(جدّ و آباء) درسته یا جد و آباد ؟
در زبان فرایندی برای ساخت اصطلاحها و تعبیرها و ترکیبهای ثابت وجود دارد تحت عنوان «lexicalization»، یا بهلفظ روسی «лексикализация»، که در فارسی به آن «واژگانیشدگی» میگوییم.
از طریق این فرایند ممکن است از یک واژه دو صورت جمع در زبان به وجود بیاید که یکی معنای مستقلی از صورت مفرد دارد (یکی از نمودهای واژگانیشدگی). درواقع، یک صورت صرفی از واژه معنای مستقل پیدا میکند.
مثلاً واژههای عربیِ جمعی که در فارسی مفرد هستند و در فرهنگها جدا از صورت مفردشان میتوانند مدخل بشوند. مانند «اخبار» که واژگانی شده و معنای مستقل از صورت مفرد آن یافتهاست.
گاهی هم فرم مفرد یک کلمه واژگانی میشود؛ مثلاً خود واژهٔ «خبر» در معنای «اخبار» (مثلاً «خبرِ ۲۰:۳۰») نیز واژگانی شدهاست.
یا «عملیات» که صورت جمع «عملیه» است و خودش معنای مفرد یافته؛ یا «انتخابات» که مفرد است و به «جریان عمومی برگزیدن فرد/افراد برای منصبی» اشاره میکند.
یا «آثار» (در معنای «کارها و تولیدات فرد/افراد در یک حوزهٔ علم») یا «شهادت» (در معنای «کشتهشدن در راه خدا») و هزاران نمونهٔ دیگر که صورتهای واژگانیشدهای/لکسیکالیزهشدهای هستند که معنای مستقلی از معنای لفظیِ صورت مفرد یا جمعشان پیدا کردهاند و هر کدام میتوانند به مدخلی واژگانی تبدیل بشوند.
نمود دیگر واژگانیشدگی مربوط به تبدیلِ یک جزء غیراسمی کلام به اسم است. مثلاً وقتی میگوییم «فلانی خیلی ایسمایسم میکند»، وند اشتقاقی «ایسم» را در نقش اسم و جزئی از فعل مرکب بهکار بردهایم و اصطلاحی جدید برساختهایم.
از طریق همین فرآیند، همچنین ممکن است دو واژه کنار یکدیگر قرار بگیرند و ترکیبی بسازند که معنای کل آن با اجزای سازندهٔ آن ترکیب متفاوت است و در مجموع یک اصطلاح میسازند؛ مثلاً «جدوآباد» که برخی آن را غلط مصطلح* میدانند و «جدوآباء» را درست میدانند.
(جدّ و آباء) یا (جدّ و آباد) یا (جدّ ِ آباد)؟
در فرهنگ واژگان فارسی «دهخدا» و «معین» در معنای واژگان «جد» و «آباء» و «آباد» چنین آمده است:
فرهنگ فارسی معین:
«جد»
پدربزرگ. نیا
و «اجداد» جمع آن است.
*
فرهنگ فارسی دهخدا:
(آباء)
جمع «اَب» به معنای «پدران»
*
فرهنگ فارسی دهخدا:
«آباد»
مزروع. آبادان. مسکون. مقابل ویرانه و خراب
*
همانطور که ملاحظه فرمودید واژهی «آباد» پس از «جد» به هیچ طریق نمیتواند معنای مورد نظر کسی را افاده کند.
گاهی مثلا در بین صحبتهایمان برای قسم خوردن میگوییم به جد و آبادم یا به جد و آبادت. آباد معنای آبادی و آبادانی دارد و در این اصطلاح هیچ جایگاهی برای آن قابل تصور نیست. آبا جمع اب است به معنی پدران که با جد ارتباط معنایی دارد. در نتیجه ترکیب « جد و آباء » صحیح است.
البته فراموش نمیکنیم؛ در هیچیک از فرهنگ واژگان نیز عبارت (جدّ و آباء) یافت نمیشود و دلیلش هم این است که اصولا رسم بر این است که در فرهنگها، واژگان تک به تک معنا شوند و صحیح آن هم همین شیوه است.
(«آباد» در این ترکیب محرف «آباء»، جمع «اَب» (پدر) عربی است). البته بعضی بر این باورند که این حرف صحیح نیست و «جدوآباد» غلط نیست و آن «د» پایان «آباد» یک ضرورت آوایی است و کل این ترکیب در نقش یک اصطلاح ثابت در موقعیت معیّن (هنگام دشنامدادن: کودن هفت جدوآبادته!) بهکار میرود و معنای کل آن با معنای لفظی آن تا حدی متفاوت است.
«جد» یعنی «پدربزرگ» و «نیا»، و «اَب» یعنی «پدر»؛ اما ترکیب «جدوآبادته» معنای لفظیِ «پدر و پدران» ندارد و بهمعنای «خودت و نسلهای قبلت» و «خودت و همهٔ اخلاف و پیشینیانت» (اعم از زن و مرد) است و به اصطلاح تبدیل شده. از این رو، در فرهنگها ممکن است جدا مدخل بشود.
و جالب و قابل توجه این است که بدانیم، دلیل اصلی تغییر «آباء» به «آباد» این بوده که همخوانهای انسدادیچاکناییِ «ء/ع» در واژههای عربی، در زبانِ گویشوران فارسی، در بسیاری از واژهها تلفظ نمیشوند (مثل «املاء» و «انشاء» و «راجعبه» که «املا» و «انشا» و «راجب» وامیگوییم). مسلماً گفتن «جدوآبائته» انرژیبَرتر از «جدوآبادته» است. پس، با حذف «ء»، برای واجآرایی ترکیب (وجودواج «د» در پایان «جد») و زحمت کمتر در هنگام تلفظ، بهجای آن «د» گذاشتند.
و برخی بر این باورند که علاوه بر اینها، «جدوآباد» در جایی غیر از موقعیت مذکور معمولاً بهکار نمیرود و نمیشود دو صورت معیار یا غیرمعیار برای آن تعیین کرد. لذا، تنها صورت درست همان «جدوآبادته» است.

