خلاصه کتاب زمین نو

دسته‌بندی: کتاب
تاریخ انتشار: ۱۴۰۴ آبان ۱۵, پنجشنبه ساعت ۲۰:۰۸۰ رأیبدون امتیاز
خلاصه کتاب زمین نو

آگاهی از هدف زندگی‌ خلاصه کتاب «زمین نو» (A New Earth) لُب کلام کتاب الهام‌بخش «اِکهارت تُله» (Eckhart Tolle) نویسنده و متفکر آلمانی‌کانادایی است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. تُله، که پیش‌تر با کتاب پرفروش «قدرت...

آگاهی از هدف زندگی‌

خلاصه کتاب «زمین نو» (A New Earth) لُب کلام کتاب الهام‌بخش «اِکهارت تُله» (Eckhart Tolle) نویسنده و متفکر آلمانی‌کانادایی است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. تُله، که پیش‌تر با کتاب پرفروش «قدرت حال» شناخته شده بود، در این اثر گامی فراتر می‌گذارد و نگاهی عمیق‌تر به بیداری آگاهی انسان و تحول درونی او می‌اندازد.
در «زمین نو»، تُله توضیح می‌دهد که بیشتر رنج‌های فردی و جمعی بشر ریشه در سلطه‌ی «خودِ ذهنی» دارد؛ همان صدای بی‌وقفه‌ای در سر که انسان را از تجربه‌ی مستقیم زندگی بازمی‌دارد. او با زبانی ساده اما ژرف، نشان می‌دهد چگونه می‌توان با رهایی از این الگوهای ذهنی و خودمحوری، به آگاهی تازه‌ای رسید که هم فرد و هم جهان را دگرگون می‌کند. این کتاب تلفیقی از فلسفه، روان‌شناسی و معنویت است و به‌جای تکیه بر آموزه‌های دینی، بر تجربه‌ی درونی و حضور آگاهانه تمرکز دارد.

بخشی از متن کتاب زمین نو:
«زمین ۱۱۴ میلیون سال پیش، صبحی اندکی پس از طلوع خورشید: نخستین گلِ تاریخ سیاره شکوفا شد تا پرتوهای خورشید را در آغوش گیرد. پیش از این رخداد شگرف که نشانه‌ای از دگرگونی تکاملی در حیات گیاهان بود، زمین میلیون‌ها سال در پوششی از گیاهان سبز فرو رفته بود. گلِ نخست احتمالاً چندان دوام نیاورد و به‌عنوان پدیده‌ای نادر و پراکنده باقی ماند، چرا که شرایط برای گسترش عمومی گل‌ها هنوز مهیا نبود. اما سرانجام روزی رسید که آستانه‌ای بحرانی پشت سر گذاشته شد و ناگهان انفجاری از رنگ و عطر در سراسر زمین پخش شد. اگر در آن هنگام آگاهی‌ای در جهان بود، بی‌تردید از تماشای آن به شگفتی فرو می‌رفت.
مدت‌ها بعد، این موجودات لطیف و خوش‌عطر که ما آن‌ها را «گل» می‌نامیم، نقشی اساسی در تکامل آگاهی گونه‌ای دیگر ایفا کردند: انسان. با رشد و گسترش آگاهی بشر، گل‌ها نخستین چیزهایی بودند که انسان‌ها به آن جذب شدند و شیفته‌اش گشتند. گل‌ها از معدود پدیده‌هایی بودند که انسان آن‌ها را نه به‌خاطر فایده‌ای عملی، بلکه به‌دلیل زیبایی‌شان ارزشمند می‌دانست. آن‌ها الهام‌بخش هنرمندان، شاعران و عارفان بی‌شماری شدند. عیسی ما را فرا می‌خواند تا به گل‌ها بنگریم و از آن‌ها بیاموزیم چگونه زندگی کنیم. گفته می‌شود بودا نیز روزی در موعظه‌ای خاموش، تنها گلی را در دست گرفت و به آن نگریست. پس از مدتی، یکی از شاگردانش، راهبی به نام ماهاکاشیاپا، لبخند زد، گویی تنها او پیام را دریافت کرده بود. بنا بر روایت، آن لبخندِ آگاهی نسل‌به‌نسل میان بیست‌وهشت استاد منتقل شد و سرانجام به پیدایش مکتب «ذن» انجامید.»
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...