به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، در زمستان ۱۹۷۱، شهر «داکا» ـ پایتخت بخش شرقی پاکستان آن زمان ـ صحنه یکی از سنگینترین فروپاشیهای نظامی قرن بیستم بود؛ جایی که بیش از ۹۰ هزار سرباز و افسر پاکستانی در برابر ارتش هند تسلیم شدند. این واقعه که بزرگترین تسلیم نظامی پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرود، نتیجه جنگی کوتاه اما سرنوشتساز بود که همزمان در دو جبهه شرقی و غربی میان هند و پاکستان جریان داشت و در نهایت به جدایی بخش شرقی و تولد کشور بنگلادش انجامید.
شکست ۱۹۷۱ تنها یک ناکامی نظامی نبود، بلکه به نقطه عطفی در ذهنیت راهبردی پاکستان تبدیل شد؛ شکستی که در حافظه جمعی این کشور بهعنوان نشانهای از آسیبپذیری ساختاری در برابر هند ثبت شد. درک این واقعیت که در یک درگیری تمامعیار، برتری عددی، صنعتی و بینالمللی میتواند سرنوشت جنگ را تعیین کند، نگاه نخبگان نظامی و سیاسی اسلامآباد را بهطور بنیادین تغییر داد.
از همان زمان، ارتش پاکستان به این جمعبندی رسید که تکیه بر الگوهای کلاسیک قدرت نظامی ـ یعنی برابری کامل در همه حوزهها ـ نه ممکن است و نه پایدار. اختلاف عمیق در ظرفیت اقتصادی میان هند و پاکستان، این شکاف را تشدید میکرد؛ بهگونهای که اقتصاد هند امروز بیش از ده برابر بزرگتر از پاکستان است و امکان سرمایهگذاری گسترده در تسلیحات پیشرفته، تحقیق و توسعه و تنوع منابع تسلیحاتی را برای دهلی فراهم میسازد.
در چنین شرایطی، پاکستان به جای تلاش برای رقابت مستقیم در همه سطوح، به سمت شکلدهی به یک دکترین متفاوت حرکت کرد؛ دکترین «قدرت کافی». هدف این رویکرد نه سلطه نظامی و نه برابری کامل، بلکه جلوگیری از شکست و ایجاد بازدارندگی قابل اتکا بود. به بیان دیگر، اسلامآباد به دنبال ساختن ظرفیتی بود که هرگونه ماجراجویی نظامی را برای طرف مقابل پرهزینه و غیرقابل پیشبینی کند.
این منطق بهتدریج در سه حوزه اصلی تجلی یافت: موشکی، هوایی و دریایی. در حوزه موشکی، پاکستان با توسعه مجموعهای از سامانههای بالستیک، از جمله خانوادههای «حتف»، «غوری» و «شاهین»، توانست یک بازدارندگی مستقل ایجاد کند که وابسته به زیرساختهای پیچیده و آسیبپذیر هوایی نباشد. مزیت این سامانهها در آن بود که با هزینهای کمتر، امکان تهدید عمق استراتژیک دشمن را فراهم میکردند و در عین حال، قابلیت حمل کلاهک هستهای نیز داشتند.
در ادامه، با توسعه موشکهای کوتاهبردی مانند «نصر»، مفهوم بازدارندگی وارد مرحلهای جدید شد؛ مرحلهای که در آن هدف نه فقط پاسخ به تهدیدات بزرگ، بلکه بستن فضاهای خاکستری در میدان نبرد بود. این تحول در واکنش به دکترین نظامی هند موسوم به «شروع سرد» شکل گرفت؛ راهبردی که بر حملات سریع، محدود و کنترلشده برای ایجاد فشار سیاسی بدون عبور از آستانه جنگ هستهای تکیه داشت.
در کنار توان موشکی، نیروی هوایی نیز با رویکردی متفاوت بازسازی شد. پروژه مشترک «جیاف-۱۷ تاندر» با چین، نمونهای از تلاش پاکستان برای ایجاد یک ناوگان هوایی مقرونبهصرفه، قابل اتکا و مستقل از زنجیره تأمین غربی بود. این جنگنده نهتنها شکاف عددی با هند را تا حدی کاهش داد، بلکه به اسلامآباد امکان داد زیرساخت صنعتی داخلی خود را در حوزه هوانوردی تقویت کند.
در نبردهای هوایی اخیر نیز، عملکرد این سامانهها نشان داد که مزیت صرفاً در تکنولوژی یک پلتفرم نیست، بلکه در یکپارچگی شبکه رزمی است؛ جایی که رادارها، سامانههای هشدار زودهنگام، جنگندهها و موشکها در قالب یک زنجیره تصمیمگیری هماهنگ عمل میکنند.
در حوزه دریایی، تجربه محاصره بندرها در جنگ ۱۹۷۱ و تهدیدهای بعدی، پاکستان را به سمت یک راهبرد دفاعی متفاوت سوق داد؛ راهبردی که هدف آن نه برتری دریایی، بلکه جلوگیری از «خفگی استراتژیک» بود. بر همین اساس، تمرکز بر ناوگان متوسط، ناوچههای چندمنظوره و بهویژه زیردریاییها قرار گرفت؛ ابزارهایی که در صورت بحران میتوانند توازن را بر هم بزنند و تهدیدی دائمی برای خطوط کشتیرانی ایجاد کنند.
در کنار این، توسعه بندر گوادر نیز بهعنوان جایگزینی برای کراچی، بخشی از تلاش برای کاهش آسیبپذیری جغرافیایی محسوب میشود. در واقع، پاکستان به جای تمرکز بر تسلط کامل دریایی، به دنبال توزیع ریسک و افزایش هزینه هرگونه محاصره احتمالی بوده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد که قدرت نظامی پاکستان نه بر پایه انباشت ثروت یا رقابت همسطح با قدرتهای بزرگ، بلکه بر اساس منطق بقا و بازدارندگی شکل گرفته است. این کشور با استفاده از ترکیبی از راهحلهای کمهزینهتر، بومیسازی فناوری و اتکا به شرکای شرقی، مدلی از قدرت را ساخته که هدف آن نه پیروزی مطلق، بلکه جلوگیری از شکست است.
با وجود محدودیتهای اقتصادی و فشارهای خارجی، این رویکرد باعث شده پاکستان به جای یک بازیگر منفعل، به کشوری تبدیل شود که توانایی ایجاد بازدارندگی معتبر در برابر رقیب بزرگتر خود را حفظ کرده است؛ بازدارندگیای که درک آن نه در حجم تسلیحات، بلکه در منطق استفاده و معماری آن نهفته است.
انتهای پیام/