توافق دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، موسوم به «پیمان مکه»، در شرایطی در دستور کار مناسبات منطقهای قرار گرفته است که بیش از ۱۶۰ روز از آغاز تنشهای گسترده نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران میگذرد. در این فضای پرالتهاب، ریاض با مجموعهای از تهدیدهای امنیتی بیسابقه، از حملات موشکی و پهپادی گرفته تا انسداد مسیرهای تجاری دریای سرخ توسط انصارالله یمن و افت شدید صادرات نفت خود به آسیا، مواجه شده است.
حسین کنعانیمقدم، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با فرارو بیان کرد پیمان مکه بیش از آنکه یک سازوکار واقعی و کارآمد برای تأمین امنیت عربستان باشد، دارای جنبهای کاملاً تبلیغاتی است. به باور وی، ریاض تلاش کرده است با وارد کردن ترکیه و پاکستان به این معادله امنیتی، برای تهدیدهای روزافزونی که با آنها دستبهگریبان است، راهحلی ترکیبی از جنس سیاسی و نظامی دستوپاکند.
او در عین حال، حضور ترکیه در این پیمان را یک «قمار خطرناک» توصیف میکند. چرا که در صورت بروز هرگونه درگیری مستقیم میان آنکارا و نیروهای حشدالشعبی در منطقه، این موضوع به دلیل عضویت ترکیه در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، میتواند به سرعت ابعاد گستردهتری پیدا کرده و بحران را بینالمللیتر کند.
وی تاکید دارد که تجربه حملات اخیر و بحرانهای امنیتی ماههای گذشته به روشنی نشان داده است که حتی استقرار پایگاههای نظامی آمریکا نیز نتوانسته است امنیت پادشاهی سعودی را تضمین نماید؛ بنابراین، نمیتوان صرفاً با اتکا به دلارهای نفتی و انعقاد پیمانهای نظامی، امنیت پایدار را خریداری کرد.
پاکستان در جنگ اخیر به عربستان کمک نکرد
حسین کنعانیمقدم در تحلیل اهداف و پیامدهای پیمان مکه تصریح کرد: «به نظر میرسد عربستان سعودی سفرهای پهن کرده است تا ترکیه و پاکستان را به تناول دلارهای نفتی خود دعوت کند. این اقدام، در حقیقت یک نمایش ترکیبی نظامی و تبلیغاتی به شمار میرود.»
وی در ادامه با اشاره به چالشهای اقتصادی ریاض افزود: «این مسئله بهویژه با توجه به این موضوع که عربستان به شدت از حملات گسترده نیروهای یمنی هراس دارد و فروش کل نفت عربستان با مشکل مواجه شده است، اهمیت بیشتری مییابد. نکته حائز اهمیت دیگر این است که پس از حمله مشترک عربستان و آمریکا به نیروهای مقاومت عراق، این نیروها رسماً اعلام کردند که پس از ایام اربعین، حملات تلافیجویانهای را علیه خاک عربستان ترتیب خواهند داد. در نتیجه، عربستان برای دور زدن مجموعه این تهدیدها، ترکیه را نیز وارد معادله امنیتی خود کرد.»
وی در ادامه افزود: «همه میدانند که پاکستان از گذشته یک پیمان دفاعی دوجانبه با عربستان داشته است. مفاد این پیمان تصریح میکند که اگر طرفی علیه مکه یا مدینه تعرضی انجام دهد، پاکستان بلافاصله وارد عمل خواهد شد. با این حال، در مدت جنگ ۴۰ روزه که ایران پایگاههای آمریکایی در عربستان را هدف قرار داد، پاکستان نه تنها هیچگونه اقدام تقابلی علیه ایران انجام نداد، بلکه سناریوی میانجیگری را در پیش گرفت. از سوی دیگر، یمنیها نیز دامنه حملات خود را بسیار گستردهتر کردهاند؛ آنها بابالمندب را به طور کامل بستهاند و جلوی صادرات نفت عربستان را گرفتهاند. علاوه بر این، سالهاست که بدنه نیروی انسانی ارتش عربستان ترکیبی از نیروهای خارجی، از جمله نیروهای نظامی پاکستانی است. در واقع، پاکستانیها رسماً در ارتش عربستان استخدام شدهاند و البته این موضوع درباره ساختار نظامی امارات متحده عربی نیز کاملاً صدق میکند.»
