کاریکلماتورهای آقای مقدسی نیا :
- جراح عمل قلب باز اهل بخیه نبود، هنوز بیمار و عاشق سینه چاکشم.
- هر وقت که شنگول می شوم گرگ درونم بغلم می کند.
- من به معاینه دیدم که پزشک روشن دل چشم دیدنم را ندارد.
- پروانه مطب روی سر بیمار نشست.
- برای گور کن که از دل زمین خبر دارد دل از زمین کندن آسان است.
- شب زنده دار روز مرگی هایش را شبانه دفن می کند.
- پلیس بی توجه توجه ام را جلب کرد.
- یکی به میخ می زد و یکی به نعل دو بینی داشت مرد آهنگر.
- از پشت کنتور راه می زند آب را آبدزدک.
- مار مهره اش را گم کرده بود به دور خودش می پیچید.
- با نیش باز به استقبال بهار می روم در سال مار!
- دست در گردنم انداخت و وبال گردنم شد دوالپا!
- هر چقدر قاطر خزبازی درآورد یابو نجابت به خرج داد!
- ریسمان سیاه و سفید هر وقت مار گزیده را می بینید نیشش باز می شود!
- قاطر اگر چه از اسب افتاده اما اصالتاً خر است.
