داستان تصویری فرار باهوشانه بره کوچولو از چنگ دو شیر گرسنه

دسته‌بندی: حیات وحش
تاریخ انتشار: ۱۴۰۴ مهر ۱۴, دوشنبه ساعت ۱۵:۱۲۰ رأیبدون امتیاز
داستان تصویری فرار باهوشانه بره کوچولو از چنگ دو شیر گرسنه

دو شیر قدرتمند بره ای را شکار کردند اما بر سر تقسیم آن به مشکل خوردند. درگیری آن ها فرصتی برای بره باهوش ایجاد کرد تا با زیرکی نقشه فرار بکشد.

داستان کودکانه شیرها و بره

دو تا شیر قوی یه بره رو برای ناهار شکار کردن و نمیتونن با هم تقسیمش کنن! بره ی باهوش کوچولو هم دنبال راهیه که بتونه فرار کنه! یکی بود یکی نبود! یه روز تابستونی وسط جنگل بود و صدای غرش و جنگ شیرها به راه بود!

قصه تصویری

میدونید! شیرها یه مشکلی داشتن! اونا یه بره برای ناهار شکار کرده بودن اما نمیتونستن تقسیمش کنن! کی قرار بود بیشتر بخوره؟ کی قرار بود کمتر بخوره؟

داستان تصویری

پیرترین شیر گفت: من نصف بره رو میخوام!

برادرش گفت: نه اصلا! این اصلا عادلانه نیست!

همچنین بخوانید:
قصه تصویری جذاب لئو، شاهزاده ای که قهرمان شد برای کودکان

قصه تصویری جذاب لئو، شاهزاده ای که قهرمان شد برای کودکان

داستان لئو، سگ زیبایی که با تکیه بر ظاهرش ضعیف شده بود، اما پس از یک تحقیر، سفری را برای کشف قدرت و شجاعت واقعی خود آغاز کرد.

و همینجوری دعوا ادامه پیدا کرد! وقتی اونا با هم دعوا میکردن، بره اولش ایستاده بود اما بعدش یواشکی شروع کرد به فرار و از روی تپه ها دوید!

فصه کوتاه

اون دو تا شیر گنده داد زدن: بره فرار کرده! اون ما رو مسخره کرده!

داستان کوتاه

شیرها عصبانی و گرسنه بودن! اونا به هم گفتن: اون بره باهوشه اما کوچولوعه!

داستان

اونا بره رو زیر یه درخت پیدا کردن!

قصه کودکانه

و داد زدن: پیدات کردیم! همونجا وایسا!

داستان کودکانه

تو یه بار گولمون زدی ولی دیگه نمیتونی!

قصه جذاب

باید با ما بیای بالای تپه!

داستان شب

بره کوچولو ترسیده بود! این شیرها خیلی بزرگ و بلند بودن!

داستان جالب

ولی یادتون باشه که اون کوچولو بود اما باهوش بود!

قصه آموزنده

برای همین گفت: شما منو گرفتید و من هیچ راه فراری ندارم! ولی میخوام بدونم کهههه…

داستان

حالا کی قراره بیشتر بخوره؟

قصه زیبا

کی قراره منو تقسیم کنه؟ و کی باقیمونده ها گیرش میاد؟

هر دوتاشون با هم داد زدن: من!

و بعد با عصبانیت به هم نگاه کردن!

داستان

دستاشون رو بردن بالا و دهنشون رو باز کردن! و غرش کردن و پنجه هاشون رو به هم کوبیدن!

قصه زیبا

شیرها با هم دعوا میکردن و بره همونجا ایستاده بود!

قصه

بعد به آرومی و یواشکی فرار کرد و دوید پایین تپه!

قصه بچگانه

با قصه های کودکانه بعدی دلگرم همراه ما باشید و نظرات خود را با ما و دیگران درمیان بگذارید .

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...