کاریکلماتور های حسین مقدسی نیا :
- وقتی را که ما هدر می دهیم کیمیاگر به طلا تبدیلش می کند.
- تبهکاران مشغول تبادل نظر بودند که پلیس نظر همه را جلب کرد.
- پروانه به گُل می نشیند کشتی به گِل حرف های دلنشین تو مرا می نشاند سر جای خودم.
- با سی تی اسکن قلبم پی دی اف دلنوشته هایم دست طبیبم افتاد.
- در تبادل نظر با آدم تنگ نظر آنکه نظرش عوض شد من بودم.
- روی ریل رالی می رود لاری وقتی که ریال ارزان است.
- حالا موی دماغم شده آنکه با یک تار موی گندیده عوضش کردم.
- من برای عزرائیل یک لقمه ی آماده ام بخورد جان بگیرد.
- دل من با زنبیل در دل تو جا گرفت دلم را که بردی زنبیل را بردار و بیار.
- هر وقت موهایم را دم اسبی می بندم یابو برم می دارد که بتازم.
- آتش بدون دود آتش زیر خاکستر است.
- آتش زیر خاکستر دودش توی چشم خودش می رود.
- آهنگر وقت شناس روزی زرگر می شود.
- عیار سمعک را حرف شنوی صاحبش مشخص می کند.
- سمعکش را آویزه گوشش کرده بود از همه حرف شنوی داشت.
