خلاصه کتاب موسیقی چگونه کار می کند

دسته‌بندی: کتاب
تاریخ انتشار: ۱۴۰۴ آبان ۳۰, جمعه ساعت ۶:۵۹۰ رأیبدون امتیاز
خلاصه کتاب موسیقی چگونه کار می کند

چگونگی تلاقی شرایط و خلاقیت در شکل‌گیری موسیقی خلاصه کتاب «موسیقی چگونه کار می کند» (How Music Works) مغز کتاب «دیوید برن» (David Byrne)، موسیقی‌دان، آهنگساز و هنرمند خلاق اسکاتلندی‌تبارِ آمریکایی است که...

چگونگی تلاقی شرایط و خلاقیت در شکل‌گیری موسیقی

خلاصه کتاب «موسیقی چگونه کار می کند» (How Music Works) مغز کتاب «دیوید برن» (David Byrne)، موسیقی‌دان، آهنگساز و هنرمند خلاق اسکاتلندی‌تبارِ آمریکایی است که نخستین‌بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این کتاب یکی از متفاوت‌ترین و هوشمندانه‌ترین آثاری است که درباره موسیقی نوشته شده؛ زیرا نه‌تنها از تجربه چند دهه فعالیت حرفه‌ای نویسنده سرچشمه می‌گیرد، بلکه موسیقی را از زاویه‌هایی بررسی می‌کند که کمتر کسی به آن‌ها فکر کرده است.
برن در این کتاب نشان می‌دهد که موسیقی فقط از نبوغ فردی هنرمند زاده نمی‌شود؛ بلکه مکان اجرا، فناوری ضبط، فرهنگ، اقتصاد، تاریخ، مخاطب، و حتی معماری سالن‌ها، همگی شکل و مسیر موسیقی را تعیین می‌کنند. او با مثال‌های جذاب از تجربه‌های خود—از دوران حضورش در گروه Talking Heads تا کار با سازهای جهانی—توضیح می‌دهد که موسیقی چطور کار می‌کند، چرا بعضی صداها ماندگار می‌شوند و چگونه نوآوری در هنر به‌وجود می‌آید.

بخشی از کتاب موسیقی چگونه کار می کند:
«من به مرور به یک نکته مهم درباره آفرینش هنری پی بردم: این‌که زمینه و شرایط تا حد زیادی تعیین می‌کند چه چیزی نوشته، نقاشی، مجسمه، خوانده یا اجرا می‌شود. شاید این حرف در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسد، اما در حقیقت خلافِ دانسته رایج است؛ دانسته‌ای که می‌گوید آفرینش از درونِ هنرمند بیرون می‌جوشد از احساسات، شور، یا یک نیروی خلاق مهارنشدنی که باید شنیده، خوانده یا دیده شود.
در روایت‌های معمول، آهنگساز کلاسیک ناگهان به وجد می‌رسد، نگاهش تغییر می‌کند و شروع می‌کند به نوشتن قطعه‌ای کامل که نمی‌توانست در هیچ قالب دیگری وجود داشته باشد. یا خواننده راک و رول که گویی با شوق و نیرویی ناگهانی، ترانه‌ای شگفت‌انگیز و بی‌نقص خلق می‌کند؛ ترانه‌ای که انگار باید دقیقاً سه دقیقه و دوازده ثانیه باشد و نه بیشتر یا کمتر. این همان تصور رمانتیک از چگونگی خلق اثر هنری است. اما من فکر می‌کنم مسیر آفرینش تقریباً ۱۸۰ درجه مخالف این نگاه است. باور دارم ما، به‌صورت ناخودآگاه، آثارمان را طوری می‌سازیم که در قالب‌های ازپیش‌موجود جا بگیرند.
البته که شور و احساس همچنان وجود دارد. این‌که شکل نهایی اثر تا حدی از پیش تعیین‌شده است یا بر اساس فرصت‌ها شکل می‌گیرد، به این معنا نیست که خلاقیت باید سرد، مکانیکی یا بی‌روح باشد. مواد تاریک یا عاطفی معمولاً راه خود را پیدا می‌کنند و روند شکل‌گیری اثر—متناسب شدن فرم با شرایط موجود—بیشتر ناخودآگاه و غریزی است. ما معمولاً حتی متوجهش نمی‌شویم. فرصت و امکان اجرا اغلب مادر اختراع‌اند. داستان احساسیِ «باید از دل بیرونش بریزم» همچنان گفته می‌شود، اما فرمِ آن داستان، از محدودیت‌های زمینه‌ای پیشین پیروی می‌کند.»

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...