ایوان کلیما (Ivan Klíma)، زاده ی ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۱ با نام ایوان کادرس (Ivan Kauders) در پراگ، یکی از تأثیرگذارترین رمان نویسان، نمایشنامه نویسان و مقاله نویسان جمهوری چک در قرن بیستم میلادی است که زندگی و آثارش آینه ی تمام نمای تضادهای جنون آمیز تاریخ اروپا بود. او که از اردوگاه کار اجباری نازی ها جان سالم به در برد، در دوره ی کمونیستی به یکی از پیشگامان ادبیات زیرزمینی (سامیزدات) تبدیل شد و در نهایت، به پاس یک عمر فعالیت ادبی، جوایز معتبری چون جایزه ی فرانتس کافکا و ماگنسیا لیترا را از آن خود کرد. کلیما در ۴ اکتبر ۲۰۲۵، در سن ۹۴ سالگی، درگذشت.
کودکی در سایه ی مرگ: اردوگاه ترزین
سال های اولیه ی زندگی کلیما در پراگ با آرامش و شادی گذشت، اما حمله ی آلمان به چکسلواکی در سال ۱۹۳۸ و متعاقب آن، پیمان مونیخ، همه چیز را دگرگون کرد. او پیش تر از تبار یهودی پدر و مادرش آگاه نبود، اما این مسئله برای نازی ها اهمیتی نداشت.
در نوامبر ۱۹۴۱، ابتدا پدرش، ویلم کلیما، و سپس در دسامبر همان سال، ایوان به همراه مادر و برادرش به اردوگاه کار اجباری ترزین (Terezín) فرستاده شدند. ترزین، اردوگاهی برای نگهداری یهودیان از سراسر اروپا بود که به طور منظم با انتقال افراد به اردوگاه های مرگ مانند آشویتس، جمعیت آن کاهش می یافت. کلیما سه ونیم سال از کودکی اش را در این مکان گذراند تا اینکه در مِی ۱۹۴۵ توسط ارتش سرخ آزاد شد.
تجربه ی ترزین، جهان بینی او را برای همیشه متحول ساخت. کلیما در مقاله ای در نشریه ی ادبی گرانتا (Granta)، با عنوان «دوران کودکی در ترزین»، این فرایند را چنین توصیف می کند:
«هر کسی که دوران کودکی اش را در اردوگاه کار اجباری گذرانده باشد، که در هر لحظه زندگی او و اطرافیانش وابسته به قدرتی خارجی بوده که می توانسته آنان را ضرب وشتم یا به قتل برساند، احتمالاً زندگی را کمی متفاوت از کسانی که از چنین آموزشی در امان بوده اند، پشت سر می گذارد. این درس روزانه ی دوران کودکی من بود که زندگی را می توان مانند یک رشته نخ پاره کرد.»
پس از جنگ، خانواده ی او برای دوری از القای حس وحال آلمانی، نام خانوادگی خود را به کلیما تغییر دادند.
گسست از توتالیتاریسم: از حزب کمونیست تا سامیزدات
با اوج گیری رژیم کمونیستی در چک و سلطه ی نیابتی شوروی، کلیما در ابتدا به عضویت حزب کمونیست چکسلواکی درآمد؛ زیرا امید داشت آرمان های عدالت خواهانه ی کودکی محقق شوند. اما نمایش های دادگاهی و قتل مخالفان رژیم جدید، به سرعت او را دچار دلسردی و سرخوردگی کرد. زمانی نرسید که پدرش یک بار دیگر، این بار توسط هموطنان خود، زندانی شد.
کلیما به این درک تلخ رسید که: «این نیروهای خیر و شر نیستند که با یکدیگر می جنگند، بلکه صرفاً دو شر متفاوت اند که برای کنترل جهان با یکدیگر به رقابت می پردازند.»