کنعانی مقدم ادامه داد: «با بررسی سابقه روابط دفاعی میان ریاض و اسلامآباد میتوان دریافت که انعقاد یک پیمان دفاعی، لزوماً به معنای ورود مستقیم و بیقیدوشرط یک کشور به صحنه نبرد نیست. این واقعیت بهویژه در جریان درگیریهای ۱۶۰ روزه اخیر نمایان شد؛ جایی که پاکستان به جای ورود نظامی به میدان منازعه، ترجیح داد محتاطانه عمل کرده و نقش یک میانجیگر دیپلماتیک را ایفا کند. بر این اساس، ناظران سیاسی معتقدند نمیتوان صرفِ امضای «پیمان مکه» را به معنای شکلگیری یک ائتلاف نظامی منسجم با قابلیت واکنش فوری و قاطع در برابر تمامی تهدیدها قلمداد کرد.»
این کارشناس امور منطقه اشاره کرد: «حضور مستشاران و نیروهای پاکستانی در ساختار نظامی عربستان دارای سابقهای طولانی است و این امر نشان میدهد که پیوندهای امنیتی میان دو کشور صرفاً به امضای توافقنامههای جدید محدود نمیشود. با این وجود، تحول حائز اهمیتی که در مقطع کنونی رخ داده، تقلای فزاینده ریاض برای وارد کردن بازیگران قدرتمند دیگری همچون ترکیه به کانون معادلات امنیتی خود است. این اقدام، بیش از هر چیز برخاسته از عمق نگرانیهای مقامات سعودی نسبت به گسترش و تشدید تهدیدهای نامتقارن منطقهای ارزیابی میشود.»
عربستان از ترس حملات یمنیها و حشدالشعبی پیمان مکه را امضا کرد
این کارشناس امور منطقه در خصوص انگیزههای اصلی عربستان سعودی برای مشارکت در این پیمان دفاعی تصریح کرد: «عربستان صرفاً از ترس تداوم حملات نیروهای یمنی و با هدف جلوگیری از حملات موشکی و پهپادی حشدالشعبی اقدام به تدوین و امضای این توافقنامه کرده است. البته باید توجه داشت که ترکیه با مشارکت در این توافقنامه، عملاً وارد یک قمار بسیار خطرناک شده است. دلیل این امر آن است که ترکیه یکی از اعضای کلیدی ناتو محسوب میشود و اگر بخواهد به بهانه این پیمان علیه مواضع حشدالشعبی در خاک عراق دست به حمله نظامی بزند، این اقدام به معنای ورود مستقیم ناتو به عرصه جنگ خواهد بود. در چنین سناریویی، با در نظر گرفتن این واقعیت که ناتو هنوز نتوانسته است بحران جنگ اوکراین را به طور کامل حلوفصل کند، جبهه کاملاً جدیدی علیه این سازمان نظامی باز خواهد شد. این موضوع خود داستان مفصلی به همراه خواهد داشت و چهبسا به پاشنه آشیل و نقطه ضعف جدی نیروهای ناتو در سطح منطقه تبدیل شود.»
کنعانی مقدم گفت: «ورود رسمی ترکیه به این ائتلاف سهجانبه، مهمترین وجه تمایز «پیمان مکه» در قیاس با ترتیبات دفاعی پیشین پادشاهی سعودی به شمار میرود. برخلاف پاکستان، عضویت ترکیه در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) باعث میشود تا هرگونه رویارویی مستقیم نظامی آنکارا با گروههای مسلّح عراقی، بحران را از سطح یک مناقشه محدود منطقهای فراتر برده و به یک تقابل بینالمللی تبدیل کند.»
