نینیبان: گاهی رفتارهایی از کودکان میبینیم که برای والدین عجیب، خستهکننده یا حتی نگرانکننده به نظر میرسد؛ کودکی که مدام توجه میخواهد، بهانه میگیرد، وسایلش را پرت میکند، زود عصبانی میشود یا حاضر نیست از والدین جدا شود. اما پشت بسیاری از این رفتارها، چیزی بیشتر از «لجبازی» یا «شیطنت» وجود دارد. کودکان هنوز مهارت کافی برای بیان احساسات و نیازهای خود با کلمات را ندارند و گاهی رفتارشان همان پیامی است که نمیتوانند به زبان بیاورند.

وقتی کودک مدام توجه میخواهد
یکی از رفتارهای رایج میان کودکان، درخواست مداوم توجه است؛ از صدا زدنهای پیدرپی گرفته تا انجام کارهایی که میدانند باعث واکنش والدین میشود. بسیاری از والدین در این شرایط تصور میکنند کودک فقط میخواهد «اذیت کند»، اما گاهی این رفتار میتواند نشانه نیاز به ارتباط بیشتر باشد.
کودک ممکن است احساس کند زمان کافی با والدین نمیگذراند یا نیاز دارد مطمئن شود هنوز برای آنها مهم است. اختصاص دادن چند دقیقه زمان باکیفیت در طول روز، بدون موبایل و حواسپرتی، میتواند به کاهش این رفتارها کمک کند.
لجبازی همیشه به معنای نافرمانی نیست
وقتی کودک مخالفت میکند، لباس نمیپوشد، غذا نمیخورد یا حاضر نیست کاری را انجام دهد، اولین واکنش بسیاری از والدین عصبانیت است. اما گاهی لجبازی میتواند نشانه تلاش کودک برای به دست آوردن حس استقلال باشد.
کودکان در بعضی سنین دوست دارند انتخاب کنند و احساس کنند روی بخشی از زندگی خود کنترل دارند. دادن انتخابهای کوچک، مثل اینکه «لباس آبی را میپوشی یا سبز؟» یا «اول مسواک میزنی یا لباس خوابت را میپوشی؟»، میتواند به آنها کمک کند بدون اینکه وارد جنگ قدرت شوند.

گریههای زیاد؛ نشانه ضعف نیست
بعضی والدین تلاش میکنند سریع جلوی گریه کودک را بگیرند، اما گریه یکی از راههای طبیعی کودکان برای تخلیه احساسات است. کودکی که گریه میکند ممکن است خسته، ناراحت، مضطرب یا نیازمند آرامش باشد.
به جای جملاتی مثل «گریه نکن» یا «چیزی نشده»، بهتر است احساس کودک را نامگذاری کنیم؛ مثلاً «میدونم ناراحت شدی» یا «به نظر میاد این اتفاق برات سخت بود». این کار به کودک کمک میکند به مرور احساساتش را بهتر بشناسد و بیان کند.
پرخاشگری ممکن است از یک احساس پنهان بیاید
زدن، پرت کردن وسایل یا فریاد زدن رفتارهایی هستند که باید مدیریت شوند، اما پشت آنها همیشه خشم ساده وجود ندارد. کودک ممکن است نتواند ناامیدی، حسادت، خستگی یا ناراحتی خود را توضیح دهد و آن را با رفتار نشان دهد.
در چنین موقعیتهایی، علاوه بر مشخص کردن مرزها، مهم است که علت رفتار را هم پیدا کنیم. کودک باید بداند احساساتش قابل قبول هستند، اما هر رفتاری برای نشان دادن آنها مناسب نیست.
چسبیدن بیش از حد به والدین
بعضی کودکان هنگام جدا شدن از پدر یا مادر، حتی برای زمان کوتاه، واکنش شدیدی نشان میدهند. این رفتار میتواند نشانه نیاز به احساس امنیت باشد. تغییرات محیطی، ورود به مهدکودک، تولد خواهر یا برادر یا حتی یک دوره پراسترس در خانواده میتواند باعث شود کودک بیشتر به والدین وابسته شود.
ایجاد یک برنامه ثابت، خداحافظی کوتاه و مطمئن و نشان دادن اینکه والدین همیشه بازمیگردند، به کودک کمک میکند احساس امنیت بیشتری داشته باشد.

به جای جنگ با رفتار، پیام پشت آن را پیدا کنیم
رفتار کودکان همیشه یک پیام دارد؛ گاهی کودک با گریه میگوید «کمک میخواهم»، با لجبازی میگوید «میخواهم دیده شوم» و با عصبانیت نشان میدهد «احساس سختی دارم». شناخت این پیامها به والدین کمک میکند واکنشهای آرامتر و مؤثرتری داشته باشند.
قرار نیست والدین هر رفتار نادرستی را بپذیرند، اما نگاه کردن به پشت رفتارها میتواند مسیر تربیت را تغییر دهد. کودکی که احساس کند شنیده و فهمیده میشود، به مرور یاد میگیرد احساساتش را بهتر بیان کند و به جای رفتارهای شدید، از کلمات کمک بگیرد.