کاریکلماتور : از پا که می افتم دستم را می‌گیرد عصا!

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۴۰۴ آبان ۱۵, پنجشنبه ساعت ۹:۳۷۰ رأیبدون امتیاز
کاریکلماتور : از پا که می افتم دستم را می‌گیرد عصا!

کاریکلماتور (سیبیل نوشت ها) شماره ی ۱۲۰ از پا که می افتم دستم را می‌گیرد عصا. تعریف دیگری از خود دارند آدم های بی خودی. سیاست خارجی ام اجازه نمی داد کسی را داخل آدم حساب کنم. سگرمه در هم می کشید کولر از گرمای...

کاریکلماتور (سیبیل نوشت ها) شماره ی ۱۲۰

  1. از پا که می افتم دستم را می‌گیرد عصا.
  2. تعریف دیگری از خود دارند آدم های بی خودی.
  3. سیاست خارجی ام اجازه نمی داد کسی را داخل آدم حساب کنم.
  4. سگرمه در هم می کشید کولر از گرمای تابستان.
  5. در سلسله نشست های تخصصی پایم خواب می رود خودم کابوس می بینم.
  6. زیر و بم صدای ام را درآورد روزگار.
  7. فکرم خراب بود کسی نتوانست ذهن ام را بخواند.
  8. آدم های تازه به دوران رسیده به دوران دیگری نمی رسند.
  9. قیچی لازم می شدم برای بریدن دم آدم های فضول زندگی ام.
  10. چشم ام را پای تلویزیون گذاشتم عینکی شدم.
  11. با آغوش باز به استقبال ام می آیند بدبختی ها.
  12. شوربختی ام را رقم می زنند آدم های با نمک زندگی ام.
  13. یخ میهمانی را آب می کنم با دعوت از آتش پاره ها.

محمد مهدی معارفی

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...