌گونه که برج پیزا
بر هوا

سال یک‌هزار و سیصد و عشق بود
با کمیتى درخشان و
کیفیتى الماس‌گونه
براى قلب‌هایى
که از آتش مى‌گذشتند
تا حقیقت یاب‌اند

و تمام روزها
در تمام تقویم‌ها
معطوف به یک روز بود
در سال یک‌هزار و سیصد و عشق
که هیچ‌گاه تکرار نشد
در تمامى سال‌ها

شاعر حسین صداقتی

separator line

شعر کوتاه غمناک درباره سال

یک سال گذشت
به دور از تو به ابطال گذشت
یک سال گذشت
در آسمان پُر کلاغ چه بر طیور لال گذشت
یک سال گذشت
زندگی بدون تو به دور از احتمال گذشت
یک سال گذشت
زمین هم که به دور تو به اجمال گذشت
یک سال گذشت
دست تو بر گردن من در صمت شال گذشت
یک سال گذشت
سبزه بر آب روانحال گذشت
یک سال گذشت
کابوس مرگ ماهیان در خواب اطفال گذشت
یک سال گذشت.....

شاعر رضا محمد طاهری

separator line

همچنین بخوانید:
شعر برای گذر عمر | گلچین اشعار برتر درباره گذر عمر و جوانی

شعر برای گذر عمر | گلچین اشعار برتر درباره گذر عمر و جوانی

گذر عمر از موضوعاتی است که همواره توجه اندیشمندان، صاحب نظران و به‌خصوص شاعران را به خود جلب کرده است .


روی کلید واژه مرتبط کلیک کنید
منتخب امروز

بیشترین بازدید یک ساعت گذشته

این زنان زیبا همه همسران رحیم نوروزی بودند / یکی از یکی جوانتر ! + عکس ها