وی در ادامه با تاکید بر پیامدهای این موضوع افزود: «از این منظر، نگرانی بنیادین این است که یک درگیری ظاهراً محدود، بتواند به صورت تدریجی پای بازیگران قدرتمند بیشتری را به معادلات منطقه باز کند. این امر بهویژه در شرایط کنونی که ناتو همچنان درگیر مدیریت پیامدهای فرسایشی جنگ اوکراین است و موفق به مهار کامل این بحران نشده، بسیار حائز اهمیت است. در چنین اتمسفری، گشوده شدن یک جبهه نبرد جدید در قلب خاورمیانه، قادر است فشار مضاعف و شکنندهای بر پیکره این ائتلاف غربی وارد ساخته و حتی به بزرگترین نقطه ضعف استراتژیک آنها در منطقه بدل گردد.»
امنیت خریدنی نیست؛ پایگاههای آمریکا هم نتوانستند عربستان را ایمن کنند
این فرمانده پیشین سپاه پاسداران با تاکید بر این اصل که امنیت با پول قابل خریداری نیست، اظهار داشت: «از دیدگاه من، این وضعیت و تحرکات اخیر بیشتر دارای جنبههای تبلیغاتی است و در میدان عمل، کارکرد نظامی خاصی به دنبال نخواهد داشت. با این حال، بسیار خوب است که سردمداران عربستان سعودی به این درک برسند که در شرایط پیچیده کنونی، امنیت کالایی نیست که بتوان آن را خریداری کرد. اگر امنیت خریدنی بود، استقرار این حجم عظیم از پایگاههای نظامی آمریکایی در خاک عربستان و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس، باید به تولید امنیت پایدار منجر میشد؛ اما همه شاهد بودیم که هرگز چنین اتفاقی رخ نداد.»
او افزود: «در طول تمامی تنشهای اخیر، صنعت نفت سعودی همواره زیر آتش موشکهای یمنی بهشدت آسیبپذیر نشان داد و از تاسیسات حیاتی آرامکو گرفته تا بنادر اصلی صادرکننده نفت این کشور، هیچکدام روی امنیت را به خود ندیدند. در نهایت، این اقدام سیاسی-نظامی چندان قابل اعتنا نیست و به جز ایجاد یک فرصت کاسبی و درآمدزایی برای دولتهای پاکستان و ترکیه، دستاورد دیگری برای ریاض به همراه نخواهد داشت.»
این کارشناس اضافه کرد: «گره کور و مسئله اصلی عربستان سعودی، فقر یا کمبود پیمانهای امنیتی روی کاغذ نیست، بلکه بحران واقعی در آسیبپذیری ذاتی ساختار دفاعی این کشور در برابر الگوهای جنگ نامتقارن نهفته است. بر همین اساس، حتی استقرار گسترده نیروها و تاسیسات نظامی ایالات متحده نیز نتوانسته است مانع از آن شود که زیرساختهای اقتصادی و استراتژیک ریاض در برابر موج حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیر باقی نماند.»
به اعتقاد کنعانی مقدم: «پیمان مکه اقدامی است که پیش از آنکه پتانسیل تغییر در معادلات کلان امنیتی خاورمیانه را داشته باشد، زمینهساز تامین منافع اقتصادی و سیاسی مقطعی برای آنکارا و اسلامآباد خواهد بود. این ائتلاف سهجانبه، تا زمانی که نتواند راهکاری عملی برای برطرف کردن ضعفها و آسیبپذیریهای واقعی پدافندی عربستان ارائه دهد، هرگز نمیتواند نقش یک سپر امنیتی واقعی و قابلاتکا را برای پادشاهی سعودی ایفا نماید.»