بهار پراگ و ممنوعیت قلم

در دوران بهار پراگ در سال ۱۹۶۸، کلیما یکی از برجسته ترین روشنفکران منتقد و دگراندیش بود. در زمان حمله ی شوروی به چکسلواکی در آگوست ۱۹۶۸، او برای تدریس به دانشگاه میشیگان در لندن بود، اما در مارس ۱۹۷۰، علی رغم آگاهی از پیامدهای آن، به پراگ بازگشت.
پس از بازگشت، گذرنامه اش ضبط شد و مجبور شد به کارهای پیش پاافتاده و سطح پایین بپردازد (همچون رفتگری، رانندگی آمبولانس و ارزیابی گمرک). اما کلیما تسلیم نشد و به عضویت فعال محفل ادبی زیرزمینی درآمد. آثارش تا سال ۱۹۸۹ در داخل چکسلواکی ممنوع الانتشار بودند و تنها به صورت مخفیانه (سامیزدات) منتشر می شدند یا به خارج از کشور قاچاق می شدند. او در همین دوران سیاه بود که رمان مشهورش «عشق و زباله» را نوشت.
پس از سقوط کمونیسم در سال ۱۹۸۹، کلیما به یکی از حامیان سرشناس و نزدیک واتسلاو هاول، رئیس جمهور و نویسنده ی دگراندیش، تبدیل شد.
بیوگرافی ثمینه باغچه بان؛ خالق جم جمک برگ خزون
میراث ادبی و جوایز مهم
کلیما در طول عمر حرفه ای خود بیش از ۳۰ رمان، مجموعه داستان، نمایشنامه و ناداستان خلق کرد که بسیاری از آن ها به زبان های مختلف ترجمه شده اند.
- جایزه ی فرانتس کافکا (۲۰۰۲): این جایزه ی معتبر ادبی به عنوان تقدیر از یک عمر فعالیت ادبی، به ایوان کلیما اهدا شد.
- قرن دیوانه ی من (My Crazy Century): خاطرات دوجلدی او با نام اصلی Moje šílené století در سال ۲۰۱۰ موفق به کسب جایزه ی ادبی چک ماگنسیا لیترا در بخش ناداستان شد. این اثر در سال ۲۰۱۳ به زبان انگلیسی منتشر شد.
وداع با راوی تلخ کامی ها
ایوان کلیما، نویسنده ی برجسته ی اهل چک و شاهد بی واسطه ی جنون های قرن بیستم، سرانجام در صبح روز ۴ اکتبر ۲۰۲۵ در آرامش کامل و در محل سکونت خود، در سن ۹اد ۹۴ سالگی، چشم از جهان فروبست. او که خود را از زیر آوار اردوگاه کار اجباری نازی ها و سرکوب توتالیتاریسم کمونیستی بیرون کشیده بود، میراثی از صداقت و پایداری ادبی بر جای گذاشت. درگذشت کلیما، جامعه ی ادبی جهان را از وجود یکی از مهم ترین صداهای دگراندیش و راوی تلخ کامی های انسان معاصر محروم کرد؛ نویسنده ای که نه تنها بقای خود، بلکه بقای شرافت در تاریک ترین دوران تاریخ را به تصویر کشید.
آثار ایوان کلیما که در ایران به فارسی ترجمه شده اند
ایوان کلیما در کنار نویسندگانی چون میلان کوندرا و واسلاو هاول، از مهم ترین صداهای ادبیات چک در ایران به شمار می رود. بسیاری از آثار او توسط مترجمان سرشناس ایرانی به فارسی برگردانده شده اند که مشهورترین آن ها عبارت اند از:
- روح پراگ (مجموعه جستارها)
- قرن دیوانه ی من (خاطرات)
- عشق و زباله (رمان)
- نه فرشته، نه قدیس (رمان)
- قاضی (رمان)
- در انتظار تاریکی، در انتظار روشنایی (رمان)
- عشق اول من (رمان)
- کار گِل (مجموعه داستان کوتاه)
- قرب جوار (رمان)
- در میانه امنیت و ناامنی (رمان)
- اسکلت زیر فرش (رمان)
بیشتر بخوانید:
اگر حتی یک کتاب هم نمی خوانید، این کتاب ها را بخوانید! معرفی منابع ...
