انشا درباره ترس از ارتفاع: یک احساس طبیعی و راه های غلبه بر آن

دسته‌بندی: انشا
تاریخ انتشار: ۱۴۰۴ تیر ۲۹, یکشنبه ساعت ۲۳:۳۳۰ رأیبدون امتیاز
انشا درباره ترس از ارتفاع: یک احساس طبیعی و راه های غلبه بر آن

انشایی ادبی و توصیفی درباره ترس از ارتفاع و تجربیات شخصی برای دانش آموزان

انشا در مورد ترس از ارتفاع

انشا با موضوع ترس از ارتفاع به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دلگرم همراه باشید.

موضوع انشا ترس از ارتفاع

ترس یکی از احساساتی است که همه ی انسان ها آن را تجربه می کنند. یکی از ترس های رایج در میان مردم، ترس از ارتفاع است. این ترس زمانی به سراغ آدم می آید که در جای بلندی قرار بگیرد، مثل بالای پشت بام، طبقات بالای یک ساختمان یا حتی روی چرخ وفلک های بلند در شهربازی. من هم مثل خیلی های دیگر، از ارتفاع می ترسم.

اولین باری که فهمیدم از ارتفاع می ترسم، وقتی بود که با خانواده ام به یک پارک تفریحی رفتیم. آنجا یک سرسره ی خیلی بلند بود که همه ی بچه ها با هیجان از آن بالا می رفتند. من هم با ذوق از پله ها بالا رفتم، اما وقتی به بالای سرسره رسیدم و پایین را نگاه کردم، قلبم تند تند شروع به تپیدن کرد. پاهایم می لرزید و احساس کردم ممکن است بیفتم. همان جا تصمیم گرفتم پایین نیایم و دوباره از همان راه برگشتم. همه گفتند: «چرا از سرسره نیومدی؟ ترسیدی؟» و من خجالت کشیدم. اما واقعیت این بود که واقعاً ترسیده بودم!

ترس از ارتفاع همیشه هم بد نیست. گاهی باعث می شود انسان بیشتر مراقب باشد و جان خود را حفظ کند. اگر ما هیچ ترسی نداشتیم، ممکن بود بی احتیاط روی لبه ی ساختمان راه برویم و خودمان را به خطر بیندازیم. پس این ترس در بعضی مواقع مفید است. اما اگر این ترس بیش از حد باشد و باعث شود نتوانیم کارهای ساده ای انجام دهیم، آزاردهنده می شود.

من تصمیم گرفتم با ترس از ارتفاع روبه رو شوم. پدرم گفت بهترین راه برای غلبه بر ترس، تمرین کردن است. او به من کمک کرد تا کم کم به جاهای بلندتر بروم، البته با رعایت نکات ایمنی. اول روی صندلی ایستادم، بعد روی نردبان کوچکی رفتم، و کم کم ارتفاع های بالاتر را امتحان کردم. هنوز هم وقتی روی پل هوایی می روم، کمی استرس دارم، اما خیلی بهتر از قبل شده ام.

بعضی از دوستانم از من می پرسند: «چرا از ارتفاع می ترسی؟» من هم به آن ها می گویم که ترس از ارتفاع چیز عجیبی نیست. حتی بعضی از بزرگ ترها هم از بلندی می ترسند. مهم این است که سعی کنیم آرام باشیم و با کمک اطرافیان بر ترس مان غلبه کنیم.

در مدرسه وقتی معلم مان درباره ی احساسات مختلف صحبت می کرد، گفت: “هیچ احساسی بد نیست، مگر اینکه اجازه بدهید کنترل زندگی تان را به دست بگیرد.” این حرف باعث شد بیشتر به خودم اعتماد کنم و بدانم که ترس بخشی از زندگی همه ی ماست.

همچنین بخوانید:
انشای ادبی درباره مرز و مرزبان برای دانش آموزان

انشای ادبی درباره مرز و مرزبان برای دانش آموزان

انشایی زیبا و توصیفی درباره اهمیت مرزها و فداکاری مرزبانان برای دانش آموزان

ترس از ارتفاع، یک احساس طبیعی است که می توان با تمرین، صبر و شجاعت، آن را کمتر کرد. من هنوز کاملا بر این ترس غلبه نکرده ام، اما هر روز بهتر از دیروزم هستم. امیدوارم روزی برسد که با خیال راحت بتوانم از بلندترین جاها دیدن کنم و از منظره ی بالا لذت ببرم، بدون اینکه بترسم.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...